امام صادق عليه السلام:
اَلبِّرُ وَحُسنُ الخُلقِ يَعمُرانِ الدِّيارَ وَيَزيدانِ فِى العمارِ؛
نيكى و خوش اخلاقى، شهرها را آباد و عمرها را زياد مى كند.
(التوحيد، ص 63)
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
#امام_صادق (ع) مےفرمايند:
يك مؤمن چهارچيز بايد داشته باشد :
1⃣خانه وسيع
2⃣سواري خوب
3⃣لباس زيبا
4⃣چراغ پر نور
شخصي پرسيد ما كه نداريم چه كنيم؟
حضرت فرمودند: اين حديث باطن هم دارد :
1⃣منظور از خانه وسيع، #صبر است كه بيان گر روح بزرگ است.
2⃣مركب خوب، #عقل است.
3⃣لباس زيبا، #حيا است.
4⃣چراغ پر نور، #علم است كه ثمره آن بندگي است.
#كافي_ج6
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸شاهکار حکیم ابوالقاسم فردوسی رحمت الله علیه ؛
ترجمه زیبا و دلنشین آیت الکرسی به زبان شعر
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️ تقویت مدارس دولتی مهم است.
🔹رهبر معظم انقلاب ؛ نباید جوری باشد در کشور که وقتی گفته میشود مدرسه دولتی اولین چیزی که مقابل انسان نقش میبندد، ضعف مدرسه است.
🔹وقتی به مدرسه دولتی کم اعتنایی کنیم، معنایش این است که اگر کسی بنیه مالیاش آنقدر نبود که بتواند در مدرسهای که شهریه میگیرد ثبت نام کند، ناچار است که تن به ضعف بدهد؛ یعنی کسی که بنیه مالی ندارد، بنیه علمی هم نداشته باشد
🔹 این بیعدالتی محض است و به هیچ وجه قابل قبول نیست.
#عدالت_آموزشی
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گارسون ها هم دیگه شوخ طبع شدن😂
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
موسسه جبل عامل در لبنان مخصوص پسر ها ومدینه الزهرا مخصوص دختر های یتیم شیعه بود، از چند ساله تا 16 – 17 ساله. مجتمعی بود فرهنگی که هم مدرسه بود وهم خوابگاه . دکتر چمران محبوبیّت خاصی در بین آنها داشت.
یک بار با بی سیم خبر دادند که دکتر دارد برای دیدنتان با ماشین به مدینه الزهرا می آید . به محض شنیدن این مطلب بچه ها ومسئولان مجتمع رفتند و با اسلحه اتوبانی را که از بیروت به سمت دریا می رفت رو بستند .
دکتر که از دور آمد و دید راه بسته است تعجب کرد و پرسید : مگه اتفاقی تو مدینه الزهرا افتاده ؟! چرا ماشین های مردم معطلند؟! او بلا فاصله خود را به افراد مسلح رساند وگفت : چرا اتوبان را بستین؟! کی قراره به این جا بیاد؟ وقتی جواب شنید به احترام شما اتوبان را بستیم ، هر دو دستش را بلند کرد و بر سر خود زد و گفت :
وای بر من وای بر من ! اگر مردم حلالمون نکنن چی؟
بچه ها با تعجب پرسیند :مگه اشتباهی از ما سر زده ؟ دکتر گفت: برای همین چند دقیقه ای که به خاطر من از عمرشون تلف شده فردا باید جوابگو باشیم وبعد دوباره گفت :وای برتو مصطفی باید از تک تکشون حلالیّت بطلبیم او به سراغ ماشین ها رفت سرش را از شیشه تک تک ماشین ها داخل می کرد ومی گفت آقا منو حلال کنید؛ این بچه های منو حلال کنید ، نفهمیدن اشتباه کردن ؛
خاطراتی از شهید دکتر مصطفی چمران ، سیده هیام عطفی ، کتاب چمران مظلوم بود به کوشش علی اکبری ، چاپ هفتم ،زمستان 93 ، ص 11
اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و عجل فرجهم
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 معلمی که دغدغهاش تنها دست عباس آبادانی بود!👌☝️
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماهیگیر نمونه 😂😃
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam