eitaa logo
[ حدیث دل ]
6هزار دنبال‌کننده
13.4هزار عکس
5.2هزار ویدیو
188 فایل
ایدی تبادلات
مشاهده در ایتا
دانلود
[ حدیث دل ]
دلم می خواهد پای پیاده به سوی فتح قله آغوشت گام بردارم تمام دلتنگی هایم را درون شعر شب جا بگذارم و
ای که چون زمستانی و من دوست دارمت دستت را از من مگیر برای بالا پوش پشمین‌ات از بازی‌های کودکانه‌ام مترس. همیشه آرزو داشته‌ام روی برف، شعر بنویسم روی برف، عاشق شوم و دریابم که عاشق چگونه با آتشِ برف می‌سوزد. 🌙 ❄️
[ حدیث دل ]
ای که چون زمستانی و من دوست دارمت دستت را از من مگیر برای بالا پوش پشمین‌ات از بازی‌های کودکانه‌ام م
صدای پایت را دوست دارم موسیقی گام هایت را دوست دارم وقتی می آیی بقچه خیالم پر می شود از ماه آسمان شبم‌ پر می شود از نور و چشم های خسته و خیسم دوباره با تماشای عشق آشتی می کنند 🌙 ❄️
[ حدیث دل ]
صدای پایت را دوست دارم موسیقی گام هایت را دوست دارم #توووو وقتی می آیی بقچه خیالم پر می شود از ماه
فانوس چشم هایت را چراغ راه این شب های بلند ‌و تاریک نما دیدگانت را بر سقف آسمانم بیاویز لبخند بزن ‌و با روشنای نگاهت نورانی کن کوچه پس کوچه های شب های بلند زمستان را مرا میهمان تماشای خیال بکر و نابت نما و گره بگشا از دلتنگی هایی که با نبودنت درون دریای خاطرم موج می زند 🌙 ❄️
[ حدیث دل ]
دلم که برایت تنگ می شود بارانی بلندم را می پوشم راه میفتم درون خیابان تنهایی بدون چتر زیر آسمان پایی
لنگر بینداز در ساحل امن آغوشم و چونان موجی که از دامن دریا به سکوت ساحل پناه می برد بستر آغوشم را منزلگاه خویش نما سر بر شانه ام بگذار و با بذل ماه چشمانت شب های تاریک نگاهم را روشنایی به وسعت عشق ببخش ... 🦋 03:03❤️
[ حدیث دل ]
لنگر بینداز در ساحل امن آغوشم و چونان موجی که از دامن دریا به سکوت ساحل پناه می برد بستر آغوشم را
دستم به هنگام نوشتن نامت می لرزد! هر بار که تو را مشق می کنم، سطرها هیجان زده می شوند! شعر مسیر خودش را گم می کند! و من کودکانه دنبال جایی می گردم، به هر بهانه ای تنها با همین قلم، که چشمانش مشتاق نوشتن بر روی این صفحه ست، بفهمانم شرح احساسم آسان نیست! چگونه برایت از روزهای بارانی بگویم، که دلم هوایی می شود؟! و تنها در کوچه و خیابان در خیالم کنار عشق را قدم می زنم؟! 🌙 🦋
[ حدیث دل ]
دلم که برایت تنگ می شود بارانی بلندم را می پوشم راه میفتم درون خیابان تنهایی بدون چتر زیر آسمان پایی
من پنهان شده‌ام در عطرِ نرگسِ رویِ ایوانت که درخانه می‌رقصد... در گرمایِ شال گردنی که هنوز ردِ دستانم را به یادگار دارد... در آرامشِ برفِ پشتِ پنجره‌ات... در بویِ دارچینی که در چایَت نفس می‌کشد... در خش خشِ پاییز زیرِ پاهایت... و جولانِ باد در موهایت... من در حل شده‌ام، مثل سکوتِ در شب، سرما در زمستان و نفس راحتی که بعد از شنیدنِ رد نامم از‌ کوچه‌یِ گوشَت می‌کشی...! 🌙 🦋 01:01❤️
[ حدیث دل ]
دستم به هنگام نوشتن نامت می لرزد! هر بار که تو را مشق می کنم، سطرها هیجان زده می شوند! شعر مسیر خودش
بعد از تا همیشه شب ها و روزها بی ماه و مهر می گذرند از کنار ما اما پشت دریچه ها در عمق سینه ها خورشید ِ قصه های تو همواره روشن است ... 🌙 🦋
[ حدیث دل ]
بعد از #تو تا همیشه شب ها و روزها بی ماه و مهر می گذرند از کنار ما اما پشت دریچه ها در عمق سینه ها
در چشمان همه رازهاى شب لانه مى‌كنند كسي نمی‌داند چه رخ خواهد داد زمانى كه شب فرا مى‌رسد كسى مى‌تواند بگويد تو چه مى‌خواهى آسمان چه مى‌خواهد !؟ 🌙 🦋
[ حدیث دل ]
میدانم ک نمیدانی ، در این شب های حیرانی ، دلم تنگ است برای تو ، هوای چشم ها بارانی ، خزان کرده دل س
دلتنگم و هیچ بهانه ای خواب را به چشمانم عرضه نمی دارد انگار چشمان من برای سر بر بالین نهادن تماشایت را کم دارد ماشه را بکش نگاهت را شلیک کن و بگذار آرامش پنهان در چشم هایت دیدگانم را از خواب لبریز دارد نگاهت را قاب کن درون چشمانم عشقم را با قلاب احساست صید نما و بگذار دلتنگی دست از سر احساسم بردارد که همراه نگاهم باشی چشم هایم برای شب زنده داری هیچ بهانه ای ندارد 🌙 🦋
و شب را دوست می‌دارم از آن رو که آدم هایش بی نقابند... دیگر خبری از لبخندهای مصلحتی و آدمک های قوی و قهرمان های بی عیب و نقصِ روز نیست! شب که طلوع می‌کند بشر - این اندکِ فراوان رنج کشیده - فارغ از غرورِ همیشه اش برای آنچه که هست و نیست، در فراسوی کوششی بیهوده برای حفظ استقامتِ شکننده اش در برابر رنج های ناتمام، آزاد است که خودش باشد؛ سراسر بغض، خسته، مملو از امیدهای به یاس نشسته، دلتنگ، دلتنگ، و دلتنگ... 🌙 🦋