eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.3هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
907 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
مولانا امیرالمؤمنین علیّ بن ابیطالب علیه‌السّلام فرمودند: چشم‌ها نخشكيد مگر بر اثر سخت‌دلى و دل‌ها سخت نشد مگر به سبب گناه زياد. 📚 بحارالانوار، جلد ۶٠، صفحه‌ی ۷۳
سالی که احتمال حمله به ایران می رفت و ایران تحریم بود ،امیرکبیر یک مهندس اتریشی را استخدام کرد تا برای ایران توپ جنگی بسازد. اما فلز مورد نیاز موجود نبود و راه واردات هم به علت تحریم مثل امروز بسته بود .امیرکبیر فراخوان عمومی به مردم داد که مردم دیگ های اضافه خود را بیاورید برای ساخت توپ برای دفاع از میهن . 📌نفوذی های انگلیس در شهر و «روزنامه‌ها» که تازه راه اندازی شده بود بین مردم شایعه کردند که میرزا تقی خان می‌خواهد ظرف غذای شما را بگیرد و جنگ راه بیاندازد. طرح امیرکبیر شکست خورد .چند وقت بعد انگلیس به ایران حمله کرد. جزیره خارک را اشغال کرد و ایران را تحت فشار قرار داد تا این که افغانستان از ایران جدا شد. و آغازی بود بر دوره قحطی و آبله اواخر قاجار که قریب به ۱۰میلیون ایرانی از بین رفتند. مردمی که دیگ‌های خود برای دفاع از میهن و دوری از جنگ ندادند ،هم جنگ سراغشان آمد هم گرسنه ماندند هم کشورشان کوچک شد. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
به مختارالسلطنه گفتند که ماست در تهران خیلی گران شده است. فرمان داد تا ارزان کنند. پس از چندی ناشناس به یکی از دکان‌های شهر سر زد و ماست خواست. ماست فروش که او را نشناخته بود پرسید : چه جور ماستی می‌خواهی ؟ ماست خوب یا ماست مختارالسلطنه ! وی شگفت‌زده از این دو گونه ماست پرسید. ماست فروش گفت: ماست خوب همان است که از شیر می‌گیرند و بدون آب است و با بهای دلخواه می‌فروشیم. ماست مختارالسلطنه همین تغار دوغ است که در جلوی دکان می‌بینی که یک سوم آن ماست و دو سوم دیگر آن آب است و به بهایی که مختارالسلطنه گفته می‌فروشیم. تو از کدام می‌خواهی؟! مختارالسلطنه دستور داد ماست فروش را جلوی دکانش وارونه از درختی آویزان کرده و بند تنبانش را دور کمر سفت ببندند. سپس تغار دوغ را از بالا در لنگه‌های تنبانش بریزند و آنقدر آویزان نگهش دارند تا همه آب‌هایی که به ماست افزوده از تنبان بیرون بچکد! چون دیگر فروشنده‌ها از این داستان آگاه شدند، همگی ماست‌ها را کیسه کردند! وقتى ميگن فلانى ماستشو كيسه كرده يعنى اين کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️ دنیای حیوانات ‼️ کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
🔴 هفته وحدت در ۱۲ ربیع‌الاول سال ۵۲ قبل از هجرت یعنی ۱۴۹۲ سال پیش بنا به قول اهل سنت حضرت محمد بن عبدالله (ص) آخرین پیامبر الهی تولد یافت. کنیه آن حضرت ابوالقاسم و معروف‌ترین القابشان رسول‌الله، نبی‌الله، خاتم‌الانبیا و سید ابوالبشر است. پدر ایشان عبدالله و مادرشان آمنه نام داشتند. زندگی آن حضرت در دو شهر مکه و مدینه سپری شد. حضرت ختمی مرتبت در ۲۵ سالگی با خدیجه کبری سلام‌الله علیه ازدواج کردند و در ۴۰ سالگی به پیامبری مبعوث شدند. نبی مکرم اسلام ابتدا اسلام را مخفیانه تبلیغ می‌کردند اما پس از سه سال به امر خدا دین اسلام را آشکارا تبلیغ کردند. پیامبر خدا بعد از مدتی به مدینه هجرت کردند و ده سال آخر عمرشان را در این شهر سپری کردند. شیعیان تولد حضرت محمد ختمی مرتبت را در هفدهم ربیع‌الاول می‌دانند. به همین سبب در ایران اسلامی از ۱۲ ربیع‌الاول تا ۱۷ ربیع‌الاول به نام هفته وحدت نامگذاری شده است. ------------------------- کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam -------------------------
اردوگاه پر شده بود از خبرنگاران خارجے بچه ها مجبور بودند در حضور افسران عراقے مصاحبه کنند ... میکروفون را گرفتند جلوے یکے از رزمنده ها افسر عراقے پرسید : پسر جان اسمت چیه؟ عباس اسم پدرت چیه: مش عباس اهل کجایے: بندر عباس کجا اسیر شدے: دشت عباس افسر عراقے که فهمید پسر او را دست انداخته با لگد به ساق پایش کوبید و داد زد: دروغ میگے 😡 اسیر جوان در حالے که خنده اش گرفته بود گفت : نه به حضرت عباس 😂😂😂 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
طنز حلال😂😂😂 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠امام صادق علیه السلام 🔹إذَا قَامَ اَلْقَائِمُ لاَ تَبْقَى أَرْضٌ إِلاَّ نُودِيَ فِيهَا شَهَادَةُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اَللَّهِ 🔸زمانی که حضرت قیام می کند سرزمینی باقی نمی ماند مگر اینکه ندای شهادتین «لا اله الاالله محمد رسول الله(صلی الله علیه و آله)» از آن برخواهد خواست. 📗بحار الأنوارج65 ص231 ♥️اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج♥️
🖌 آیا می‌دانستید که: هنگام تولد پیامبر گرامی اسلام اتفاقات زیر در جهان رخ داد: 👈 دریاچه‌ی ساوه خشک شد. 👈 آتشکده‌ی فارس خاموش شد. 👈 بت‌های کعبه فرو ریختند. 👈 ایوان مدائن شکاف برداشت. ------------------------- کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam -------------------------
محمّد میم و حا‌ء و میم و دال است تدارک‌بخش عدل و اعتدال است محمّد رَحمةٌ لِلْعالَمین است کرامت‌بخش صد روح‌الامین است محمّد پاک و شفاف و زلال است که مِرات جمال ذوالفقار است محمّد تا نبوّت را برانگیخت ولایت را به کام شیعیان ریخت ولایت باده‌ی غیب و شهود است کلید مخزن سِرّ وجود است محمّد با علی روز اُخوت ولایت را گره زد بر نبوّت محمّد را علی آیینه دارد نخستین جلوه‌اش در ذوالفقار است .:محمد‌رضا آقاسی:. ------------------------- کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam -------------------------
اديسون در سنین پيري پس از كشف لامپ، يكي از ثروتمندان آمريكا به شمار ميرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمايشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگي بود هزينه مي‌كرد. اين آزمايشگاه، بزرگترين عشق پيرمرد بود. هر روز اختراعي جديد در آن شكل مي‌گرفت تا آماده بهينه‌سازي و ورود به بازار شود. در همين روزها بود كه نيمه‌هاي شب از اداره آتش‌نشاني به پسر اديسون اطلاع دادند، آزمايشگاه پدرش در آتش مي‌سوزد و حقيقتاً كاري از دست كسي بر نمي‌آيد و تمام تلاش مأموران فقط برای جلوگيري از گسترش آتش به ساير ساختمانها است. آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولي به اطلاع پيرمرد رسانده شود. پسر با خود انديشيد كه احتمالا پيرمرد با شنيدن اين خبر سكته مي‌كند و لذا از بيدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب ديد كه پيرمرد در مقابل ساختمان آزمايشگاه روي يك صندلي نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره مي‌كند. پسر تصميم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او مي‌انديشيد كه پدر در بدترين شرايط عمرش بسر مي‌برد. ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را ديد و با صداي بلند و سرشار از شادي گفت: پسر تو اينجايي؟ مي بيني چقدر زيباست! رنگ آميزي شعله ها را مي بيني؟ حيرت آور است! من فكر مي كنم كه آن شعله هاي بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است! واي! خداي من، خيلي زيباست! كاش مادرت هم اينجا بود و اين منظره زيبا را مي ديد. كمتر كسي در طول عمرش امكان ديدن چنين منظره زيبايي را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟ پسر حيران و گيج جواب داد: پدر تمام زندگيت در آتش مي‌سوزد و تو از زيبايي رنگ شعله‌ها صحبت مي‌كني؟ چطور ميتواني؟ من تمام بدنم مي‌لرزد و تو خونسرد نشسته‌اي؟ پدر گفت: پسرم از دست من و تو كه كاري بر نمي‌آيد. مأمورين هم كه تمام تلاششان را مي‌كنند. در اين لحظه بهترين كار لذت بردن از منظره ايست كه ديگر تكرار نخواهد شد! در مورد آزمايشگاه و بازسازي يا نوسازي آن فردا فكر مي‌كنيم! الآن موقع اين كار نيست! به شعله‌هاي زيبا نگاه كن كه ديگر چنين امكاني را نخواهي داشت! فردا صبح ادیسون به خرابه‌ها نگاه کرد و گفت: " ارزش زیادی در بلاها وجود دارد. تمام اشتباهات ما در این آتش سوخت. خدا را شکر که می‌توانیم از اول شروع کنیم." توماس آلوا اديسون سال بعد مجدداً در آزمايشگاه جديدش مشغول كار بود و همان سال يكي از بزرگترين اختراع بشريت يعني ضبط صدا را تقديم جهانيان نمود. آري او گرامافون را درست يك سال پس از آن واقعه اختراع کرد. @hamkalam