- حجره -
اگر دفاع از خود باشد مقدس است ، دفاع از ملت باشد مقدستر است!
چون جنبه شخصی تبدیل می شود به جنبه ملی و گسترش پیدا می کند :)✊🏼🇮🇷
#عکاسی |#کفِ_خیابون
امشب برای اصفهانیها دعا کنید ، خیلی بد داره میزنه :)
مردم هنوز خیلی هاشون از روزهای قبل زیر آوارن💔
- حجره -
من دوست دارم بنویسم بزارم تو دوتا کانالاهااا ولی خب حدیث باید از زبون خودش بگه براتون🤷🏻♀ کلا بچه دی
حالا من مینویسم از غمِ توفیقی که نصیبِ دو دخترِ رسانه ای شد .
روز سهشنبه بود که که برنامه ی بی برنامگی و دقیقه نودی مارا دقیق راس ساعت شروع مراسم تشیع شهدای جنگ رمضان به گلستان کشاند .
حالا ما چرا رفتیم ؟ رفتیم مصاحبه ی مردمی بگیریم و حضورِ مردم را به رخ بکشیم
رفتیم که نشان دهیم ایرانی فقطنمیگوید ؛
ایرانی میمیرد ذلت نمیپذیرد!
بله به این عمل باور دارد و بهایش را هم میپردازد .
- ادامه دارد . . .
از زبان فاطمھ #حدیث #تشیعِ_عجیب . 📸
_
- حجره -
حالا من مینویسم از غمِ توفیقی که نصیبِ دو دخترِ رسانه ای شد . روز سهشنبه بود که که برنامه ی بی برنا
قصد داشتیم به تشیع برسیم و بعد از تشیع در محوطه ی گلستان شهدا از مردم و جمعیت حاضر مصاحبه را ضبط کنیم .
ولی نمیدانم چه شد!
به محل تدفین شهدا رسیدیم .
داربست بسته بودند و فقط اعضای درجه یک خانواده های شهدا میتوانستند داخل بروند تقریبا برای حضور ما در آن محوطه ی حصار کشیده ۱ به ۱۰ بود .
که حدیث یکدفعه انگار فرشته نجاتِ خود را یافته گفت : فاطمه این خانومه میتونه راهمون بده .
همین شد و با یک تماس اجازه ورود ما صادر شد !
من هنوز در بهت بودم .
غریب به ۱۵ شهید قرار بود به خاکِ سرد سپرده شوند . . .
یکی یکی رد شدم از بالای سرشان و از مزار های خالی از جسمِ مطهرشان فیلمگرفتم .
ما بالای قطعه بودیم ، فیلم را که گرفتم به حدیث گفتم ؛ بیا که به تشیع برسیم دیر میشه )
گفت ؛ بیا یکی ام اخر قطعه هست )
همین شد .
بالا سر آن مزار که رسیدیم . چشمم به همسر شهید خورد که کودک چند ماهه ای بغل داشت و آقایی هم کنارشان ایستاده بود که گویا برادرشان بود .
همسر شهید جان نداشت حتی روی پا باایستد .
ادامه دارد . . .
از زبان فاطمهـ #حدیث #تشیعِ_عجیب .
_