-ڪٰفِيْل-
…
در میانِ نیزهها گم شد صدای کودکی
کربلا فهمید یعنی عشق در اوجِ بندگی…/
نوجوانی رفت و ماند از او فقط یک داغِ سرخ؛
گریهها از خیمه آمد، آسمان هم شد سیاه و تلخ…
-ڪٰفِيْل-
…
نوجوانِ دشتِ خون، ای یادگارِ مجتبی
پیکرت افتاد و شد آینهی صبرِ وفا🖤
-ڪٰفِيْل-
…
یادِ لبخندت میانِ خیمهها آتش زده
هر نفس در کربلا با نامِ تو ماتم شده…
-ڪٰفِيْل-
…
بی عبا می نگرم لاله ی پرپر شده را؛
من چگونه ببرم قاسم اکبر شده را...
-ڪٰفِيْل-
…
میانِ میدان چه آمد بر سرِ آن قامتِ نور
جز تنِ صدپاره و یک آسمان اندوه و شور…
-ڪٰفِيْل-
…
قاسمِ لیلایِ زهرا، ای امیدِ خیمهها
رفتی و ماند از تو داغی تا ابد بر دلها…💔