🏴«یک روز و هزار سال»🏴
کربلا، نه یک واقعه در تقویمِ تاریخ، که جریانیست جاری در رگهای زمان. نمایش «یک روز و هزار سال»، مروری است بر پیوندِ ناگسستنیِ حماسهای که در یک نیمروز رقم خورد و در پهنهی قرنها تکثیر شد.
گروه نمایشی «دختران اصیلا» به کارگردانی سرکار خانم کیخا، شما را به ضیافتِ این روایتِ آیینی فرا میخواند؛ تلاشی هنرمندانه برای بازخوانیِ سوگی که به شور بدل شد.
🗓 زمان: ۶ تیرماه
🕓 ساعت: ۱۶:۰۰
📍مکان: بجنورد، سالن گلشن
چشمانتظارِ نگاههای گرمِ شما هستیم تا در فضایِ این اثر، همنفس و همدل شویم.
آنچه خواهید دید یک روضه مجسماست...
‼️‼️‼️‼️توجه توجه توجه‼️‼️‼️‼️‼️
یکشنبه
۷ تیر ماه اجرا کنسله و فقط شنبه در خدمت شما هستیم
-ڪٰفِيْل-
....
اسارت سخت است. با بیکسی شروع میشود که بد شروعیست، با جسارت و بیاحترامی ادامه مییابد که بد ادامهایست و فقط با لطف خود حضرت حق است که میتواند تمام بشود.
بعد شهادت آنهایی که خدا دوست داشت شهیدشان ببیند، فصلی در ماجرای کربلا شروع شد؛ فصل اسارت.
-ڪٰفِيْل-
...
زینب داشت فکر میکرد چه کند، با مصیبت و با این همه زن و بچه و دشمنی که نامردی را تمام کرده. یک دفعه صدایی بلند شد: خیمه ها را بسوزانید.
بوی دود آمد و بعد شعله آتش. خیمه ها را آتش زدند.
بعضی بچهها لباسشان آتش گرفت. بعضی دود به چشم و حلقشان دویده بود. آنها که لباسشان آتش داتش اما نباید میدویدند.
خودش میدوید دنبالشان و با خاک و ماسه بیابان آتش لباسشان را خاموش میکرد.
در این وانفسا نامردها میگشتند دنبال چیزی که ارزشی داشته باشد تا ببرند. کار سخت زینب تازه شروع شده بود.