❲• دختران سلیمانی 🧕🏻🕊️❳•
#شهید_محمدرضا_دهقان_امیری #شهید_مدافع_حرم😔
یا مدبر الامور✨
#شهید_دهه_هفتادی 😍❤️
که مکان و زمان شهادتش را می دانست😭
سال 93 هرچه تلاش کرد که اربعین زائر سیدالشهدا باشد، پدر و مادر راضی نشدند. قرار شد آن سال والدین راهی شوند و شرایط را برسی کنند و اگر صلاح بود، سال بعد محمدرضا همراهشان برود. چفیه ای که برایش بسیار با ارزش و هدیه رفیقش بود را به مادر سپرد تا متبرک کرده و برگرداند. در یکی از تماسهایی که با والدین داشتیم، مادر با ناراحتی به محمد خبر داد که چفیه اش در حرم امیرالمؤمنین گم شده! جواب محمد یک جمله بود: اشکال نداره، فدای سرت!
فردای آن روز مادر عکسی از یک چفیــه عربی مشکی فرستاد و گفت : این چفیه را عوض آنچه گم کردم برایت متبرک می کنم. محمد لبخندی زد و گفت :گفتم که فدای سرت، من حاجت روا میشم!
چون مدتها بود که پیگیر ازدواج بود، همه فکر می کردیم حاجتش متأهل شدن است اما وقتی پیگیرش شدیم، حاجتش را در یک کلمه بیان کرد:شهادت!
اميرالمؤمنين چفیــه ام را قبول کرد پس حاجت روا هستم؛من تا اربعین سال دیگه زنده نیستم!
حتی دوست نداشتیم به جدی بودن حرفش فکر کنیم، درد حرفش طاقت فرسا بود. نمی دانستیم آن چفیــه عربی مشکی را سال بعد پاره پاره بدستمان می رسانند، آغشته به خون گلو و سینه اش...
_سال 94 قبل از اعزام گفته بود: ان شاءالله امسال محرم زیر علم حضرت زینب زنده ایم و سینه میزنیم....
_در تماسی که از سوریه داشت، رفیقش گفته بود: محمد! زودتر برگرد تا اربعین برسی و باهم به پابوس سیدالشهدا برویم. در جواب گفته بود: شما از اونجا برید، من از همین طرف میام!!!
پازل زندگی ات را که کنار هم می چینم، جز حیرت و شرمندگی نصیبم نمی شود. وقتی الگو تو باشی محمدجانم، شرمندگی حال شب و روز خواهر است....
میدانم این روزها میزبان مهمانان سیدالشهدا هستی اما برادرانه دستی هم به دل ما جامونده ها بکش؛
دعوت نشدیم اما قلبمان مالامال از عشق حضرت ارباب است.
______________________________
*برای دیدن آن خوب، آن خجسته مطلوب /
چقدر باید از این روزهای بد، بشمارم؟
#به_دل_خسته_غمزده_رحمی
💌 پست اینستا گرامی #خواهر_شهید
به مناسبت اربعین حسینی....
#ادامه_دارد...
@Shahadat_dahe_haftad
کانال❣شهادت + دهه هفتاد❣