eitaa logo
𝐌𝐘 𝐄𝐍𝐃𝐋𝐄𝐒𝐒 𝐋𝐎𝐕𝐄
287 دنبال‌کننده
140 عکس
78 ویدیو
1 فایل
رمان عشق همیشگی من✨️
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تایممم به فداتونننن🤍🫂🎀
نه بابا جرئت نکرده😂
𝐌𝐘 𝐄𝐍𝐃𝐋𝐄𝐒𝐒 𝐋𝐎𝐕𝐄
نه بابا جرئت نکرده😂
ولی اگه واقعاااا پسری بیا پیوی ثابتتت ککننن میام تو رابطه😂😂 چون مطمئنم چنلم پسر نداره جز یکی
𝐌𝐘 𝐄𝐍𝐃𝐋𝐄𝐒𝐒 𝐋𝐎𝐕𝐄 ╰⊱⊱ 🍃🌱 ⊱⊱╮ . 𝒫𝒶𝓇𝓉 29 . دیبا:باشه باشه نفس:الان قهر که نیستی؟ دیبا:نه نازی:مطمئن؟ دیبا:اره بیاید بریم شام رو بکشیم نفس،نازی:باشه شاهرخ:به به نازی:رفتیم کمک مامان و میز رو چیدیم و بابا رو صدا زدم که بیاد بابااا بیا شاهرخ :اومدم After نازی:غذارو رو خوردیم و چون که ظرف ها کم بود من و نفس وایستادیم بشوریم که نفس گفت نفس:نازی؟ نازی :جانم؟ نفس:در مورد چی میخواستی حرف بزنیم؟ نازی:نفس اینجا جاش نیست تو اتاق میگم نفس:بگو دیگه الان که کسی اینجا نیست نازی:نه! نفس:هعیی بابااا باشه دیبا:نازییی(داد) نازی:بعلههه؟ دیبا:چایی درست میکنیی؟یا خودم بیام؟(داد) نازی:نههه مامان درست میکنم دیبا:باشه نازی:افرین دختر بشور دیگه چیزی نمونده من برم چایی درست کنم نفس:برو درست کن ولی هنوز یه عالمه مونده! نازی:باشهه فهمیدم درست میکنم میام دوباره کمکت نفس:باشه . ....
پارت ۲۰ تقدیمتون🤍
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلامممم امیدوارم که چطورتون عالییییییی باشهههه😁
𝐌𝐘 𝐄𝐍𝐃𝐋𝐄𝐒𝐒 𝐋𝐎𝐕𝐄 ╰⊱⊱ 🍃🌱 ⊱⊱╮ . 𝒫𝒶𝓇𝓉 30 . At 15:00 حامی:سوار ماشین شدم و اومدم کارخونه که شروین رو دیدم شروین:سلام اقا حامی چه عجب شما اومدی حامی:تیکه ننداز کار داشتم 🧔‍♂️سلام آقا حامی:سلام چه خبر؟ 🧔‍♂️اقا هیچی بار اقلی عبداللهی رو سمیری اومد برد حامی:چه ساعتی؟ 🧔‍♂️۱۲ اقا حامی:خوبه چند تن برد؟ 🧔‍♂️اقا ۱۰ تن بار زدیم واسش حامی:باشه شروین :خوب دیگه بیا بریم بالا حامی:باشه شمام حواست به کار کارگرا باشه چیزی بود میای به من یا داداشم میگی 🧔‍♂️چشم حامی:شروین شروین:بله دادا؟ حامی:حواست به کارها هست دیگه؟ شروین:اره چطور؟ حامی:وقتی داشتن بار میزدن بالاترین بودی خودت دیدی ۱۰ تن زدن؟ شروین:اره چطور مگه؟ حامی:سمیری خیلی مشکوک میزنه شروین:از چه نظر؟ حامی:احساس خوبی بهش ندارم شروین:توهم الکی به همه شک داری حامی:مگه رفتار ها و کارهاشو ندیدی؟ از اینجا تا پیش عبداللهی ۴ساعت راهه الان هاست که دیگه برسه ساعت ۶ یادم بنداز به عبداللهی زنگ بزنم شروین:باشه حالا چاییی میخوری؟ برات بریزم؟ حامی:اره شروین:باشه حامی:ممنون . ....
پارت ۳۰ تقدیمتون 🤍