-ڪٰفِيْل-
در یکی از جنگها تیری به پای او اصابت کرد، به گونهای که پیکان تیر در استخوان او گیر کرده بود. تلاش
ای کاش ما هم تو نماز و گفتوگو با خدامون غرق میشدیم🌊🥀
-ڪٰفِيْل-
باور کنم انتخابم نکردی؟🙂💔
چقدر دردناکه که قبول کنم تو حرمت بین همه اون آدم ها جایی برای من نیست :)
-ڪٰفِيْل-
:)))))))
آقای من....
خاک سرزمینت اومد پیشم
گردنبند و انگشتر متبرکت اومد پیشم
پرچم متبرکت هم اومد پیشم
ولی من کی بیام دیدنت...؟
-ڪٰفِيْل-
:)))))))
قربونت برم من که میدونی چقد دلتنگم و هربار چیزی میفرستی تا آروم بشم :)❤️🩹✨
-ڪٰفِيْل-
:)))))))
به پرچمت دست میکشم..
خاطرات کربلا رو مرور میکنم...
دلم برات خیلی تنگه عزیزِعراقیِمن>>✨🥲💔