-ڪٰفِيْل-
...
گل بودی و پای تو هر خار و خسی بود
هر تکه از پیراهنت دست کسی بود…💔
#تئاترمون
-ڪٰفِيْل-
...
مرا دشمن به قصد کُشت میزدبه جسم کوچک من مُشت میزد
هرآن گه پایم از ره خسته میشدمرا با نیزهای از پُشت میزد..💔
#تئاترمون
-ڪٰفِيْل-
…
بنی اسد چه کند؟ از کجا شروع کند؟
تنِ تو اين طرف و آن طرف پراكندهست...
-ڪٰفِيْل-
…
بر آن سری که رفت به مغرب سر ِسنان،
بر جسم پایمال به مقتل دم ِاذان،
بر آن مخدرات بر زنجیر ها اسیر،
عجِّل علی ظهورك یا صاحب الزمان...
-ڪٰفِيْل-
…
به یاد پیکری که روی خاکها سه روز ماند،
نظر که میکنی به آفتاب گریه میکنی یا سیده...⁶⁹
#تئاترمون
تیر از بس كه خورده بود حسین
بر تنش مثل پیرهن شده بود
نیزه هاشان تمام شد كم كم
موقع سنگ ریختن شده بود
نفسش بین راه بر می گشت
موقع دست و پا زدن شده بود
هرچه كردند رو به قبله نشد
یعنی آنقدر پاره تن شده بود
زیر انداز خانه های دهات
كفن شاه بی كفن شده بود..💔