خطبه فدک (خطبه فاطمه الزهرا)(س)
قسمت دوم
آن هنگام كه بندگان در عالم غيب جاي داشتند و درترس و وحشت احاطه شده و به انتهاي نيستي نايل گشته بودند، از روي علم به عاقبت امور واحاطه به رخدادهاي روزگار و شناخت به جايگاه مقدرات ، او را برانگيخت تا امر خويش را پايان رساند و حكم قطعي اش را امضا كند.
پس پيامبر(ص) امتي ديد فرقه فرقه در آئين ها و زانو زده بر آتش ها، در بندگي بت ها و انكار حق تعالي.
پس خداوند تعالي نور محمد(ص) را بر عليه تاريكي ظلمها روشن ساخت و دلها را از ابهام گشايش داد و چشمها را به نور بصيرت جلا داد.
تا اينكه خدا او را از روي رغبت با اختيار و مهرباني به سوي خويش فراخواند.
حال محمد(ص) از ستم هاي اين دنيا آسوده است و فرشتگان مقرب الهي گرداگرد اويند و همجواري مالك جبار و بخشايش رب غفار نصيبش شده است.
درود خدا بر محمد، پيامبر رحمتش و امين وحيش و منتخب و مرضي او باد و سلام و رحمت و بركت خدا بر او.
سپس شما اي بندگان خدا، نگاهبان امر و نهي خدا و حاملات دين و وحي او و امناء خدا برخويشتن و مبلغان امت ها از جانب اوييد. عهده دار شايسته خدا اكنون با پيماني كه از پيش با شما بسته در ميان شماست و ما بقيه الله هستيم كه خدا ما را به يادگاري گذاشته و در ميان شما نهاده و كتاب خدا با ماست كه حجت هاي آن آشكار است و رازهايش گشوده وظواهر برهانش آشكار و آويزان آن در گوش مايه آرام و قرار است. پيروانش را به سوي بهشت برد و شنوندگانش را به سوي نجات و رهايي.
(ادامه در قسمت بعدی)
#خطبه_فدک
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam
🔴 حکمت خداوندی
موسی علیهالسلام، درویشی را دید از برهنگی به ریگ اندر شده. گفت: ای موسی! دعا کن تا خدا عزوجل مرا کفافی دهد که از بیطاقتی به جان آمدم.
موسی دعا کرد و برفت. پس از چند روز که از مناجات باز آمد، مرد را دید گرفتار و خلقی انبوه برو گرد آمده.
گفت: این چه حالت است؟ گفتند: خمر خورده و عربده کرده و کسی را کشته. اکنون به قصاص فرمودهاند.
موسی علیهالسلام، به حکمت جهانآفرین اقرار کرد و از تجاسر خویش استغفار.
✅ «وَلَوْ بَسَطَ اللّه الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوَ فِی الاْرْضِ» اگر خداوند درِ هر نوع روزی را بر بندگانش میگشود، در زمین ستم پیشه میکردند». (شورا / ۲۷)
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
-------------------------
#حکایت
خطبه فدک(خطبه حضرت فاطمه الزهرا)(س)
قسمت سوم
در آن دليل هاي روشن الهي بيان شده است. تفسير فرايض و واجبات و حدود محرمات و روشنايي بينات و دلايل كافي و فضائل نيك و موهبات و رخصت ها و شرايع نوشته شده قرآن آن را متيين ساخته و بواسطه قرآن مشخص مي شوند.
و خدا ايمان را بر شما واجب ساخت براي پاكي از شرك و نماز را براي زدودن و تنزيه شما از كبر و روزه را براي ثبات شما در اخلاص و پاكي و زكات را براي زياد شدن رزق شما و حج را براي پايداري دينتان و عدل را براي تنظيم دلهايتان واطاعت از مارا واجب ساخت براي حفظ نظم و امان از فرقه فرقه شدن و دوستي ما را ( در بعضي مصادر جهاد آمده) براي عزت اسلام و صبر را وسيله نجات و قصاص را سبب بقا در زندگي قرار داد.
از شرابخواري بازداشت براي پاكي از رجس و پليدي و از تهمت ناروا به زنان مومنه پرهيز داشت براي دوري خويشتن از لعنت و غضب الهي و از سرقت بر حذر داشت تا به وادي عفت وارد شوند.
خداوند عزوجل شرك را حرام ساخت براي اخلاص در يگانه پرستي پس تقواي الهي پيشه كنيد آنچنانكه سزد و جز به دين اسلام نميريد و طاعت خدا را به جاي آوريد در آنچه بدان امر شده ايد و يا از آن نهي گشته ايد. كه همانا تنها بندگان عالم و انديشمند خدا به درجه خشيت الهي رسند.
(ادامه در قسمت بعدی)
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam
خطبه فدک (خطبه حضرت فاطمه الزهرا)
قسمت چهارم
اي مردم من فاطمه ام و پدرم محمد است. حرف اول و آخرم همين است.
همانا پيامبري از ميان شما به سوي شما آمد كه رنج شما براو دشوار بود وبه هدايت شما حريص و با مومنان رئوف و مهربان بود.
اگر او رامي شناسيد مي دانيد كه او پدر من است نه پدر شما و برادر پسر عموي من است نه مردان شما.
پس او رسالتش را پايان رسانيد و انذار كرد وازمشركان روي گرداند و دوري كرد و برآنان شمشير كشيد و فرق مشركان را شكست و آنها را به بهترين گونه موعظه كرد و به سوي خدا فراخواند. آنقدر كمرشان را به خاك ماليد تا متفرق گشتند و جمعشان به تباهي رفت. شب گريخت و سپيدي صبح پديدار گشت و حق جلوه كرد.
و زمامداران دين لب به سخن گشودند و عربده هاي شياطين خاموش گشتند و شما در لب پرتگاهي از آتش بوديد، خوار بوديد و در نظر همگان بي مقدار. به جرعه اي آب و يا لقمه اي نان مي مانديد كه هر كسي به آن طمع كند. گنداب مي نوشيديد و غذاي پست مي خورديد. از ترس هجوم همسايه مي لرزيديد و هميشه هول و هراس در دلتان بود تا خدا شما را با رسولش رهائي داد كه درود خدا بر او باد. چه بلاهايي كه از مردم كشيديد از گرگان عرب گرفته تا سران اهل كتاب. هر گاه آتش جنگ بر مي افروختند خدا خاموشش مي كرد. و هر اژدهاي گمراهي كه دهان باز مي كرد پيامبر برادرش علي را به كام اژدها مي فرستاد و او تا پشت ايشان را به خاك نمالد و آتش كينه هايشان را خاموش نكند باز نمي گشت.
(ادامه درقسمت بعد)
#خطبه_فدک
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam
روزی، وثوق الدوله پس از تنظیم قرارداد معروف خود با انگلیس به خانة مدرس آمد و گفت: «آقا! شنیده ام شما با قرارداد تنظیمی بین ما و دولت انگلیس مخالفت كردهاید.»
مدرس: «بلی.»
وثوق الدوله: «آیا قرارداد را خوانده اید؟»
مدرس: «نه.»
وثوق الدوله: «پس به چه دلیل مخالفید؟»
مدرس: «قسمتی از آن قرارداد را برای من خواندهاند. جملة اولش كه نوشته بودید دولت انگلیس استقلال ما را به رسمیت شناخته است. انگلیس كیست كه استقلال ما را به رسمیت بشناسد؟ آقای وثوق! چرا شما این قدر ضعیف هستید؟»
وثوق الدوله: «آقا! به ما پول هم داده اند.»
مدرس: «آقای وثوق اشتباه كردید، ایران را ارزان فروختید.»
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
💎یاد دارم که در ایام کودکی، اهل عبادت بودم و شب ها بر می خاستم و نماز می گزاردم و به زهد و تقوا، رغبت بسیار داشتم.
شبی در خدمت پدر رحمة الله علیه نشسته بودم و تمام شب چشم بر هم نگذاشتم و قرآن گرامی را بر کنار گرفته، می خواندم.
در آن حال دیدم که همه آنان
که گرد ما هستند، خوابیده اند.
پدر را گفتم: از اینان کسی سر بر نمی دارد که نمازی بخواند. خواب غفلت، چنان اینان را برده است که گویی نخفته اند، بلکه مرده اند.
پدر گفت: تو نیز اگر می خفتی، بهتر از آن بود که در پوستین خلق افتی و عیب آنان گویی و بر خود ببالی!
📚 گلستان سعدی
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
خطبه فدک (خطبه حضرت زهرا س)
قسمت پنجم
كه علي غوطه ور بود در عشق خداو پر تلاش و تحرك در مسير خدا و نزديك ترين به رسول خدا و مردي بود از دوستان خدا، سيد اولياء خدا بود.
و در آن هنگام شما خوب خوشگذراني كرديد و آسوديد.
تا هنگامي كه خداجايگاه پيامبران را براي او ترجيح داد و او را به سوي خود برد، نفاق شما آشكار گشت و حجاب دين برايتان بي تفاوت گشت و سردسته گمراهان زبان بازكرد و آنهايي كه هيچ گاه از سرناچيزي مجال حرف زدن نداشتند زبان باز كردند و نعره هاي جويندگان باطل دلهاي شما را گرفت و شيطان از سوراخ خود سرجنبانيد و بلافاصله با شما همنشين و همدم شد و شما دعوتش را اجابت كرديد و او ديد چه زود به ياري اش شتافتيد و در پي اش دويديد به دام فريبش خزيديد و هم سازاو گشتيد.
پس به تحريك و فريب شيطان شتري را نشانه رفتيد كه از آن شما نبود و به آبشخوري را نديد كه غصبي بود و از آن شما نبود. خطايي خواسته واشتباهي از روي علم و اين زماني بود كه چيزي از عهد پيغمبر نگذشته بود. هنوز زخم مصيبتش تازه بود و سر جراحت هنوز مداوا نشده بود و پيامبر(ص) هنوز بيرون قبر بود. به بهانه ترس از فتنه خليفه برگزيديد. واي كه خود را در فتنه انداختيد و حال در قعر فتنه ايد و را ستي كه جهنم بر كافران احاطه دارد. پس واي بر شما! شما را چه شد! به كجا مي رويد!؟
و اين كتاب خدا در ميان شما به روشني حكم مي كند. احكامش روشن ومشخص است و نشانه هايش چشمگير است. شواهدش مشخص و اوامرش آشكار است. اما شما آن را پشت سرانداخته ايد و زيرپا گذاشته ايد. آيا از آن گريزانيد؟ يا غير از آن را به حكميت مي طلبيد كه ظالمين جانشين بدي براي قرآن برگزيدند و آن كه غير از اسلام ديني جويد از او پذيرفته نمي شود و او در قيامت از زيانكاران است.
(ادامه در قسمت بعدی)
#خطبه فدک