eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.3هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
901 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
13.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥فیلم بازخوانی بخش‌هایی از وصیت نامه‌ی توسط دانش‌آموزان مدرسه‌ی فرهنگیان دهگان. 🔷مردم سربلند ایران، جانم فدایتان!
هدایت شده از  نستعليق + | ایل بیگی
♦️امام على السلام: هرگاه از سختی کاری ترسیدی در برابر آن سرسختی نشان ده، رامت می شود. غرر الحكم حدیث ١٤١٠٨ 🌸🌸🌸🌸🌸
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هنرمندان استان قمMard-e Mandegar (96kbps).mp3
زمان: حجم: 30.5M
📻 مرد ماندگار 🔸خوانش وصیت نامه شهید حاج قاسم سلیمانی توسط جمعی از هنرمندان استان قم ------------------------- شما هم به بپیوندید 🔻 ♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️ ╭┅───────────┅╮ ⁦•''•❀🕊 مکتب سلیمانی🕊✾•''• Eitaa.com/soleymaneii Eitaa.com/soleymaneii ╰┅───────────┅╯
هدایت شده از خط بهشت
جای هر قطره خون، صد گل از این باغ شکفت کی جهان دیده از اینگونه فراوانی ها؟ @khat_e_behesht
در دنیای قضاوت ها، تنها به این نکته توجه می شود که «دیگران بر اساس نظر ما چگونه اند؟»؛ فردی درترافیک جلوی ما بپیچید «احمق» ما که جلوی دیگران می پیچیم «زرنگ» کسی جواب تلفن ما راندهد «بی معرفت» ما که جواب ندهیم «گرفتار» فرد بلندتر از ما «دراز» کوتاهتر از ما «کوتوله» همسری که زیاد محبت بخواهد «وابسته» ما بیشتر بخواهیم «بی احساس» همکار جزئی نگر «ایرادگیر و وسواسی» ما جزنگرتر باشیم «شلخته و بی نظم» فردی لیوان آب ما را چپه کرد «کور» پای ما به لیوان دیگری خورد «شعور» ندارند لیوان را سر راه قرار داده است و... دنیای قضاوت ها یعنی تحلیل رفتار و گفتار دیگران بر اساس نیازها و ارزش های خودمان❗️ 📕 ارتباط بدون خشونت ✍ @HAMKALAM
27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 روایت دردناک معاون ابومهدی از لحظه شهادت حاج قاسم: در میان پیکر شهدا هر چه گشتم اثری از حاج قاسم نبود 🔹کمی دورتر دست حاجی را وقتی دیدم دنیا روی سرم خراب شد بچه های عراقی منتظر بودن بگویم این دست حاج قاسم نیست. 🔹ترسیدم حتی به دست حاجی تعرض کنند و گفتم این تکه‌ای از قرآن است و آنرا برداشتم به داخل ماشین خودم بردم. 🎴@hamkalam
┄═❁🍃❈🌼🍃🌼❈🍃❁═┄ 📒 : (آن هنگام كه تهاجم ياران معاويه به شهر انبار و غارت كردن آن را شنيد، تنها و پياده به طرف پادگان نظامی كوفه (نخيله) حركت كرد، مردم خود را به او رسانده، گفتند ای اميرمؤمنان ما آنان را كفايت می كنيم، فرمود:) شما از انجام كار خود درمانده ايد! چگونه كار ديگری را برايم كفايت می كنيد؟ اگر رعايای پيش از من از ستم حاكمان می ناليدند، امروز من از رعيت خود می نالم، گویی من پيرو و آنان حكمرانند، يا من محكوم و آنان فرمانروايانند. (دو نفر از ياران جلو آمدند و يكی گفت: من جز خود و برادرم را در اختيار ندارم، ای اميرمؤمنان فرمان ده تا هرچه خواهی انجام دهم، امام فرمود:) شما كجا؟ و آنچه من می خواهم كجا؟ ┄═❁🍃❈🌼🍃🌼❈🍃❁═┄ 📒 (حارث بن حوت نزد امام آمد و گفت: آيا چنين پنداری كه من اصحاب جمل را گمراه می دانم؟ چنين نيست، امام فرمود:) ای حارث تو زير پای خود را ديدی، اما به پيرامونت نگاه نكردی، پس سرگردان شدی، تو حق را نشناختی تا بدانی اهل حق چه كسانی می باشند؟ و باطل را نيز نشناختی تا باطل گرايان را بشناسی. (حارث گفت من و سعيد بن مالك و عبدالله بن عمر، از جنگ كنار می رويم، امام فرمود:) همانا سعيد و عبدالله بن عمر، نه حق را ياری كردند و نه باطل را خوار ساختند. ┄═❁🍃❈🌼🍃🌼❈🍃❁═┄ 📒 : همنشين پادشاه، شيرسواری را ماند كه ديگران حسرت منزلت او را دارند، ولی خود می داند كه در جای خطرناكی قرار گرفته است. ┄═❁🍃❈🌼🍃🌼❈🍃❁═┄ 📒 : با بازماندگان ديگران نيكی كنيد، تا حرمت بازماندگان شما را نگاه دارند. ┄═❁🍃❈🌼🍃🌼❈🍃❁═┄ 📒 : گفتار حكيمان اگر درست باشد درمان و اگر نادرست، درد جان است. ┄═❁🍃❈🌼🍃🌼❈🍃❁═┄ 📒 : (شخصی از امام خواست تا ايمان را توصيف كند) و درود خدا بر او فرمود: فردا نزد من بيا تا در جمع پاسخ گويم، كه اگر تو گفتارم را فراموش كنی ديگری آن را در خاطرش سپارد، زيرا گفتار چونان شكار رمنده است، يكی آن را به دست آورد و ديگری آن را از دست می دهد (پاسخ امام در حكمت ۳۱ آمد كه ايمان را بر چهار شعبه تقسيم كرد.) ┄═❁🍃❈🌼🍃🌼❈🍃❁═┄ 📒 : ای فرزند آدم! اندوه روز نيامده را بر امروزت ميفزا، زيرا اگر روز نرسيده از عمر تو باشد خدا روزی تو را خواهد رساند. ┄═❁🍃❈🌼🍃🌼❈🍃❁═┄ 📒 : در دوستی با دوست مدارا كن، زيرا شايد روزی دشمن تو گردد و در دشمنی با دشمن نيز مدارا كن، زيرا شايد روزی دوست تو گردد. ┄═❁🍃❈🌼🍃🌼❈🍃❁═┄ https://eitaa.com/joinchat/3042902020Cab4e8d14dc
❤️پدر و پسر شهیدی که سالیان سال در آغوش هم بودند/دوپلاک معروف ۵۵۵و ۵۵۶ 🔹طی یک عملیات تفحص در منطقه چیلات، پیکر دو شهید پیدا شد. یکی از آنها در حالت نشسته با لباس و تجهیزات کامل به جایگاهی تکیه داده بود و شهید دیگر در پتو پیچیده شده بود. ◇ معلوم بود شهیدی که درازکش است مجروح شده و شهید نشسته سرِ وی را به دامن گرفته است. پلاک‌هایشان را بررسی کردیم، شماره‌ها پشت سر هم بود: 555 و 556. ◇ متوجه شدیم آنها با هم پلاک گرفته‌اند. معمولاً رزمنده‌هایی که خیلی رفیق بودند، با هم می‌رفتند پلاک می‌گرفتند. با مراجعه به سیستم کامپیوتر متوجه شدیم. ◇ شهیدی که نشسته، پدر و شهیدی که درازکشیده، پسر است. پدر سر پسر را به دامن گرفته بود. ◇ اینها شهید سیدابراهیم اسماعیل‌زاده پدر و سیدحسین اسماعیل‌زاده، اهل روستای باقرتنگه بابلسر بودند. ◇ پسر آرپی‌جی زن و پدر کمک آرپی‌جی زن پسر بود. پسر برای دید بهتر و انهدام تانک‌های دشمن به سمت دامنه قله حرکت می‌کند. ◇ پدر وقتی افتادن فرزندش را می‌بیند، خودش را به دامنه کوه می‌رساند و بالای سر فرزندش می‌رود. چون توان بالا بردن پیکرحسین را نداشت، پتویی می‌آورد و پسرش را در آن می‌پیچد. او را در آغوش می‌گیرد و سر پسرش را روی زانوهایش می‌گذارد ، لحظاتی بعد خودش هم به شهادت می‌رسد و هر دو برای سال‌های طولانی در همان حالت می‌مانند. برای شادی ارواح طیبه شهدا صلوات 🇮🇷🌹🇮🇷🌹🇮🇷
🔴 زیبایی‌های ظهور (۱۸) 🔵 امام صادق علیه السلام فرمودند: 🌕 گویا قائم را مى بينم. پس وقتی استقرار یافت. هيچ مؤمن مرده‌اى باقى نمی‌ماند مگر اين كه شادى در قبرش بر او وارد مى‌شود و آنان در قبرهاى خود يكديگر را ملاقات مى‌كنند و مژده قيام قائم عليه السّلام را به يكديگر مى‌دهند. 📚 غیبت نعمانی، ص ۳۱۰ 🆔 eitaa.com/emame_zaman