eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.3هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
909 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
✍حرفی برای گفتن نیست بیش از یک ساعت سخنرانی حماسی, ایشان الحق شاگرد شایسته امام است کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
کتاب جندی مکلف خاطرات اسارت یک محافظ در زمان جنگ است. توصیه می کنم بخوانید
🔹 چه روزی است؟ ▪️15 خرداد، یادآور قیام خونین مردم ایران اسلامی است؛ ▪️یادآوری روزی است که مردم ایران اسلامی به پاخاستند و به نام اسلام و برای اسلام به میدان آمدند تا سلطه طاغوتیان را از روی خاک ایران عزیز برچینند ▪️یادآوری روزی است که مردم ایران اسلامی با گلوله های آتشین رژیم شاهنشاهی در خاک آرمیدند و نطفه های خفته ای را در دل خاک نهادند که پس از 15 سال در 22 بهمن سال 57 به ثمر نشست. ▪️به دنبال انتشار خبر بازداشت امام در سحرگاه 15خرداد 1342 به مناسبت سخنرانی تاریخی امام که علیه اسرائیل و رژیم شاه بوده از نخستین ساعات روز 15خرداد، اعتراضات گسترده ای در قم، تهران، ورامین، مشهد و شیراز برگزار شد که با شعارهایی بر ضد شاه و در طرفداری از امام همراه بود. ▪️مردم منطقه پیشوا که سومین روز شهادت امام حسین علیه السلام را در حرم مطهر جعفربن موسی الکاظم علیه السلام به سوگ نشسته بودند با شنیدن خبر دستگیری مرجع تقلیدشان، حاج آقا روح الله، اولین نقش آفرینان قیام 15 خرداد 1342 شدند. ▪️مأموران نظامی که در نقاط مرکزی و حساس شهرهای قم و تهران مستقر بودند به روی تظاهر کنندگان آتش گشودند. ▪️مردم نیز با چوب و سنگ به دفاع ازخود برخاستند. ▪️تظاهرات در آن روز و دو روز بعد نیز ادامه یافت و هزاران نفر از مردم کشته و مجروح شدند. ▪️فجیع ترین حادثه، قتل عام دهقانان کفن پوش ورامینی بود که در پشتیبانی از امام راهی تهران شده بودند. ▪️مأموران نظامی در سر پل باقرآباد با آنها روبرو شده و با سلاحهای سنگین آنها را قتل عام کردند. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
میلتون اریکسون وقتی دوازده ساله بود دچار فلج اطفال شد. ده ماه بعد شنید که پزشکی به مادرش گفت: پسرتان شب را تاصبح دوام نمی اورد. اریکسون صدای گریه مادرش را شنید. فکر کرد شاید اگر شب را دوام بیاورم مادرم اینطور زجر نکشد... تصمیم گرفت تا سپیده دم صبح بعد نخوابد وقتی خورشید بالا آمد به طرف مادرش فریاد زد: من هنوز زنده ام! چنان شادی عظیمی درخانه در گرفت که تصمیم گرفت همیشه تمام تلاشش را بکند که یک شب دیگر درد و رنج خانواده اش را عقب بیندازد! اریکسون در سال ۱۹۹۰ در هفتاد و پنج سالگی در گذشت و از خود چندین کتاب مهم درباره ظرفیت عظیم انسان برای غلبه بر محدودیت هایش بجا گذاشت... https://eitaa.com/hamkalam
در ڪتاب زادالعارفین آمده است: شیخ حسن بصری برای عبادت به صحرا رفت، برای استراحت نزد چوپانی نشست و از او قدری شیر خواست. اندڪی بعد، گله چوپان خواست از ڪوه پایین رود ڪه چوپان ندایی داد و بلافاصله گله به جای خود برگشت. شیخ چون این صحنه را دید، حالش دگرگون شد و رنگ رخسارش پرید و صیحه ای زد و غش ڪرد. چون به هوش آمد، چوپان علت را پرسید. شیخ گفت: گوسفندان تو عقل ندارند اما می دانند ڪه تو خیر آنها را می خواهی با شنیدن صدای تو ، سریع اطاعت ڪردند و از بیراهه برگشتند. من ڪه انسانم و عاقل ولی حرف و امر خالق خود را ڪه به نفع من فرموده است ، گوش نمی دهم. ڪاش به اندازه این گوسفندان ، من از خدای خود می ترسیدم و امر و نهی او را گوش می دادم. https://eitaa.com/hamkalam
12.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥سی نفر از زن‌ها موقع ظهور عج رجعت می‌کنند یکی از این زن‌های رجعت کننده، آرایشگری بنام صیانه ماشطه ماجرایش را بشنوید ‌
570.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تلاشت قابل ستایش بود 😂😂 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
❤️نشانه‌های پرهیزکاران 🌸فَمِنْ عَلاَمَةِ أَحَدِهِمْ أَنَّکَ تَرَى لَهُ قُوَّةً فِي دِين، وَ حَزْماً فِي لِين، وَ إِيماناً فِي يَقِين، وَ حِرْصاً فِي عِلْم، وَ عِلْماً فِي حِلْم، وَ قَصْداً في غِنىً، وَ خُشُوعاً فِي عِبَادَة، وَ تَجَمُّلاً فِي فَاقَة، وَ صَبْراً فِي شِدَّة، وَ طَلَباً فِي حَلاَل، وَ نَشَاطاًفِي هُدًى، وَ تَحَرُّجاًعَنْ طَمَع 💎"از نشانه هاى هر يک از آنها اين است که آنها را در دين خود نيرومند مى بينى و در عين محکم کارى و قاطعيت، نرم خو، و داراى ايمانى مملوّ از يقين، و حرص در کسب دانش، و آگاهى در عين بردبارى، و ميانه روى در حال غنا و ثروت، و خشوع در عبادت، و آراستگى در عين تهيدستى، و شکيبايى در شدائد و طلب روزى حلال و نشاط در راه هدايت، و دورى از طمع هستند» 📘 🌸🍃ألّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وعجل فرجهم🍃🌸 •┈┈••••✾•🌱🌸🌱•✾•••┈┈ کانال خادمین نهج البلاغه استان مرکزی https://eitaa.com/khadem_nahg_markazi
مرد ساده لوح زیر سایه ی درختی نشسته بود که عقابی بزرگ و تیز چنگال را دید که مرغی را به چنگال گرفته و در آسمان ده پرواز می کند با خود اندیشید که باید هرطور شده به کمک مردم ده برود و آنان را از شر عقاب خلاص کند پس از لحظاتی فکر کردن ناگهان از جا جست تیشه را برداشته و به سرعت به طرف پل ده رفت و با تمام توان تیشه بر پل کوبید و آن را خراب کرد تا راه را بر عقاب ببندد و او را سرگردان کند. راه دشمن همه نشناخته ایم تیشه بر راه خود انداخته ایم گرچه سعی و استقامت شرط می باشد به کار بی بصیرت کی توان شد جز به ندرت کامکار کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 https://eitaa.com/hamkalam
ابن سینا از نبوغ سرشاری برخوردار بود. پدرش از صاحب‌منصبان حکومت سامانی بود که او را در مدرسه بخارا که مخصوص دولتمردان بود، ثبت نام کرده بود. روزی ابو‌عبداله که استاد منطق او بود در کلاس، سوالی مطرح کرد، پرسید از والدین خود کدام را بیشتر دوست می‌دارید؟ و هر کسی باید یکی را می‌گفت. چون استاد استدلال می‌کرد اگر انسان دقیق بیندیشد، می‌تواند انتخاب کند. وقتی نوبت به بوعلی رسید، بوعلی گفت: من هر دو را به یک اندازه دوست دارم. استاد نپذیرفت. بوعلی گفت: استاد، فرض کنید در جنگی دست دشمن گرفتار شده‌اید، و می‌خواهند یک دست شما را قطع کنند، هر‌چند دست راست برای شما مهم‌تر است، ولی شما نمی‌توانید بگویید دست راستم را بیشتر از چپ، دوست دارم. انسان می‌تواند دو شی را به یک اندازه دوست داشته باشد، مگر خداوند که هیچ مشابهی در کمالات ندارد. و اساسا سوال شما از ریشه اشتباه است. استاد را از این استدلال منطقی به وی شرم آمد و او را کلاس بالاتری فرستاد. گاهی طرح چنین سوالات اشتباه از فرزند نیز، به ذهن او چنین القا می‌کند که در عالم دوستی و محبت، حتما بین دو نفر، یا دو چیز ، انسان باید یکی را بیشتر دوست بدارد. طرح این سوالات غلط ، ذهن را به گمراهی می‌کشاند. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam