eitaa logo
𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑳𝒐𝒗𝒆 🥀
74 دنبال‌کننده
2 عکس
0 ویدیو
0 فایل
رمان عشق پنهان عشقی که هیچ کس فکرشو نمیکرد.... رمان سند عشق:پایان رمان عروس دشمن:پایان 𝟭𝟱𝟴📝 "عضو جمعیت نویسندگان📖" #تابع_قوانین_ایتا Mi: @Haamim1344
مشاهده در ایتا
دانلود
𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑳𝒐𝒗𝒆 🥀
عالیییی بود🍂
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑳𝒐𝒗𝒆 🥀
گروه خونیشو بهم نگفته🤣🦦
هعی مال من o هست به همه گروه خ/*ونیا میخوره برار🤣
هدایت شده از آلا/ فن حامیمم😎
𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑳𝒐𝒗𝒆 🥀 :۱۰ باران:رسیدم بیمارستان داشتم رد میشدم که پدرام از کنارم رد شد سریع رفتم دنبال کمند گشتم با بلاخره پیداش کردم نشستم پیشش:کمند خوبی؟پدرام اینجا چیکار میکرد؟ کمند با صدایی گرفته بهم گفت: هیچی اومد چنتا چرت پرت گفت منم‌ زدم تو صورتش نگاهم کر‌دم گفت: حامی تو چه حاله؟ بغضم ترکید:دکتر گفت خون زیادی ازش رفته رفته تو کما😭 پدرام دوباره اومد اَه عجب گیریه ولی نیومد سمتم.همون لحظه ساغر اومد و رفت سمت پدرام،با یه لحن لوس بهش گفت:پدرام عش‌قم اینجا چیکار میکنی؟ پدرام بهش گفت: اومدم پرپر شدن یکی رو ببینم ساغر برگشت و با من دید، ترسید بهش گفتم:ساغر؟واقعا؟ مگه تو دوستم نبودی؟ ساغر با لکنت لب زدو گفت:کمند اونجور که فکر می‌کنی نیست. داد زدم:پس چجوریههه؟نامرد تو دوست من بودییی ساغر میخواست حرف بزنه که جلوشو گرفتم:ببین دیگه نمیخوام ببینمت همین الان از جلوی چشمام گمشو ساغر گفت: و..ولی داد زدم:گم.شوووو