eitaa logo
انتشارات حماسه یاران
2.5هزار دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
1هزار ویدیو
34 فایل
انتشارات حماسه یاران نشر تخصصی جهاد و شهادت حس خوب خواندن را با ما تجربه کنید... روابط عمومی (ارتباط با ادمین) @hamasehyaran1 بخش فروش @hamasehstore1 پیگیری سفارش‌های سایت @store_manager
مشاهده در ایتا
دانلود
16.77M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 = ۱۹ سالگی، اسفند ۶۳، ، قطع نخاع از ناحیه گردن 🔻بعد از نبردی تن به تن و عاشورایی با کماندوهای بعثی 🔷در دوران جانبازی، درسش را هم ادامه داد و حتی در دانشگاه هم قبول شد،اما به دلیل حاد شدن وضعیت جسمی اش نتوانست ادامه بدهد 🔹درد ها و رنج های زیادی می کشید، بارها برای درمان مجبور شد به خارج از کشور برود، ولی با تمام اینها همیشه خندان و مهربان بود 🔶 بعد از هجمه و تهاجم سنگین فرهنگی در خانه نماند و برای بازگویی خاطرات و ایثار شهدا و همرزمانش به مدارس و جاهای مختلف می رفت. 🌷شهادت= ۳۶ سالگی اسفند ۸۰، مصادف با شهادت حضرت مسلم ابن عقیل{ع} ، بعد از ۱۷ سال روی تخت خوابیدن و روی ویلچر نشستن. انتشارات حماسه یاران | ناشر تخصصی جهاد و شهادت 🇮🇷 @hamasehyaran
📖 🔹 روایت زندگی شهلا منزوی، مادرجانباز 🖨️ ✍🏻 به قلم: 🍀درباره کتاب 📗 کتاب تب ناتمام روایت ناگفته‌هاست، 🔻 ناگفته‌هایی از زندگی یک جانباز قطع نخاعی. روایتی که هم شیرینی دارد و هم تلخی، هم ماجرای صبر دارد و هم داستان بی‌قراری، هم فراز دارد و هم نشیب. داستانی مملو از حادثه و اتفاق که خواننده را از ابتدا درگیر ماجراهای جذاب خود می‌کند و در میان کش و قوس حوادثی نفس‌گیر و کم‌نظیر، تا انتها می‌برد. ✅ سفارش کتاب تب ناتمام 👇👇👇 https://b2n.ir/a22358 ❇️ با ارسال این محتوا به عزیزانتان را منتشر کنید ... انتشارات حماسه یاران | ناشر تخصصی جهاد و شهادت 🇮🇷 @hamasehyaran
📖 🔹 روایت زندگی شهلا منزوی، مادرجانباز 🖨️ ✍🏻 به قلم: 🍀درباره کتاب 📗 کتاب تب ناتمام روایت ناگفته‌هاست، 🔻 ناگفته‌هایی از زندگی یک جانباز قطع نخاعی. روایتی که هم شیرینی دارد و هم تلخی، هم ماجرای صبر دارد و هم داستان بی‌قراری، هم فراز دارد و هم نشیب. داستانی مملو از حادثه و اتفاق که خواننده را از ابتدا درگیر ماجراهای جذاب خود می‌کند و در میان کش و قوس حوادثی نفس‌گیر و کم‌نظیر، تا انتها می‌برد. ✅ سفارش کتاب تب ناتمام 👇👇👇 https://b2n.ir/a22358 ❇️ با ارسال این محتوا به عزیزانتان را منتشر کنید ... انتشارات حماسه یاران | ناشر تخصصی جهاد و شهادت 🇮🇷 @hamasehyaran
💠 ازدواجی متفاوت با شهیدی که «قاچاقی» زنده بود 📗 معرفی کتاب « » 🥀 خانم شهلا منزوی، مادر ، در این اثر به روایت خاطرات خود از زمان کودکی پسرش تا لحظه شهادت پرداخته است. زهرا حسینی مهرآبادی، نویسنده کتاب، با پرداختی هنرمندانه، روایتگر لحظه‌های زندگی مادری است که نخستین فرزند خود را با سن کم راهی جبهه می‌کند و حالا با تغییر شرایط و جانبازی فرزند، به پرستاری عاشق تبدیل شده است؛ پرستاری‌ای که ۱۷ سال با شرایط خاص به‌طول انجامید. انتشارات حماسه یاران | ناشر تخصصی جهاد و شهادت 🇮🇷 @hamasehyaran
💠 ماجرای یک ازدواج متفاوت 📗 معرفی کتاب « » خاطرات جانباز به روایت مادر ✅ آن خانم به خواستگاری حاج حسین آمد و حسین شرایطش را پذیرفت! همسرش ماما بود، خودش درخواست کرده بود که با جانبازی ازدواج کند که درصد جانبازی‌اش بالا باشد. بنیاد هم حاج حسین را به او معرفی کرد. خانمش با یکی از مسئولان بنیاد شهید به خانه ما آمدند و با حاج حسین صحبت کردند. هرچه حاج حسین تلاش می‌کرد تا عروس خانم را از این امر منصرف کند، موفق نشد. حاج حسین می‌گفت من مانند یک نوزاد نیاز به مراقبت دارم، از صبح باید مشغول انجام امور من باشید و تمام کارها را با دقت انجام دهید... شرایط را برایش توضیح می‌داد. حاج حسین در انجام امورش خیلی دقیق بود، مثلاً دوست نداشت آبی که از لیوان می‌خورد، کمی روی گردنش بریزد، حساسیت‌ها و دقت بالایی داشت، ما هم خودمان در خلال این چند سال یاد گرفته بودیم که چه کار کنیم. بعد از صحبت‌های حاج حسین با این خانم و توافق اولیه، یک سال و نیم طول کشید تا این خانم رضایت خانواده خود را جلب کنند. بعد از خواندن خطبه عقد هم، خانمشان بلافاصله به خانه ما آمد، می‌خواست خودش یاد بگیرد که چطور از حاج حسین پذیرایی کند و امور را در دست بگیرد. 🌺 قسمتی که خواندید، تنها بخشی از کتاب تب ناتمام بود. انتشارات حماسه یاران | ناشر تخصصی جهاد و شهادت 🇮🇷 @hamasehyaran
انتشارات حماسه یاران
؛؛ مدام می‌رفت توی فکر و خیال. خیره می‌شد به یک جا و هرچه من و بچه ها صدایش می‌زدیم، نمی‌شنید ... #
✂️ برشی از کتاب تب ناتمام ... 📝 حاجی دیگر توی حال خودش نبود. دو لقمه غذا می‌خورد و نمی‌خورد. مدام می‌رفت توی فکر و خیال. خیره می‌شد به یک جا و هرچه من و بچه‌ها صدایش می‌زدیم، نمی‌شنید. بعضی از بازاری‌های مخالفِ نظام هم صبح و شب توی گوشش می‌خواندند که: «آقا مرتضی! بچه‌ی نازنین رو فرستادی میدون جنگ؟ آخه چطور دلت اومد؟ حالا منتظر باش جنازه‌شو که برات آوردن، می‌فهمی چه اشتباهی کردی!» اینها را می‌گفتند و آتش دلش را بیشتر می‌کردند. 🎁 مسابقه کتابخوانی روایت زندگی خانم شهلا منزوی مادر جانباز | ناشر تخصصی جهاد و شهادت 🇮🇷 @hamasehyaran
✂️ برشی از کتاب تب ناتمام ... 📝 مه غلیظی خیابان را گرفته بود. کاسب‌ها تا وسط خیابان آمده و خُرده شیشه‌های پودرشده‌ی مغازه‌هایشان را جارو می‌زدند. بطری‌های سرکه‌ی یکی از دکان‌ها ترکیده و آبِ قهوه‌ای رنگی داخل خیابان راه افتاده بود. بوی تیز ترشی با بوی خون‌هایی که گُله به گُله زمین را قرمز کرده بود، یکی شده بود. صدای آژیر آمبولانس‌ها و مامورهایی که بلندگو دست گرفته و مدام از مردم می‌خواستند متفرق شوند و تجمع نکنند، لحظه‌‌ای قطع نمی‌شد. 🎁 مسابقه کتابخوانی روایت زندگی خانم شهلا منزوی مادر جانباز | ناشر تخصصی جهاد و شهادت 🇮🇷 @hamasehyaran
✂️ برشی از کتاب تب ناتمام ... 📝 همه‌چیز آرام و نامحسوس پیش رفت و عاقبت شد، آنچه نباید می‌شد. تا ما و دکترها و فیزیوتراپ‌ها به خودمان بیاییم، زخم بسترهای تَک ‌و‌ توک و کوچک و کم‌رنگ تبدیل شد به هفده زخم عمیق؛ هر کدام به پهنای کف دست و عمق یک انگشت، از کتف و تیره‌ی پشت تا باسن و زانو و ساق پا. یک روز در میان پرستار از بنیاد جانبازان می‌آمد. زخم‌ها را با باندهایی که 48 ساعت در دستگاه مخصوصی ایزوله شده بود، تمیز و بعد هم پانسمان می‌کرد. کارش که تمام می‌شد، باندهای استفاده ‌شده را می‌انداخت داخل پلاستیک. درش را می‌بست و با خودش می‌برد بیمارستان. می‌گفت عفونی است و باید همراه زباله‌های عفونیِ آنجا دفن شود. 🎁 مسابقه کتابخوانی روایت زندگی خانم شهلا منزوی مادر جانباز | ناشر تخصصی جهاد و شهادت 🇮🇷 @hamasehyaran
✂️ برشی از کتاب تب ناتمام ... 📝 روزهای قبل از اعزام به آلمان، در اوج مریضی‌ها و بدحالی‌های حسین، وقتی همه دنبال راه چاره بودیم، وقتی دوست و آشنا و حتی همسایه‌ها دلواپسش بودند، وقتی روز و شبمان دعا شده بود برای سلامتی‌اش، رفتم آسایشگاه و خبرها را برایش بردم. گفتم که چقدر نذر و نیاز کرده‌اند، چقدر دعا خوانده‌اند و ختم گرفته‌اند برای شفا گرفتنش. حرف‌هایم که تمام شد، اشاره کرد سرم را جلو ببرم. ته مانده صدایش به‌زحمت تا گوش‌هایم رسید. «مامان! بهشون بگو برای شفای من دعا نکنن، چرا می‌خوان خوب بشم؟ من به این وضعیتی که دارم راضی‌ام، به دست و پاهایی که دادم، به این سختی‌ها و دردها، به همش راضی‌ام...» ریه‌های عفونت ‌کرده مجال ندادند. سرفه‌ها پشت هم آمدند و رنگ صورتش را بردند. چند قاشق آب ته حلقش چکاندم. سرفه‌ها که خوابید و چند باری که نفس گرفت، باز اشاره کرد جلو بروم. این بار گوشم را به دهانش چسباندم. «هرکس متاعی داشته باشه، می‌گرده بهترین خریدارو براش پیدا می‌کنه. ما جانبازها متاعمونو به خدا فروختیم. خدایی که از همه‌ی خریدارها بالاتره. من هیچ‌وقت این معامله رو به هم نمی‌زنم. هیچ‌وقت از خدا نمی‌خوام دست‌هایی رو که در راهش دادم پس بده، پاهام رو برگردونه. هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنم مامان، هیچ‌وقت...» 🎁 مسابقه کتابخوانی روایت زندگی خانم شهلا منزوی مادر جانباز | ناشر تخصصی جهاد و شهادت 🇮🇷 @hamasehyaran
✂️ برشی از کتاب تب ناتمام ... 📝 همه‌چیز آرام و نامحسوس پیش رفت و عاقبت شد، آنچه نباید می‌شد. تا ما و دکترها و فیزیوتراپ‌ها به خودمان بیاییم، زخم بسترهای تَک ‌و‌ توک و کوچک و کم‌رنگ تبدیل شد به هفده زخم عمیق؛ هر کدام به پهنای کف دست و عمق یک انگشت، از کتف و تیره‌ی پشت تا باسن و زانو و ساق پا. یک روز در میان پرستار از بنیاد جانبازان می‌آمد. زخم‌ها را با باندهایی که 48 ساعت در دستگاه مخصوصی ایزوله شده بود، تمیز و بعد هم پانسمان می‌کرد. کارش که تمام می‌شد، باندهای استفاده ‌شده را می‌انداخت داخل پلاستیک. درش را می‌بست و با خودش می‌برد بیمارستان. می‌گفت عفونی است و باید همراه زباله‌های عفونیِ آنجا دفن شود. 🎁 مسابقه کتابخوانی روایت زندگی خانم شهلا منزوی مادر جانباز | ناشر تخصصی جهاد و شهادت 🇮🇷 @hamasehyaran
معرفی کتاب تب ناتمام 🔹روایت زندگی شهلا منزوی، مادر جانباز شهید حسین دخانچی 💠کتاب تب ناتمام روایت ناگفته‌هاست، ناگفته‌هایی از زندگی یک جانباز قطع نخاعی. روایتی که هم شیرینی دارد و هم تلخی، هم ماجرای صبر دارد و هم داستان بی‌قراری، هم فراز دارد و هم نشیب. داستانی مملو از حادثه و اتفاق که خواننده را از ابتدا درگیر ماجراهای جذاب خود می‌کند و در میان کش و قوس حوادثی نفس‌گیر و کم‌نظیر، تا انتها می‌برد. 📖 ✏️ به قلم: خانم زهرا حسینی مهرآبادی 🖨️ 📔قطع رقعی، ۳۰۴ صفحه 💰قیمت: ۱۹۵ هزار تومان 💳برای سفارش اینترنتی کتاب تب ناتمام اینجا کلیک کنید. ☎️ برای سفارش راحت‌تر شما، این شماره تلفن ماست😊👇🏻 ۰۲۵۳۷۷۴۸۰۵۱ انتشارات حماسه یاران | ناشر تخصصی جهاد و شهادت 🇮🇷 @hamasehyaran
معرفی کتاب تب ناتمام 🔹روایت زندگی شهلا منزوی، مادر جانباز شهید حسین دخانچی 💠کتاب تب ناتمام روایت ناگفته‌هاست، ناگفته‌هایی از زندگی یک جانباز قطع نخاعی. روایتی که هم شیرینی دارد و هم تلخی، هم ماجرای صبر دارد و هم داستان بی‌قراری، هم فراز دارد و هم نشیب. داستانی مملو از حادثه و اتفاق که خواننده را از ابتدا درگیر ماجراهای جذاب خود می‌کند و در میان کش و قوس حوادثی نفس‌گیر و کم‌نظیر، تا انتها می‌برد. 📖 ✏️ به قلم: خانم زهرا حسینی مهرآبادی 🖨️ 📔قطع رقعی، ۳۰۴ صفحه 💰قیمت: ۱۹۵ هزار تومان 💳برای سفارش اینترنتی کتاب تب ناتمام اینجا کلیک کنید. ☎️ برای سفارش راحت‌تر شما، این شماره تلفن ماست😊👇🏻 ۰۲۵۳۷۷۴۸۰۵۱ انتشارات حماسه یاران | ناشر تخصصی جهاد و شهادت 🇮🇷 @hamasehyaran