•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯🌝ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ 𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:34 𝗙𝗮𝘀𝗹🧸:1 •موقعیت:فردا ظهر• النی:از خواب بیدار شدم..دیدم حامی نیست
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯🌝ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ
𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:35
𝗙𝗮𝘀𝗹🧸:1
•موقعیت:کافه•.
نورا:به به النی خانوم چه خبررر
النی:سلاممم عشقم هیچی سلامتی تو چه خبر💕؟
نورا:منم هیچ،خبری ازت نیست دختررر
النی:چی بگم...دیگه درگیر بودیم..
نورا:چیزی شده؟🙂
النی:اره...باید تعریف کنم🦦..
نورا:تخمه اوردم بگوووو🤣
النی:(کل ماجرا رو تعریف کردم)
نورا:تخمه ها تموم شد،حرفاتم تموم شد،🤣
النی:مسخرههه من میخوام ازت کمک بگیریم🗿
نورا:باشه باشه🤣ببین...شاید حامی داشته با یکی از دوستاش حرف میزده..این طبیعیه!
النی:خب این طبیعیه ولی اینکه صبح پا شده از خونه رفته چی؟اینو چی میگی؟
نورا:خب شاید رفته دیدن یکی از دوستاش یا رفته تمرین یا یه کاری داشته دیگه نمیشه بی دلیل رفته باشع...
النی:ولی...ولی نورا نکنه اون چیزی تو فکرمه واقعی باشه نورا💔
نورا:ساکت شو النی بس کن انقدر منفی نباش دختر فهمیدی؟
النی:نمیدونم اصلا خوب نیستم اصلا حوصله هیچ کس رو ندارم هیچ کس..
نورا:خب بیا یه روز رو خوش بگذرونیم خوبه؟
النی:چجوری؟با این حالم؟
نورا:من خوبم میکنم پاشو پاشو بریم...🦦
•موقعیت:ماشین•
النی:خب کجا بریم؟
نورا:بریم سالن
النی:برا چی؟
نورا:ناخن هامون🦦✨
النی:واییی از دست تووووو اخهه🤣
نورا:برو دیگه من از این مدل ناخنم خسته شدم 🗿
النی:باشه باشه میریم🤣
𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱🧸ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯🌝ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ 𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:35 𝗙𝗮𝘀𝗹🧸:1 •موقعیت:کافه•. نورا:به به النی خانوم چه خبررر النی:سلام
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯🌝ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ
𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:36
𝗙𝗮𝘀𝗹🧸:1
•ساعت11 شب•
النی:رفتم نورا رو رسوندم خونه و رفتم سمت خونه..کلی لباس و چیز میز خریدیم..برا خونه هم چند تا چیز هم بود که اونا رو هم خریدم..رسیدم خونه در رو باز کردم که دیدم حامی رو مبل خوابیده..وسایلم رو گذاشتم تو اتاق و یه پتو برداشتم و رفتم پایین انداختم روش..که چشاش باز شد..
حامی:تا الان کجا بودی النی؟
النی:به تو چه؟
حامی:النی اینجوری با من حرف نزن!میگم تا الان کجا بودی..
النی:تو صبح اولی کجا بودی هوم؟
حامی:النی حرف رو نپیچون..
النی:حرف رو نمیپیچونم!میفهمی؟صبح اولی رفتی بیرون پیش کدوم دختری بودی هوم؟اینو به من بگو تا جواب بشنوی!(داد)
حامی:(دستشو گرفتم)با من اینجوری حرف نزن النی!یا بهم میگی یا خودم میفهمم!
النی:با نورا بیرون بودم حامی اما...اما تو چی؟تو با کدوم کسی بیرون بودی؟دستمو ول کن..دیگه هیچی بهم نگو..(رفت)
النی:رفتم تو اتاق و در رو بستم..همونجا رو زانو هام افتادم..این چه کاری بود من کردم..چرا..واییی...النی چت شده تو...چرا اینجوری شدی...بلند شدم و در رو باز کردم..رفتم پایین...حامی نبود...گوشیمو برداشتم زنگش زدم..
مشترک مورد نظر خاموش میباشد...نه نه لعنتی...چرا...من چرا اینجوری کردم..
𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱🧸ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯🌝ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ 𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:36 𝗙𝗮𝘀𝗹🧸:1 •ساعت11 شب• النی:رفتم نورا رو رسوندم خونه و رفتم سمت خون
استایل النی💘
•مربوط به پارت 35•
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯🌝ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ 𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:36 𝗙𝗮𝘀𝗹🧸:1 •ساعت11 شب• النی:رفتم نورا رو رسوندم خونه و رفتم سمت خون
استایل نورا💘
•مربوط به پارت 35•
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯🌝ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ 𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:36 𝗙𝗮𝘀𝗹🧸:1 •ساعت11 شب• النی:رفتم نورا رو رسوندم خونه و رفتم سمت خون
پارت جدید تقدیم نگاهتون✨ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ
شنوای نظرات شما هستم🤏🏻ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8n95alx&btn=میشنوم
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
پارت جدید تقدیم نگاهتون✨ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ شنوای نظرات شما هستم🤏🏻ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ https://eitaa.com/nashenas_app/ap
ناشناس رو پر کنین فردا میزارم پیام ها رو✨