یک بنده خدا تعریف میکرد
از دوازده سالگی درگیر بیماری سختی بودم
وقتی درد به سراغم میآمد دیگر نفس کشیدن هم برام سخت میشد و راهی بیمارستان میشدم اما هیچ دارویی نمیتونست اون درد رو آروم کنه
فقط ذکر یا ابالفضل علیه السلام آرومم میکرد ❤️🩹
دکترا هم دیگه کاری از دستشون برنمیآمد فقط چند تا داروی آرام بخش و خواب آور میدادن که کمتر بی تابی کنم
یکی از دکترا گفت جراحی کنیم شاید بهتر شد اما عمل عواقب سختی داشت
یکی از دکترا که خیلی اسم رسم دار بود وقتی دید کاری از دستش بر نمیآید گفت خوب شدید و دیگه نیازی نیست به دکتر مراجعه کنید😃❤️🩹
بعد از چند روز دوباره دردم شروع شد رفتم بیمارستان بعد از آزمایش فهمیدن اون دکتر بخاطر اینکه اسمش خراب نشه به ما دروغ گفته بود😅 و بیماری من بیشتر از قبل پیشرفت کرده بود 💔
شش سال همینطور گذشت دیگه نه توانی برام مونده بود نه روحیهای 😞
دیگهاز همه چیز خسته بودم و هر لحظه آرزوی مرگ داشتم تا از درد خلاص بشم
۱۸سالگیبرایهمه
آغاز جوانی است اما من با موهای سفید و خستهتر از همیشه جوانی رو شروع کردم 💔
تا اینکه یک شب خواب دیدم دارم آماده میشوم برای اتاق عمل پرستاری خوش برخورد هم کنارم بود
در باز شد جوانی نورانی به سمت من آمد فقط نگاهم کرد و رفت از پرستار پرسیدم پس چرا دکتر رفت
پرستار گفت او حضرت عباس علیه السلام است 😭❤️🩹
او همینطور بیماران را شفا میدهد❤️🩹
از خواب بیدار شدم
رفتم دکتر دوباره آزمایش دادم جوابش که آمد دکتر متعجب شد گفت هیچ اثری از بیماری نیست
و اون درد برای همیشه تموم شد دکتر من
❤️🩹حضرت عباس علیه السلام بود 🖤❤️🩹
مادر که نباشد،
نظم خانه به هم میریزد؛
علیﷺ در نجف
حسنﷺ در بقیع
حسینﷺ در کربلا
و زینب(س) در دمشق...
#بسمربفاطمه