eitaa logo
حامیم «حلقه های میانی»
364 دنبال‌کننده
392 عکس
325 ویدیو
3 فایل
🔹حامیم یعنی «حلقه های میانی» 🔸حامیم یعنی حلقه اتصال تشکل های مردمی باهم و با حاکمیت با محوریت گفتمانی مکتب امام خمینی «ره» 📍اینجا مرکز عالم «سبزوار» ادمین @Amir_erp
مشاهده در ایتا
دانلود
🖌امیرحسین ارشادی‌پور «این یک رستورانه. فقط چادریا رو راه میدن. محیطش خیلی جالبه. خیلی آروم و معنویه. پرسنلش موقع آشپزی وضو دارن. این رستوران ویژه خانواده های مذهبیه» 🔹این بخشی از متن آگهی یک رستوران در تهران است، فضای های اختصاصی برای مذهبی ها در حال تکثیر است. این تکثیر واجد دلالت های فرهنگی و اجتماعی مهمی است و یک زنگ خطر را به صدا در آورده اند. 🔸بگذارید کمی از تاریخ بگویم؛ در زمان پهلوی اول مذهبی ها بالاجبار بر سر یک دوراهی بودند، یا باید از شئون مذهبی خود صرف نظر می کردند و مدرن می شدند و یا از عرصه عمومی کناره می گرفتند؛ اکثرا راه دوم را انتخاب کردند. 🔸این احساس ناامنی در زمان پهلوی دوم هم احساس می‌شد، اما عده ای از مذهبی ها راه دیگری غیر از خانه نشینی پیش گرفتند، آغاز این جریان «جامعه تعلیمات اسلامی» به همت شیخ عباسعلی اسلامی بود. احساس می‌کردند اقلیت هستند و منطق در اقلیت بودن اقتضاء می کند وقتی نمی‌توانی کلیت جامعه را تغییر دهی، لااقل خودت را حفظ کنی! 🔹در دهه ۳۰ این مدل گسترش پیدا کرد و به تأسیس مدارس مذهبی«علوی» و «رفاه» و «نیکان» و... انجامید. اما انقلاب اسلامی هویتی نو و پویا به جامعه مسلمان ایران بخشید، جامعه مسلمان را از حاشیه و انفعال خارج کرد و به متن تحولات اجتماعی وارد کرد و رمز آن هم «مبارزه» بود. الگوی انقلاب ساخت واتیکان‌و دهکده منتظران طالقان نبوده و نیست بلکه میخواهد در متن باشد و محور تحول باشد، نه آن که در پستویی بنشیند و «حیات گلخانه ای» را تجربه کند. 🔸فرق خمینی و حلبی همین است؛ امام خمینی با انقلاب می خواهد کشور را اسلامی کند و شیخ محمود حلبی با انجمن حجتیه می‌خواهد در حاشیه باشد تا دامنش آلوده نشود! 🔹امروز اما عده ای عمق نگاه انقلاب را درک نمی‌کنند؛ طب و مدرسه و رستوران و مجتمع مسکونی و شبکه خاص مذهبی ها تاسیس می کنند تا راه سکولار تر شدن جامعه ایرانی را هموار کنند! به جای آن که دغدغه محوری «تغییر و اصلاح جامعه» باشد، صرف حفظ خود و خانواده خود است،میخواهد شعارش خودسازی باشد و یا خانواده محوری! غافل از آن که خودسازی واقعی در دل مبارزه و میدان جهاد حاصل می شود و به عبارتی بستر جهاد اکبر، جهاد اصغر یا همان میدان نبرد است. اگر نگوییم این الگوی حجتیه است لااقل الگوی«شبه حجتیه» است. 🔸برای مثال در آموزش و پرورش چهارده میلیون دانش‌آموز رو به سوی عرفی تر شدن می‌روند و جامعه مذهبی در حال توسعه مدارس مذهبی خود با عناوین و اشکال مختلف است! پیامد این نگاه یعنی همان «حیات گلخانه ای»علاوه بر پذیرش «سکولاریسم»، از دست دادن فضای گفت و گو و تعاملات اجتماعی بین جامعه مذهبی و عموم مردم خواهد بود و نسل مذهبی مهارت کافی برای مفاهمه را از دست خواهد داد و به عبارتی دیگر در جامعه عده ای زبان همدیگر را نمی فهمند و در دنیاهای متفاوت تنفس خواهند کرد که تا حدودی آن را شاهد هستیم. 🔹راه حل بازگشت به همان الگوی تحول است یعنی در متن جامعه بودن و تغییر مناسبات اجتماعی البته توأم با و با نگاه ! یعنی تحول ساختار های رسمی و نه ساخت گلخانه های کوچک آن هم با سوءبرداشت از فرمان«آتش به اختیار»! امروز بعضی از فعالیت های جامعه مذهبی بیشتر با دوران پهلوی سنخیت دارد تا با دوران حاکمیت اسلام و جمهوری اسلامی! ۱ باید زمانه‌ خود را بشناسیم و متناسب با آن عمل کنیم؛ انتخاب با ماست! انفعال و انزوا یا مبارزه؟ در حاشیه بودن یا در متن بودن؟ پذیرش سکولاریسم یا تمدن سازی؟ پی نوشت۱: امام صادق علیه السلام میفرمایند:"خداوند برای دین دو دولت(دوره)قرار داده است: دولت و دوره آدم[خلیفه خداوند] و دولت ابلیس! پس دولت آدم، دولت خداوند است. هروقت خداوند اراده کند که آشکارا پرستش شود، دولت آدم را نمایان می کند و هر وقت اراده کند که نهانی پرستش شود دولت ابلیس[مجال می یابد]... الکافی ج۲ص۳۷۲/ج۸ص۱۵۸ @hamim57
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌 در مساله انتخابات، ما با خدا اختلاف فتوا داریم؛ 📌 ما می‌خواهیم حتما آن کسی که صلاحیت دارد، رای بیاورد؛ 📌 اما خدا می‌خواهد زمینه انتخاب و امتحان مردم فراهم شود؛ حتی اگر اشتباه کنند. 🆔 @hamim57
📌 انتخابات؛ آسانسور قدرت یا بستر مشارکت؟ (۱) 🔻 حضرت امام خمینی (ره) اهل تعارف نبود آن هم در تبیین دین خداوند. اگر انتخاب مردم و جمهور از منظر اسلام تعیین‌کننده نمی‌بود، قید جمهوریت را نمی‌آورد و نمی‌فرمود: «جمهوری اسلامی» آن هم با تاکید بر «نه یک کلمه بیشتر و ». همان زمان، کسانی می‌خواستند زیر قید اسلامیت نظام بزنند و بعضی با جمهوریت مخالف بودند. 🔻 در تاریخ اسلام هم مثال‌های بسیاری است برای توجه به نقش تعیین‌کنندهٔ مردم؛ برای مثال وقتی که بعد از قتل عثمان، مردم آمدند و اطراف خانهٔ امیرالمؤمنین (ع) را گرفتند، حضرت خطاب به مردم نفرمود که شما چه کاره‌اید؟ رأی شما چه تأثیری دارد؟ فرمود: «مرا رها کنید و به‌دنبال دیگری بروید¹». یعنی ارادهٔ شما، خواست شما، انتخاب شماست که تعیین‌کننده است؛ پس از من منصرف بشوید. 🔻پس نقش مردم در نگاه اسلامی، تشریفاتی نیست؛ تعیین کننده است و البته . یعنی همان قدر که یک پزشک و مهندس در تعیین سرنوشت جامعه خود نقش دارد؛ یک کاسب و کارگر نیز نقش تعیین کننده دارد. 🔻 اولویت قرار دادن مشارکت حداکثری توسط رهبر انقلاب ناشی از همین اصل و مبناست. نظام باید بستری فراهم کند که همهٔ مردم به این حق خود برسند و برای آیندهٔ سیاسی و اجتماعی خود تصمیم‌گیر باشند. فلسفهٔ انتخابات همین است. 🔻 حال اما عده‌ای از انتخابات چیز دیگری می‌خواهند. می‌خواهند کاندیدای قبیلهٔ سیاسی‌شان رأی بیاورد ولو به قیمت حضور حداقلی مردم. نگاه رهبری به انتخابات، است و نگاه عده‌ای آسانسور قدرت. یعنی فقط و فقط رسیدن به قدرت مهم است و لاغیر. به قول علامه مصباح یزدی (ره): بعضی آقایان سیاست‌زده با خداوند اختلاف فتواء دارند! خداوند می‌خواهد مردم انتخاب کنند حتی اگر اشتباه کنند؛ ولی آقایان می‌خواهند کاندیدای خودشان رأی بیاورد! 🔻 و عجیب این است که این حرف که بهتر است مشارکت بالا نباشد گاها از زبان افراد انقلابی هم شنیده می شود! 🔻 سؤال‌های اساسی که باید محور فعالیت‌های سیاسی ناظر به انتخابات باشد: آیا این فعل خاص سیاسی ما موجب افزایش مشارکت می‌شود؟ آیا لیست‌بندی موجب افزایش مشارکت می‌شود؟ با چه شرایطی می‌شود و با چه شرایطی نمی شود؟ می‌توان از هر فرد یا گروهی که خود را انقلابی می‌داند پرسش کرد که برای افزایش مشارکت و حضور مردم در انتخابات چه اقدامی کرده است؟ این پرسش‌ها را باید مطالبهٔ همگانی کنیم. 🔻در یادداشت‌های بعدی به نحوهٔ حضور نیروهای انقلابی در انتخابات و نحوهٔ صحیح معرفی اصلح و ارائه لیست که موجب افزایش مشارکت شود اشاره خواهم کرد. 🖌 امیرحسین ارشادی‌پور/ طلبه عصر انقلاب اسلامی پ.ن: ۱. خطبه ۹۲ نهج‌البلاغه اولین رسانه برخط 🆔 @salamsarbedar
🔰انتخابات؛آسانسور قدرت یا بستر مشارکت؟! برای جواب این سوال یادداشت منتشر شده در پایگاه خبری تحلیلی صبح توس را بخوانید https://sobhtoos.ir/short/VJJAV @hamim57
شبیه کربلا کردند از خون باز کرمان را منافقها به خون آذین نمودند اهل ایمان را هراسانند از نام تو و از زائرانت هم ببین حاجی ز پا افتادن سرو خرامان را به روز سالگرد آسمانی گشتنت اینجا به خونابه نشاندند این چنین چشمان یاران را خبرها حاکی از پرپر شدنها بود یا زهرا به میلادت ببین هنگامه سرخ شهیدان را هنوز از انتقام سخت می گوییم و می خواهیم بگیر از لشکر صهیون تقاص خون ایران را کجایی حاج قاسم تا بخوانی شعر عاشورا شبیه کربلا کردند از خون باز کرمان را شعر : مهدی طهماسبی @hamim57
🚩 اجتماع هیأت‌های‌ حسینی سراسر کشور ✊ به‌منظور محکومیت حادثه تروریستی گلزار شهدای کرمان و شهادت مظلومانه زائرین سیدالشهدای جبهه مقاومت 🗓 زمان: امروز پنج‌شنبه ۱۴ دی ۱۴۰۲ ساعت ۱۵ عصر 📌 مکان: گلزارهای شهدای سراسر کشور @hamim57
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 یک روز پس از حادثۀ تروریستی کرمان، مسیر گلزار شهدا این شکلی است @hamim57
🌀 اینکه انسان مطالعه کند، درس بدهد، یک عدۀ شاگرد از او استفاده کنند؛ کار خوبی است اما از جمله کارهای آسانی است. از کارهای سخت غفلت نباید کرد! : 🔹عن عطاء بن یَسار، عن عائشة قالَت: قال رسولُ الله«صلی‌الله‌علیه‌وآله»: ما خُیِّرَ عمّارُ بن یاسر بین أمرَین الّا اِختارَ أشدَّهما.(امالی، صفحۀ ۴۹۰). 🔸این، روایتی است از پیغمبر در مدح و تمجید از جناب عمّار یاسر. راوی هم جناب عایشه، زوجۀ پیغمبر اکرم است. تقریباً یک معیاری را دست می‌دهد. 🔹می‌فرماید: هرگز عمّار بین دو کار مخیّر نشد یعنی دو کارِ نیک، دو کارِ خیر، مگر اینکه سخت‌ترینِ آن دو کار را انتخاب کرد. 🔸فرض بفرمایید انسان می‌خواهد مالی را صدقه بدهد، یک طور صدقه دادن کارِ آسانی است، مثلاً در صندوق صدقات یک پولی می‌اندازد. یک طور هم کارِ سخت‌تری است، و آن اینکه انسان می‌گردد، آن مستحِقِّ حقیقی را پیدا می‌کند و پول را به دست او می‌رساند. این، سخت‌تر است. اگر جناب عمّار بین این دو کار مخیّر می‌شد، کار سخت را انتخاب می‌کرد. یا فرض بفرمایید جناب عمّار هم در زمان پیغمبر که جوان بود، هم در زمان امیرالمؤمنین که پیرمردی شده بود، در جهاد شرکت می‌کرد. به دو صورت می‌شود در جبهه کار انجام داد؛ بعضی کارها آسان است، بعضی کارها سخت، او سخت‌تر را انتخاب می‌کرد. لذا در جنگ صفّین، جناب عمّار سخت‌ترین کار را انتخاب کرده بود یعنی هم می‌جنگید، شمشیر می‌زد، هم آن کسانی را که دچار وسوسه و تردید می‌شدند، با استدلال، با بیان وافی و شافی، آنها را هدایت می‌کرد و این، از جملۀ کارهای مهمی بود که جناب عمّار انجام می‌داد. 🔹 این، یک است که: انسان بالطبع، سهل‌گرا است، کارِ آسانتر را ترجیح می‌دهد. اگر از لحاظ زمانی هم دو کار در طول یکدیگر قرار داشته باشند، ما اوّل سراغِ آن کارِ آسان می‌رویم و آن را انتخاب می‌کنیم! امروز در مواجهۀ با جبهۀ عظیمی از دشمن که با انواع و اقسام ترفندها و ابزارها، ابزارهای سخت، ابزارهای نرم، در مواجهۀ با نظام اسلامی و با اسلام در واقع، با پرچم برافراشتۀ اسلام قرار گرفته است، بعضی از کارها کار آسانی است، بعضی از کارها سخت است، فکرکردن لازم دارد، مطالعه کردن و دقت کردن لازم دارد، فحص لازم دارد، پیدا کردن یاران و همکاران لازم دارد. اینها کارهای سخت است که ما معمولاً می‌رویم سراغ آسانترها! آن کاری که آسان است، آنرا انجام می‌دهیم. اگر رسیدیم به کار سخت، آنها را هم یا انجام می‌دهیم، گاهی هم انجام نمی‌دهیم. اما ترجیح می‌دهیم کارِ سهل را! یعنی سهل‌گرائی، آسان‌گرائی، دنبال کارهای آسان بودن. و این، غیر از سهل‌انگاری است، آسان‌گیری است. 🔸آسان‌گیری حرف دیگری است، کاری را که پیچیده است، انسان به پیچیدگیِ آن توجه نکند، آنرا با نگاه سطحی نگاه کند. این، سهل‌انگاری است. سهل‌گرائی این است که انسان دنبال کار آسان برود، کار سخت را رها کند! 🔹واقعاً امروز حوزه‌های علمیه بخصوص حوزۀ علمیۀ قم وظائف سنگینی دارند که کارهای سختی است. اینکه انسان مطالعه کند، درس بدهد، یک عدۀ شاگرد از او استفاده کنند؛ کار خوبی است اما از جمله کارهای آسانی است. در کنار این، کارهای سختی هم وجود دارد. من توصیه نمی‌کنم درسها را تعطیل کنند، مدرّسین درس نگویند و طلبه‌ها را محروم بگذارند!. نه، این هم کارِ لازمی است اما از کارهای سخت غفلت نباید کرد! نگاه کنیم، ببینیم امروز ابزار دشمن برای تغییر باورها چیست؟ این، یکی از کارهای مهم است. 🔸برویم سراغ اینکه در مقابل ابزار دشمن، چه ابزار سختِ او، چه ابزارِ نرم او، برای تغییر باورها، ما چکار می‌توانیم انجام بدهیم؟ این کار سخت را همه موظفند انجام بدهند. انجام دادنش هم به این نیست که ما بگوییم یا یک کتابی بنویسیم مثلاً در باب ولایت فقیه یا در باب لزوم جهاد؛ اینها آن کارهای آسان است. 🔹کار سخت این است که: شیوۀ دشمن را بشناسیم، حیله‌های او را بفهمیم، راه‌های نفوذ دشمن را پیدا کنیم. 🔸امروز در کشور چند میلیون دانشجو داریم، علاوه بر دانشجویانی که در کشورهای اسلامی هستند، همۀ اینها مشتاق‌اند حرف درستی را از یک جایی بشنوند! از اسلام، یک تعریف درستی، یک بیان درستی را بشنوند. این کار، کار کیست؟ چه کسی باید این کارها را بکند؟ جناب عمّار اکتفاء به این کارهای معمولی و عادی و آسان نمی‌کرد، نگاه می‌کرد اگر می‌دید جمع بین کار آسان و سخت ممکن است، هر دو را انجام می‌داد، اما اگر می‌دید که ناگزیر باید یکی را انتخاب بکند، او سخت‌ترین را انتخاب می‌کرد. این، شد ضابطه، شد درس، معیار، این‌گونه باید حرکت کرد. 📌 درس خارج فقه صلوة مسافر جلسۀ ۱۳۹؛ تاریخ ۱۳۹۵/۰۱/۲۲ @hamim57