-ڪٰفِيْل-
…
اِلا مادر به قربون جمالت
رخ ِچون بدر ُابروی ِهلالت
سه روز ِآخری شیری نخوردی
علی چجوری من بگم شیرم حلالت…
-ڪٰفِيْل-
…
میگفت خواهر تو سر و تنشو نگه دار من تیر رو بکشم بیرون از حنجرش،
یا من سر و تنشو نگه میدارم تو تیر رو بکش بیرون از حنجرش،
یه وقت سر بچم از تنش جدا نشه…
[وایعلیاصغرم]
-ڪٰفِيْل-
میخواستم برای خودت محشری شوی تا چند سال بعد علی اکبری شوی...
میخواستم که قد بکشی مثل دیگران
شاید عصای پیری یک مادری شوی...
-ڪٰفِيْل-
...
ببین که یک شبه مردی شدی برای خودت
و ایستاده ای امروز روی پای خودت...
-ڪٰفِيْل-
...
کاش میشد قطره آبی به خیمه میرسید
آب ها هم کاشکی حر پشیمان داشتند../💔