حاد ✊🏻 ننهقاسم
☝️🏻اول از همه چادر نماز و سجاده ام رو شستم 🧺 ✌️🏻دوم هم میخوام یه کتاب جدید شروع کنم به خوندن. کت
یکی دیگه از برنامه هام
اینه که یک چله زیارت عاشورا شروع کنم🌹
به نظرم بهترین زمانش هم همین الانه
یعنی فاصله اذان صبح تا وقت ادای نماز صبح ⛅️
🥀به نیت شهدای خانم 🥀
🌿 @had9797 🌿
حاد ✊🏻 ننهقاسم
یکی دیگه از برنامه هام اینه که یک چله زیارت عاشورا شروع کنم🌹 به نظرم بهترین زمانش هم همین الانه یع
بسمالله❣
❤️روز اول چله زیارت عاشورا ❤️
🥀به نیت بانو سمیه ، اولین شهیدهی اسلام 🥀
🌿 @had9797 🌿
khedmatgozaran.comziarat.ashoura.taheri.mp3
زمان:
حجم:
9.5M
صوت زیارت عاشورا 🎧
🌿 @had9797 🌿
هدایت شده از دالانِ خیال🦢
ترتیل جزء اول قرآن کریم.mp3
زمان:
حجم:
8M
#تحدیر جزء اول🌱
به نیت شهید حاج قاسم سلیمانی🙂✨
مدتها پیش مامانم یه نایلون پر از کتابچه های دعایی که خونه استفاده نمیشدن بهم دادن که بدم به یه مسجد یا حسینیه یا...
خلاصه که از بین اونا این کتابچه ی قدیمی بابا رو پیدا کردم.
بچه که بودم بابام همیشه از روی این دعاهای مربوط به ماه مبارک رو میخوندن .
اصلا این کتابچه بوی سفره افطار میده 🤌
برش داشتم برای خودم ...
یه قسمتی ازش برام جالبه و میخوام براتون ازش پست بذارم 💚
🌿 @had9797 🌿
🐚این روزه هم گذشت
اما
خداوندا
به تو پناه میبرم از کارهایی که کرده ام مثل ؛
تظاهر به دانستن کردم درحالیکه هیچ نمیدانستم...
🌿 @had9797 🌿
رمان رمضانی
🌙 ماه هانیه 🌙
✍به قلم حاد
قسمت دوم |
آمیختگی بوی آرد و شکر و تخم مرغ و در نهایت هل، برای همه ی آدم ها تداعی کننده ی عطر قنادی است. برای همسایه هایم، من زنِ شیرینیفروشِ تنهایی هستم که هر روز یک کار تکراری را انجام میدهم اما از نظر خودم، تک تک نان ها و کلوچه ها جان دارند، احساس دارند.
من آنها را به دنیا می آورم و چند ساعتی همراهشان زندگی میکنم تا در نهایت به دست مشتری ها برسند.
امروز هم مثل هر روز خمیر را آماده میکنم و منتظر میشوم تا ور بیاید.
از فرصت استفاده میکنم و چایی را دم میکنم. فلاسک را لبالب پر میکنم.
چانه چانه از خمیر برمیدارم و قالب میزنم.
اوهام نیست. هر کلوچه نامی دارد و هویتی. وقتی با کنجد صورتشان را آرایش میکنم، در چشمانم نگاه میکنند و حرف میزنند.
سینی که آماده میشود، درب فر را باز میکنم و سینی را داخلش میگذارم.
حرارت مثل نسیم بهاری توی فر میپیچد و کمکم نانچایی ها تپل میشوند.
با لبخند به تکتکشان نگاه میکنم .
ناگهان فر خاموش میشود.
سربلند میکنم و به اطراف نگاهی میاندازم.
سیم و دو شاخه سالماند.
صدای همهمه ی همسایهها از پنجرهی منتهی به راهرو به گوشم میرسد:
« اَهه بازم؟ داشتم اتو میکشیدم»
«فیوز ساختمون پریده؟»
«نه فکر کنم سراسریه»
قلبم همراه با همسایهها گرومو گرومپ صدا میکند. زیر چشمانم میسوزد.
هر دو دستم را روی سرم میگذارم به فر خاموش خیره میشوم.
صداها توی سرم میپیچند:
اگه سهراب بود...
اگه سهراب بود...
اگه سهراب بود...
روی زمین مینشینم و به ریشه های فرش چنگ میاندازم.
صدای خفهای ته دلم میگوید: « عیبی نداره حالا یه روز نفروش»
ولی صدای خفه آرامم نمیکند. دلم دستهای گرمی را میخواهد که روی شانه هایم بنشینند و این جمله را با تحکم بگوید.
به چراغِ خاموش فر نگاهی میاندازم و چشمانم را میبندم.
صدای صلوات توی راهرو میپیچد.
چشمانم را باز میکنم. نانچایی ها انگار که دوباره جان تازه گرفته باشند، نفس میکشیدند.
دوباره پف میکنند. لبخند به لب هایم برمیگردد.
چند دقیقه که میگذرد، فر صدایم میکند. دربش را باز میکنم و منتظر میشوم تا خنک شوند.
شال زرشکی را روی سرم میاندازم و حلقه را به دست میکنم.
هول و هراس تاریکی هنوز در جانم هست.
تند تند نانچایی ها را داخل جعبه میگذارم و وسایلم را جمع میکنم.
چهارراه کمی شلوغتر از دیروز شده است. تابلوهای «حلیم افطار» و «زولبیا بامیه رسید» در خیابان خودنمایی میکنند.
نانچایی هارا نچیده چند پسر جوان با موتور از راه میرسند.
از موتور پیاده میشوند و یکی قیمت میپرسد و دیگری کارت بانکی را بیرون میآورد.
سه نفر هستند اما چهارتا نان میخرند.
نفر سوم زیرلب میگوید:« امشب نوبت سینا بود. هرسال شب دوم میرفتیم خونه اونا. ولی امسال...» جمله اش را ادامه نمیدهد.
کسی که قیمت پرسیده بود، پاک نان هارا برمیدارد و داخل کیسهی پارچه ای میگذارد.
پسری که کارت کشیده روی تَرک مینشیند و میگوید: «لوکیشن بزنید به مقصد قطعه ۴۲» .
همگی سوار میشوند و در دل خیابان دور میشوند.
در دلم میگویم کاش یک نانچایی دیگر از طرف خودم بهشان میدادم.
بانگ اذان که میزند چایی میریزم و روزهام را باز میکنم.
در دل تاریکی شب، نور مهتاب تنهایم نمیگذارد.
#ماه_هانیه
🌿 @had9797 🌿
حاد ✊🏻 ننهقاسم
بسمالله❣ ❤️روز اول چله زیارت عاشورا ❤️ 🥀به نیت بانو سمیه ، اولین شهیدهی اسلام 🥀 🌿 @had9797 🌿
❤️روز دوم چله زیارت عاشورا ❤️
🥀به نیت ام المومنین حضرت خدیجه سلام الله علیها🥀
🌿 @had9797 🌿
بیاید نظرتون رو درباره ماه هانیه🌙 اینجا بنویسید :
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_kkd16t&btn=پیام.های.ناشناس.کانال.حاد.🌿
رو هر قسمت خونه که تکانده شده، باید بنویسم :
در روز اول فروردین بازگشایی میگردد .
🌿 @had9797 🌿