eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.3هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
901 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
467.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عاقبت بی حواسی🚶‍♂😂😂 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
در شهر اراک دانش آموزان متوسطه دوم هنوز امتحانات نوبت اول را پایان نرسانده اند و حدود 20 روز از برنامه درسی بخاطر هوای ناپاک عقب هستند همین دانش آموزان باید با دانش آموزانی رقابت کنند که در شهرهای خود حتی یک روز تعطیلی هم نداشته اند آیا زمان آن نرسیده صنایع آلاینده جریمه شوند و خسارت‌های وارده را پرداخت کنند؟
✍ امیرالمومنین (علیه‌السلام): نسبت به خدایی که ناچار او را ملاقات خواهی کرد و پایانی جز او برای تو نیست، تقوا پیشه کن. 📚تصنیف غرر/ حدیث ۵۸۳۹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨﷽✨ ✅ با مشکلات بجنگ مراد، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻫﺎﻟﯽ روستا ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﺭﻓﺖ ﻭ در راه برگشت، به ﺷﺐ خورد و از قضا در تاریکی شب ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺳﺨﺖ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺑﺮ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﻏﺎﻟﺐ ﺷﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﺸﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥﺟﺎ ﮐﻪ ﭘﻮﺳﺖ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ‌ﺭﺳﯿﺪ، ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺵ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ روستا، ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ‌ﺍﺵ ﺍﺯ ﺑﺎﻻﯼ ﺑﺎﻡ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ: ﺁﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ، مراد ﯾﮏ شیر ﺷﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ! مراد ﺑﺎ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺍﺳﻢ ﺷﯿﺮ ﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﻏﺶ ﮐﺮﺩ. ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻧﻤﯽ‌ﺩﺍﻧﺴﺖ ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺷﺪﻩ، ﺷﯿﺮ ﺑﻮﺩﻩ است. ﻭﻗﺘﯽ به هوش آمد، از او پرسیدند: برای چه از حال رفتی؟مراد گفت: فکر کردم حیوانی که به من حمله کرده یک سگ است! مراد بیچاره ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﮐﻪ یک سگ به او حمله کرده است وگرنه ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻭﻝ ﻏﺶ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺯﯾﺎﺩ ﺧﻮﺭﺍﮎ ﺷﯿﺮ ﻣﯽ‌ﺷﺪ. ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺳﻢ ﯾﮏ ﻣﺸﮑﻞ ﺑﺘﺮﺳﯿﺪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺑﺠﻨﮕﯿﺪ ﺍﺯ ﭘﺎ ﺩﺭﺗﺎﻥ ﻣﯽ‌ﺁﻭﺭﺩ. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
🔴 برچسب زدن ممنوع زمانی که به فرزندتان برچسبی می‌زنید (مثلاً دختر من عصبی است، پسرم بیش‌فعال است یا اصلاً به حرف‌های من گوش نمی‌دهد)، باعث می‌شوید دیگران او را با همین ویژگی‌ها بپذیرند. 👈🏻در واقع، شما با صحبت‌های منفی، تصویری منفی از او ایجاد می‌کنید و دیگران نیز همینطور نگاه خواهند کرد. اگر نوجوان شما این حرف‌ها را بشنود، به تدریج این ویژگی‌ها را قبول خواهد کرد و این رفتارها در درونش نهادینه می‌شود. 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2702376999C863e8a3b7b
مردی در بیابان شترش رم کرد. مرد دیگری در بیابان مشغول جمع کردن خار بود که با دیدن این صحنه خارها را به زمین گذاشت و به سمت شتر فراری دوید. طنابی گردن شتر انداخت، طناب در گلوی شتر گیر کرد و شتر خفه شد و مرد. صاحب شتر آن خارکَن را نزد مولا علی(ع)آورده و از او شکایت کرد. مولا علی(ع) پرسید .ای خارکن به چه نیتی به سراغ شتر فراری این مرد رفتی؟ فرمود برای کمک به این صاحب شتر. مولا علی (ع) از صاحب شتر پرسید وقتی دیدی که این مرد کمکت می‌کند چرا نگفتی برگرد نیازی نیست؟ پس آن زمان به کمک این مرد نیاز داشتی و از نیت خیرش آگاه بودی؟ بنابراین خارکن ضامن نیست و نمی‌توانی خسارت مرگ شتر را از او بگیری چون نیتش خیر بود و کسی را به خاطر نیت خیرش خسارت گرفتن در اسلام جایز نیست و بدان اگر چنین خسارتی در اسلام وضع شود کسی کسی را کمک نمی‌کند. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
729.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اول ایمنی بعد حرکت 😂😂 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
🌸 تبارک و تعالی 🌸 🌺 وَلاَ تَجْعَلُواْ اللّهَ عُرْضَةً لِّأَيْمَانِكُمْ أَن تَبَرُّواْ وَتَتَّقُواْ وَتُصْلِحُواْ بَيْنَ النَّاسِ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ 🔸 خدا را در معرض سوگندهاي خود قرار ندهيد! 💠 و براي اينکه نيکي کنيد، و تقوا پيشه سازيد، و در ميان مردم اصلاح کنيد (سوگند ياد ننماييد)! 🔸آرى خداوند توانا و حكيم است 👈آیه 224 سوره مبارکه بقره
در زمان های قدیم مرد جوانی در قبیله ای مرتکب اشتباهی شد .به همین دلیل بزرگان قبیله گرد هم آمدند تا در مورد اشتباه جوان تصمیم بگیرند در نهایت تصمیم گرفتند که در این مورد با پیر قبیله که تجربه بسیاری داشت مشورت کنند و هر چه که او بگوید عملی کنند. پیر قبیله از انجام این کار امتناع کرد .بزرگان قبیله دوباره فردی را به دنبال او فرستادند و پیام دادند که شما باید تصمیم نهایی را در مورد اشتباه این جوان بگیرید . پیر قبیله کوزه ای سوراخ را پر از آب کرد سپس آن را از پشت خود آویخت و به سمت بزرگان قبیله حرکت کرد . بزرگان قبیله بادیدن او پرسیدند : قصه این کوزه چیست؟ پیر قبیله پاسخ داد : گناهانم از پشت سرم به بیرون رخنه می کنند بی آنکه به چشم آیند و امروز آمده ام که درباره گناه دیگری قضاوت کنم. بزرگان قبیله با شنیدن این سخن چیزی بر زبان نیاوردند و گناه مرد جوان را بخشیدند. عیب مردم فاش کردن بدترین عیب هاست عیب گو اول کند بی پرده عیب خویش را کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
⭕خاطره ای از فریدون مشیری، 🐬عرض می شود که در طبقه دوّم منزلی که بنده زندگی می کنم، آپارتمانی هست که همسایه محترم دیگری در آن زندگی می کند؛ یک شب، بنده که به خانه آمدم تاماشینم را در گاراژ بگذارم، دیدم مهمان های همسایه محترم، ماشین های خود را ردیف گذاشته اند جلوی خانه و از قرار معلوم، دسته جمعی با میزبان رفته اند شمیران!!!. 🐬من هم ناچار ماشینم را بردم تعمیرگاه و نامه ای نوشتم و جلوی یکی از ماشین ها گذاشتم به این مضمون؛ «امیدوارم که امشب به شما خوش گذشته باشد! اگر شما ماشینتان را چند متر جلوتر گذاشته بودید، من مجبور نبودم که چند کیلومتر تا تعمیرگاه بروم! ارادتمند؛ فریدون مشیری» 🐬صبح که از منزل بیرون آمدم، دیدم یکی از مهمان ها که خطّاط معروفی ست -و نامشان استاد بوذری است- از قرار جزء مهمان ها بوده!! با خط خوش، نامه ای نوشته و به در منزل من چسبانده! او نوشته بود؛ «آقای مشیری! در پاسخ ِ مرقومه عالی؛ «گر ما مقصّریم، تو دریای رحمتی!!» ودر خاتمه به عرض می رساند؛ 👈🏻اطاعت می کنم جانا که از جان دوست تر دارند، 👈🏻جوانان سعادتمند، پندِ پیرِ دانا را، 🐬من هم برای ایشان نامه ای نوشتم؛ البته منظوم، به این شرح! 👈🏻«هنوز خطِ خوش ِ تو، نوازش بَصَر است، 👈🏻هنوز مستی این جام جانفزا به سَر است! 👈🏻فضای سینه ام از نامه تو باغ گل است، 👈🏻هوای خانه ام، از خامه تو مُشک ِ تَر است! 👈🏻ترا به «خطِ» تو می بخشم، ای خجسته قلم، 👈🏻که آنچه در بَر من جلوه می کند هنر است!! 👈🏻جواب خط تو را هم به شعر خواهم گفت، 👈🏻اگرچه خط تو از شعر من قشنگ تر است!! 👈🏻به این هنر که تو کردی، دلم اسیر تو شد 👈🏻هنوز ذوق و هنر، دام و دانه بشر است!! 👈🏻شبی ز راه محبّت بیا به خانه ما 👈🏻ببین که دیده مشتاقِ شاعری، به در است!!» کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 https://eitaa.com/hamkalam
علی خسروی دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی همدان دانش آموخته مدرسه فرهنگیان دهگان کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 https://eitaa.com/hamkalam