#دم_روباه_از_زرنگی_در_تله_است
پیرمرد کشاورزی بود که جالیزی داشت که هندوانه اش زیاد بود ولی از یک بابت خیلی ناراحت بود، چون یک روباه مکار شب که می شد، به طرف جالیز راه می افتاد و در چشم به هم زدن مقدار زیادی از خربزه و هندوانه های رسیده و کال را خرد می کرد و همه ی بوته ها را می کند، پیر مرد هر کاری که کرد نتوانست روباه را بگیرد. پیرمرد سر راه روباه یک چاه کند و روی آن را با ساقه و برگ نازک علف پوشاند ولی روباه از این حیله پیرمرد با خبر شد. ناچار آرد آورد و خمیری درست کرد و توی آن زهر ریخت و سر راه روباه گذاشت، ولی روباه مکار همین که خمیر را بو کشید فهمید که زهر دارد و آن را نخورد. عاقبت پیرمرد با یک نفر مشورت کرد و او به پیرمرد گفت که سر راه روباه تله ای در زمین کار بگذارد و به زمین، میخ کند و یک تکه گوشت سر راه روباه گذاشت، روباه شب که آمد و سفره چرب و نرمی دید جلو رفت، ولی از این فکر هم غافل نبود که ممکن است دامی برایش گذاشته باشند، به همین جهت دمش را به طرف تله نزدیک کرد و عقب عقب رفت که ناگهان دم روباه در تله گیر کرد روباه و به هر طرف که رفت و هر زرنگی که به خرج داد خلاص نشد که نشد تا صبح آنقدر تلاش کرد که خسته و بی حال افتاد. پیرمرد آمد و گفت: آقا روباه تو با آن زرنگی چطور شد که توی تله افتادی؟ روباه گفت: من که در تله نیستم بلکه این دم من است که در تله افتاده، من به این سادگی ها در تله نمی افتم! پیر مرد گفت: بله دم روباه از زرنگی در تله است.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
#داستان
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️غول صنعتی ایــران
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
خطبه فدک (خطبه حضرت فاطمه الزهرا )
قسمت اول
بسم الله الرحمن الرحيم
سپاس خداي را برآنچه ارزاني داشت و ستايش او را بر آنچه در دل نگاشت و درود او را بر آنچه از پيش فرستاد از نعمت ها كه از چشمه لطفش جوشيد وعطاهاي فراوان كه بخشيد و نثار احسان كه پاشيد آنگونه كه شمارش و فزون پاداشش از توان بيرون و درك انتهايش در فكر ناموزون است.
شكر نعمت را افزوني آن قرار داد و ستايش خلقت را با افزوني آن برانگيخت و به فزوني سپاس برنعمت خود بيفزود. و گواهي مي دهم خدايي جز خداي يكتا، الله نيست. كلمه اي كه اخلاص تاويل آن و دلها گرخورده آن و فكرها منور به آن است.
خدايي كه چشمها را ديد آن و روياها را تصور حد آن نتوان. اشياء را آفريد آن هنگام كه هيچ چيز پيش از آن نبود و مثل و مانندي براي آنها نيامده بود. بي آنكه نيازي به آفرينش آنها داشته باشد و نه سودي از آنها برد الا اينكه خواست قدرتش را آشكار سازد و خلايق را بنوازد و دعوتش را در جهان بياندازد.
سپس سزاي طاعتش را پاداش و نافرماني اش را عقاب قرارداد تا خلايق از عقابش به ثوابش پناه برند.
و شهادت مي دهم كه پدرم محمد(ص)، بنده و پيامبر اوست خدايش او را بيامرزيد پيش از آنكه به سوي مردم فرستد و برگزيدش پيش از آنكه برانگيزدش و نام نهادش آنگونه كه در شان بود. (ادامه در قسمت بعد)
#خطبه_فدک
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
تعدادی حشره کوچک در یک برکه زیر آب زندگی میکردند. همیشه آنها میترسیدند از اینکه از آب بیرون بروند و بمیرند چون هر وقت یک حشره رفته بود دیگر برنگشته بود.
یک روز یکی از آنها از ساقه یک علف شروع به بالا رفتن کرد. همه فریاد میزدند که او خواهد مرد. ولی حشره به سطح آب رسید. نور آفتاب تن خسته او را نوازش داد. او از فرط خستگی روی برگ گیاه خوابید.
وقتی بیدار شد به یک سنجاقک تبدیل شده بود. حس پرواز، پاداش بالا آمدنش بود. سنجاقک بر فراز برکه شروع به پرواز کرد. پرواز چنان لذتی به او داد که با زندگی قبلیاش قابل مقایسه نبود.
او تصمیم داشت برگردد و به دوستانش بگوید که بالای ساقهها کسی نمیمیرد ولی نمیتوانست وارد آب شود چون به موجود دیگری تبدیل شده بود.
برای انسان مرگ چیزی جز عوض کردن لباس نیست. در حقیقت مرگ سرآغاز حیاتی نو است. همانگونه که انتقال جنین به عالم دنیا تولد محسوب میشود، انتقال او از دنیا به آخرت نیز سرآغاز یک حیات جدید است.
انسان نیز فکر میکند مکانی بزرگتر از این دنیا وجود ندارد در حالی که جهان بعدی به مراتب بزرگتر، باشکوهتر و شگفتانگیزتر از دنیای فعلی است.
از جهان پس از مرگ هراس نداشته باشید. آنجا اوج کمال و زیباییهاست. هرچه در این دنیا مفیدتر باشید و بیشتر عشق بورزید، در آخرت عشق بیشتر و زیبایی بیشتری را درک خواهید کرد.
یکی از لذتهای بیپایان جهان بعد، لذت دیدار جمال زیبای خداوند است مشروط بر اینکه امروز در مسیر خداوند و بر مدار انسانیت حرکت کنید. همچون خدای مهربان عشق بورزید، ببخشید و مهربان باشید.
همه ما میتوانیم طوری زندگی کنیم که برای یک مرگ خوب آماده شویم و نگرانیهای زندگی پس از مرگ را از ذهن خود بزداییم.
مرگ به معنای نیستی و زوال نیست. انسان جزء کوچکی از جهان پهناور هستی است. او هرگز نمیمیرد بلکه به جایی بهتر نقل مکان میکند.
یک موج کوچک در دل اقیانوس را در نظر بگیرید. او متوجه میشود موجهای جلوتر از او به ساحل میکوبند و منهدم میشوند. موج با نگرانی میگوید چه وحشتناک است ببین چه بر سر من خواهد آمد.
سپس موج دیگری از راه میرسد و میپرسد چرا ناراحتی؟ موج اول میگوید تو نمیدانی همهی ما موجها داریم از بین میرویم. موج دوم میگوید اشتباه نکن ما همه بخشی از اقیانوس هستیم.
مرگ وجود ندارد، زندگی لایزال است. وقتی در این سو مردم میگویند کسی مرده است در آن سو گفته میشود کسی تولد یافته است.
✅ خورشیدی که در اینجا غروب میکند در آن سو طلوع میکند.
-------------------------
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
-------------------------
#معاد
تابستان ١٣۶٣ كه در شاهرود
هنگام آموزش سربازان در صحرا ، با مادري به همراه دو دخترش برخورد كردم كه درحال درو كردن گندمهايشان بودند .
❄ فرماندهي گروهان ، ستوان آسيايي به من گفت : مسلم بیا سربازان دو گروهان را جمع كنيم و برويم گندمهاي آن پيرزن را درو كنيم . به او گفتم : چه بهتر از اين ! شما برويد گروهان خود را بياوريد تا با آن پيرزن صحبت كنم جلو رفتم .
❄ پس از سلام و خسته نباشيد گفتم : مادر شما به همراه دخترانتان از مزرعه بيرون برويد تا به كمك سربازان گندمهايتان را درو كنيم . شما فقط محدودهي زمين خودتان را به ما نشان دهيد و ديگر كاري نداشته باشيد . پيرزن پس از تشكر و قدرداني گفت : پس من ميروم براي كارگران حضرت فاطمهي زهرا (سلام الله عليها) مقداري هندوانه بیاورم !!
❄ ما از ساعت ٩ الي ١١/٣٠ صبح توسط پانصد سرباز تمام گندمها را درو كرديم . بعد از اتمام كار ، سربازان مشغول خوردن هندوانه شدند . من هم از اين فرصت استفاده كردم و رفتم كنار پيرزن ، به او گفتم : مادر چرا صبح گفتید ميروم تا براي كارگران حضرت فاطمه (سلام الله علیها) هندوانه بياورم . شما به چه منظور اين عبارت را استفاده كرديد ؟
❄ گفت : ديشب حضرت فاطمهي زهرا (سلام الله عليها) به خوابم آمد و گفت : چرا كارگر نميگيري تا گندمهايت را درو كند ؟ ديگر از تو گذشته اين كارهاي . طاقتفرسا را انجام دهي . من هم به آن حضرت عرض كردم : اي بانو تو ميداني تنها پسر و مرد
خانواده مابه شهادت رسيده است ودرآمدمان
نيز كفاف هزينه كارگر را نميدهد ، پس مجبوريم خودمان اين كار را انجام دهيم . بانو فرمودند : غصه نخور ! فردا كارگران از راه خواهند رسيد .
❄ بعد از اين جمله از خواب پريدم . امروز هم كه شما اين پيشنهاد را داديد ، فهميدم اين سربازان ، همان كارگران حضرت ميباشند . پس وظيفهي خود ديدم از آنها پذيرايي كنم .
❄ بعد از عنوان اين مطلب ، ناخودآگاه قطرات اشك از چشمانم سرازير شد و گفتم : سلام بر تو اي دخت گرامي پيامبر ﷺ فدايت شوم كه ما را به كارگري خود قابل دانستي .
📔منبع : كتاب نبرد ميمك
راوی : سرگرد مسلم جوادي
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
#شهید
34.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حیدر و این همه غم
🏴 مداحی حاج مهدی رسولی به مناسبت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
خطبه فدک (خطبه فاطمه الزهرا)(س)
قسمت دوم
آن هنگام كه بندگان در عالم غيب جاي داشتند و درترس و وحشت احاطه شده و به انتهاي نيستي نايل گشته بودند، از روي علم به عاقبت امور واحاطه به رخدادهاي روزگار و شناخت به جايگاه مقدرات ، او را برانگيخت تا امر خويش را پايان رساند و حكم قطعي اش را امضا كند.
پس پيامبر(ص) امتي ديد فرقه فرقه در آئين ها و زانو زده بر آتش ها، در بندگي بت ها و انكار حق تعالي.
پس خداوند تعالي نور محمد(ص) را بر عليه تاريكي ظلمها روشن ساخت و دلها را از ابهام گشايش داد و چشمها را به نور بصيرت جلا داد.
تا اينكه خدا او را از روي رغبت با اختيار و مهرباني به سوي خويش فراخواند.
حال محمد(ص) از ستم هاي اين دنيا آسوده است و فرشتگان مقرب الهي گرداگرد اويند و همجواري مالك جبار و بخشايش رب غفار نصيبش شده است.
درود خدا بر محمد، پيامبر رحمتش و امين وحيش و منتخب و مرضي او باد و سلام و رحمت و بركت خدا بر او.
سپس شما اي بندگان خدا، نگاهبان امر و نهي خدا و حاملات دين و وحي او و امناء خدا برخويشتن و مبلغان امت ها از جانب اوييد. عهده دار شايسته خدا اكنون با پيماني كه از پيش با شما بسته در ميان شماست و ما بقيه الله هستيم كه خدا ما را به يادگاري گذاشته و در ميان شما نهاده و كتاب خدا با ماست كه حجت هاي آن آشكار است و رازهايش گشوده وظواهر برهانش آشكار و آويزان آن در گوش مايه آرام و قرار است. پيروانش را به سوي بهشت برد و شنوندگانش را به سوي نجات و رهايي.
(ادامه در قسمت بعدی)
#خطبه_فدک
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam
🔴 حکمت خداوندی
موسی علیهالسلام، درویشی را دید از برهنگی به ریگ اندر شده. گفت: ای موسی! دعا کن تا خدا عزوجل مرا کفافی دهد که از بیطاقتی به جان آمدم.
موسی دعا کرد و برفت. پس از چند روز که از مناجات باز آمد، مرد را دید گرفتار و خلقی انبوه برو گرد آمده.
گفت: این چه حالت است؟ گفتند: خمر خورده و عربده کرده و کسی را کشته. اکنون به قصاص فرمودهاند.
موسی علیهالسلام، به حکمت جهانآفرین اقرار کرد و از تجاسر خویش استغفار.
✅ «وَلَوْ بَسَطَ اللّه الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوَ فِی الاْرْضِ» اگر خداوند درِ هر نوع روزی را بر بندگانش میگشود، در زمین ستم پیشه میکردند». (شورا / ۲۷)
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
-------------------------
#حکایت