eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.2هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
913 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسم الله الرحمن الرحیم اِعلَمُوا أنَّ كَمالَ الدّينِ طَلَبُ الِعلمِ و العَمَلُ بِهِ. / امام علی (ع) 👈 بدانيد كه كمال دين در طلب دانش و به كار بستن آن است. 📚 الكافى ، ج ۱ ، ص ۳۰ -------------------------- @hamkalam --------------------------
آدم‌هایِ خوشبخت خودشان خواسته‌اند که خوشبخت باشند. اقبال، فقط بهانه‌ی آدم‌هایِ بی‌مسئولیت و ناامید است! گاهی باید ایراداتِ خود را بدونِ تعارف پذیرفت و اصلاح کرد و در بیانِ ایراداتِ فردِ مقابل اغراق نکرد! گاهی باید، واقع‌بین بود و بجای بد و بیراه گفتن به زمین و زمان و مقایسه‌های بی‌جا، حرف زد، تغییر کرد و بهتر شد، شرایط، معلولِ افکار و رفتارِ توست! درست است زندگی صحنه‌ی جنگ نیست، اما شهر آرزوها هم نیست! از همین لحظه، منطقی باش و بپذیر! گولِ ظاهرِ زندگی دیگران را نخور! تو فقطِ لبخند و داشته‌های دیگران را می‌بینی، نه تاوان‌هایِ سنگینی که در قبالش پرداخته‌اند. توقع نداشته باش لم بدهی، خوشبختی بیاید و درِ خانه‌ات را بزند! خوشبختی، از درونِ خودت نشأت می‌گیرد! تا خودت تغییر مثبتی نکنی، هیچ چیز تغییر نخواهد کرد! آدم‌ها، خوشبخت متولد نمی‌شوند، خوشبختی‌شان را می‌سازند! کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam -------------------------
چو نرمی كنی خصم گردد دلیر مدرس غالبا نامه هایی كه می‌نوشت، روی كاغذ پاكت تنباكو و كاغذهایی بود كه آن روزگار، قند در آن می‌پیچیدند. یكی از وزیران نامه‌ای از مدرس دریافت داشته و آن را اهانت به خود دانسته بود. روزی یكی از آشنایان مدرس آمد و یك بسته كاغذ آورده به مدرس گفت: جناب وزیر این كاغذها را فرستاده‌اند كه حضرت آقا مطالب خود را روی آنها مرقوم فرمایند. مدرس گفت: عبدالباقی! چند ورق از آن كاغذهای مرغوب خودت را بیاور. فرزند مدرس فوری بسته‌ای كاغذ آورد. مدرس به آن شخص گفت: آن بسته كاغذ وزیر را بردار و این كاغذها را هم روی آن بگذار. سپس روی تكه كاغذ قند نوشت: جناب وزیر! كاغذ سفید فراوان است ولی لیاقت تو بیشتر از این كاغذ كه روی آن نوشته‌ام نیست. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
طرف تسمه تایم پاره کرد تا کهگیلویه و بویر احمد رو بگه 😂 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
🔸امیرالمومنین علی علیه‌السلام: 🔹حق شمشیر‌ها را اداء کنید و پشت دشمن را به خاک بمالید و براى فروکردن نیزه‌ها، و محکم‌ترین ضربه‌هاى شمشیر، خود را آماده کنید. 🔸 «وَ أَعْطُوا السُّیُوفَ حُقُوقَهَا» «وَ وَطِّئُوا لِلْجُنُوبِ مَصَارِعَهَا» «وَ اذْمُرُوا أَنْفُسَکُمْ عَلَى الطَّعْنِ الدَّعْسِیِّ، وَ الضَّرْبِ الْطِّلَحْفِیِّ» 🔹نامه ۱۶ نهج‌البلاغه @markazi_iribnews
🔆چشم پوشى بهرام بهرام ، روزى بعزم شكار با گروهى از رجال به خارج شهر رفت و از دور شكارى را ديد. براى آنكه خود آنرا به تنهائى صيد كند مركب تاخت ، مقدار زيادى راه پيمود و از همراهان دور ماند. چوپانى را ديد كه زير درختى نشسته است پياده شد، به او گفت اسب مرا نگاهدار تا ادرار كنم چوپان عنان اسب را بدست گفت و بهرام به كنارى رفت . تسمه هاى دهنه اسب بهرام با قطعاتى از طلا آراسته بود، مشاهده طلاها حس طمع را در نهاد چوپان تهيدست بيدار كرد، بفكر افتاد چيزى از آنها را بربايد و به زندگى خود بهبود بخشد كاردى را كه با خود داشت بيرون آورد و با عجله قسمتى از طلاهاى اطراف دهنه را جدا كرد. بهرام از دور نگاهى كرد، به عمل چوپان پى برد ولى فورا روى گردانيد، سر بزير افكند و نشستن خود را طول داد تا مرد چوپان هر چه ميخواهد بردارد، سپس از جا حركت كرد در حالى كه دست روى چشم گذارده بود به چوپان گفت اسبم را نزديك بياور غبار به چشمم رفته و نميتوانم آنرا باز كنم . چوپان اسب را پيش آورد بهرام سوار شد و بهمراهان پيوست و فورا مسؤل اسبها را احضار نمود و به وى گفت قسمتى از طلاهاى اطراف دهنه اسب را در بيابان بخشيده ام ، به احدى گمان بد مبر و كسى را در اين كار متهم مكن . 📚المستطرف ، جلد 1، صفحه 116 ✾📚 @Dastan 📚✾
در یکی از مساجد، مؤذنی با صدای ناهنجاری اذان گفتی. امیری او را گفت ده دینار می‌ دهم تا جای دیگر روی. قبول کرد. چندی بعد امیر را در گذری دید. گفت ای امیر، مرا حیف کردی که به ده دینار از آن مسجد به در کردی، اینجا که رفته‌ ام بیست دینار همی دهند تا جای دیگر روم و قبول نمی‌ کنم. امیر بخندید و گفت زنهار تا نستانی که به پنجاه دینار راضی گردند. 📚 منبع: گلستان سعدی کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
📩 رهبر انقلاب: یک لحظه هم نباید متوقف شد، نوآوری در تسلیحات و شیوه‌ها و شناخت روش‌های دشمن در دستور کار باشد/ بدانید وعده خداوند در دفاع از مومنین حتمی و تخلف‌ناپذیر است ✏️ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمانده کل قوا، ظهر امروز یکشنبه در دیدار جمعی از فرماندهان عالی نیروهای مسلح: از تلاشها و فعالیت‌های سپاه، ارتش و نیروی انتظامی، نیروهای مسلح قدردانی می‌کنم، تلاش و حرکت برای مواجهه با دشمنی‌ها و دشمن‌ها با تکیه بر نوآوری و ابتکار توصیه استمرار پیدا کند. ✏️ یک لحظه هم نباید متوقف شد زیرا توقف به معنای عقب گرد است، بنابراین باید نوآوری در تسلیحات و شیوه‌ها و همچنین شناخت روش‌های دشمن همواره در دستور کار باشد. ✏️ حیثیت ملت ایران باید در چشم دنیا برجسته باشد. ضمن شناسایی استعدادها و نیروهای توانمند و خلاق، به خداوند متعال حُسن ظن داشته باشید و به او توکل کنید و بدانید که وعده خداوند در دفاع از مومنین حتمی و تخلف ناپذیر است. ۱۴۰۳/۲/۲ 🖼 💻 Farsi.Khamenei.ir
امروز﷽؛ 💎 شفاف‌سازی مسئولان در کلام امیربیان 🔸امیرالمومنین على عليه‌السلام: 🔹 هرگاه رعيّت بر تو بدگمان شد، عذر خويش را آشكارا با آنان در ميان بگذار، و با اين كار از بدگمانى نجاتشان ده، كه اين كار رياضتى براى خودسازى تو، و مهربانى كردن نسبت به رعيّت است، و اين پوزش‌خواهى تو، آنان را به حق وامى‌دارد. 🔸وَإِنْ ظَنَّتِ الرَّعِيَّةُ بِکَ حَيْفاً فَأَصْحِرْ لَهُمْ بِعُذْرِکَ، وَاعْدِلْ عَنْکَ ظُنُونَهُمْ بِإِصْحَارِکَ، فَإِنَّ فِي ذَلِکَ رِيَاضَةً مِنْکَ لِنَفْسِکَ، وَ رِفْقاً بِرَعِيَّتِکَ، وَإِعْذَاراً تَبْلُغُ بِهِ حَاجَتَکَ مِنْ تَقْوِيمِهِمْ عَلَى الْحَقِّ. 🔹نامه ۵۳ نهج‌البلاغه
گاهي گمان نمي کني ولي خوب مي شود گاهي نمي شود که نمي شود که نمي شود گاهي بساط عيش خودش جور مي شود گاهي دگر تهيه بدستور مي شود گه جور مي شود خود آن بي مقدمه گه با دو صد مقدمه ناجور مي شود گاهي هزار دوره دعا بي اجابت است گاهي نگفته قرعه به نام تو مي شود گاهي گداي گدايي و بخت با تو يار نيست گاهي تمام شهر گداي تو مي شود گاهي براي خنده دلم تنگ مي شود گاهي دلم تراشه اي از سنگ مي شود گاهي تمام آبي اين آسمان ما يکباره تيره گشته و بي رنگ مي شود گاهي نفس به تيزي شمشير مي شود از هرچه زندگيست دلت سير مي شود گويي به خواب بود جواني مان گذشت گاهي چه زود فرصتمان دير مي شود کاري ندارم کجايي چه مي کني بي عشق سر مکن که دلت پیر می شو د کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam