eitaa logo
_ 𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑨𝒗𝒂𝒚𝒆 𝒅𝒆𝒍_ نفور
565 دنبال‌کننده
430 عکس
49 ویدیو
8 فایل
•درود‌ مآه بآنو•💙 •من اینجا رمآن مینویسم•💙 مارو به دوستات معرفی کن>>💙 📝𝟬𝟵𝟴 "عضو جمعیت نویسندگان📖" آیدیم ؛ @PvSsss کپی رو اصلا راضی نیستم ، اصلا🫴🏻 زاپاس: https://eitaa.com/joinchat/428213828C8123dee84c
مشاهده در ایتا
دانلود
_ 𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑨𝒗𝒂𝒚𝒆 𝒅𝒆𝒍_ نفور
╭───── • ◆ • ─────╮ ᮫᜔݁ʾ۪۫ׄ𝄄࣪ ֶָ ׅ𝐍𝐚𝐛𝐳𝐞 𝐙𝐞𝐧𝐝𝐞𝐠𝐢ʾ۪۫ׄ𝄄࣪ ֶָ ᮫᜔ׅ 𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁶ کـاش قـرار
╭───── • ◆ • ─────╮ ᮫᜔݁ʾ۪۫ׄ𝄄࣪ ֶָ ׅ𝐍𝐚𝐛𝐳𝐞 𝐙𝐞𝐧𝐝𝐞𝐠𝐢ʾ۪۫ׄ𝄄࣪ ֶָ ᮫᜔ׅ 𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁷ ـ آوا ـ حس میکنم یه چیزی رو پنهون می‌کنه.. یه چیزی‌ که به حسام ربط داره .. یه حسی بهم میگه مرگ حسام اتفاقی نبوده .. بلکه اَمدی بوده .. چند دقیقه بعد ، آروم آروم از اتاق بیرون اومد ، و کلیدی که سر کلیدی قرمزرنگی بهش وصل بود رو داخل جیبش گذاشت... با یه حس گُناه ، به سمت در رفتم ، دستگیره رو پایین کشیدم ... لع‍...‍نتی قفله ... نگاهی به ساعتم انداختم ، دیگه میتونستم برم خونه ... سعی کردم قدمهام رو سریعتر بردارم .. اما سنگینی نگاه کیانی ، مثل زنجیری به پاهام بسته شده بود سعی کردم سریع خودمو از اینجا بیرون ببرم .. اما قبل از اینکه به در خروجی برسم، سایه ای جلوی راهم قرار گرفت... کیانی : داشتین با عجله کجا می‌رفتین آوا خانوم ؟ آوا : م‍...من فقط خستم ، میخوام سریعتر برم خونه کیانی : (یک قدم به من نزدیکتر شد)خسته ... یا کنجکاو ؟ آوا : (فکم رو روی هم فشردم) خسته نباشید ، خدا نگهدار... کیانی : 😏 ـــــ ـــــ 𝐏𝐚𝐢𝐚𝐧𝐞 𝐏𝐚𝐫𝐭𝐞 ¹⁷ @hamimsana ╰───── • ◆ • ─────╯
⭒ ۫ ּ ִ𓏲ִֶָ𓏲࣪ .شـبــتـونــ‌بــخـیــر‌⭒ ۫ ּ ִ𓏲🤍 ⭑ࣶࣸ ֺ✦⸼࣪⸳لــفــ‌نــدیــد‌لــطــفــاִֶָ𓏲࣪ .🤍 ⬫ ׂ ִ ۫  @hamimsana ⭒ ۫ ּ ִ𓏲
⭒ ۫ ּ ִ𓏲ִֶָ𓏲࣪ .صـبحـتون‌بــخـیــر‌⭒ ۫ ּ ִ𓏲🤍 ⬫ ׂ ִ ۫  @hamimsana ⭒ ۫ ּ ִ𓏲
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_pandsgq&btn=ن᮫᜔݁ب᮫᜔݁ض‌᮫᜔݁ز᮫᜔݁ند᮫᜔݁گ᮫᜔݁ی اگه بیدارید ، یه پیام بدید انرژی بگیرم دیگه 🥱♥️ تا ساعت 12 ناشناسه ، بعدش چالش 💁🏻‍♀️✨
ـ پایان ناشناس ـ مرسی کویر نشد 🤍꒱ ּ ִ ۫
https://eitaa.com/joinchat/3250390656Ca0af45b665 گپ زدم 🤓🤍ּ ִ ۫ ʚ خیلی خوش میگذره ها👺💘꒱ ּ ִ ۫
⭒ ۫ ּ ִ𓏲ִֶָ𓏲࣪ .شـبــتـونــ‌بــخـیــر‌⭒ ۫ ּ ִ𓏲🤍 ⭑ࣶࣸ ֺ✦⸼࣪⸳لــفــ‌نــدیــد‌لــطــفــاִֶָ𓏲࣪ .🤍 ⬫ ׂ ִ ۫  @hamimsana ⭒ ۫ ּ ִ𓏲