eitaa logo
- حجره ‌-
768 دنبال‌کننده
572 عکس
166 ویدیو
5 فایل
به‌نامِ‌خدای‌علی . حرف دلِ یه طلبه دهه هشتادی✊🏻 فعال فرهنگی ، اهلِ رسانه . سرباز امامِ شهید 🇮🇷 شروع : 04,1,19
مشاهده در ایتا
دانلود
/❤️‍🩹🌿
- حجره ‌-
اگر دفاع از خود باشد مقدس است ، دفاع از ملت باشد مقدس‌تر است! چون جنبه شخصی تبدیل می شود به جنبه ملی و گسترش پیدا می کند :)✊🏼🇮🇷 |
امشب برای اصفهانی‌ها دعا کنید ، خیلی بد داره میزنه :) مردم هنوز خیلی هاشون از روزهای قبل زیر آوارن‌💔
اصابت یک جنگنده اف-۱۶ در آسمان ایران «الْحَمْدُلِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ»
چه طبس چه خارک فرقی ندارد خاک ایران دشمن کُش است . .🇮🇷✊🏼
- حجره ‌-
بغض این روز بالاخره امروز شکسته شد :)💔🚶🏻‍♀
شهید سپاه قدس محل شهادت : بیروت - لبنان . \
- حجره ‌-
من دوست دارم بنویسم بزارم تو دوتا کانالاهااا ولی خب حدیث باید از زبون خودش بگه براتون🤷🏻‍♀ کلا بچه دی
حالا من مینویسم از غمِ توفیقی که نصیبِ دو دخترِ رسانه ای شد . روز سه‌شنبه بود که که برنامه ی بی برنامگی و دقیقه نودی مارا دقیق راس ساعت شروع مراسم تشیع شهدای جنگ رمضان به گلستان کشاند . حالا ما چرا رفتیم ؟ رفتیم مصاحبه ی مردمی بگیریم و حضورِ مردم را به رخ بکشیم رفتیم که نشان دهیم ایرانی فقط‌نمیگوید ؛ ایرانی میمیرد ذلت نمیپذیرد! بله به این عمل باور دارد و بهایش را هم میپردازد . - ادامه دارد . . . از زبان فاطمھ . 📸 _
- حجره ‌-
حالا من مینویسم از غمِ توفیقی که نصیبِ دو دخترِ رسانه ای شد . روز سه‌شنبه بود که که برنامه ی بی برنا
قصد داشتیم به تشیع برسیم و بعد از تشیع در محوطه ی گلستان شهدا از مردم و جمعیت حاضر مصاحبه را ضبط کنیم . ولی نمیدانم چه شد! به محل تدفین شهدا رسیدیم . داربست بسته بودند و فقط اعضای درجه یک خانواده های شهدا میتوانستند داخل بروند تقریبا برای حضور ما در آن محوطه ی حصار کشیده ۱ به ۱۰ بود . که حدیث یکدفعه انگار فرشته نجاتِ خود را یافته گفت : فاطمه این خانومه میتونه راهمون بده . همین شد و با یک تماس اجازه ورود ما صادر شد ! من هنوز در بهت بودم . غریب به ۱۵ شهید قرار بود به خاکِ سرد سپرده شوند . . . یکی یکی رد شدم از بالای سرشان و از مزار های خالی از جسمِ مطهرشان فیلم‌گرفتم . ما بالای قطعه بودیم ، فیلم را که گرفتم به حدیث گفتم ؛ بیا که به تشیع برسیم دیر میشه ) گفت ؛ بیا یکی ام اخر قطعه هست ) همین شد . بالا سر آن مزار که رسیدیم . چشمم به همسر شهید خورد که کودک چند ماهه ای بغل داشت و آقایی هم کنارشان ایستاده بود که گویا برادرشان بود . همسر شهید جان نداشت حتی روی پا باایستد . ادامه دارد . . . از زبان فاطمهـ . _