📍رضا شاه رفته بود ترکیه، دیده بود که زنان آنجا، بی حجابند، به خیال خام خودش می توانست برای زنان ایرانی هم این برنامه را انجام بدهد، اما نمی دانست که زنان ایرانی، حجاب خود را به این راحتی ها برنمی دارند، حتی اگر مجبور شوند چندین سال از خانه بیرون نروند، رضا شاه اما این حکم را داد و تا ابد هر زن ایرانی که بی حجاب شود، اول گناه این کار برای اوست.
📖 جان فیروزه جان
✍️ به قلم زیبای خانم: مریم بصیری
📇 انتشارات: به نشر
✅ روایتی ناب هست از واقعه مسجد گوهرشاد و قیام مردم مشهد در این مسجد که در اعتراض به قانون تغییر لباس بود و توسط نیروهای رضا شاه، سرکوب شد. در کنار این اتفاقات، خانم نویسنده به زندگی شیخ محمد تقی بهلول اشاره کرده، شیخ محمد تقی که در واقعه مسجد گوهر شاد، نقش اصلی را داشت و پس از فرار به افغانستان، حدود ۳۱ سال، در این کشور زندانی یا تبعید بود.
👌همیشه دوست داشتم درباره شیخ محمد تقی بهلول را که یکبار فقط توانستم ببینم ایشان را در طول زندگی پر از خیر و برکتشان، بیشتر بدانم و خدا را شکر با مطالعه این کتاب، بیشتر توانستم بشناسمشان.
📃 برشی از کتاب:
طغرل روی چادر فیروزه ایستاده بود و دختر تلاش می کرد با دست های بسته اش، چادر را از زیر پوتین های مرد بیرون بکشد و بگریزد. طغرل طپانچه اش را بیرون کشید و گرفت سمت او. بیهوده تقلا مکن. سرکه مفت شیرین تر از عسل است. منتظر هستم تا ماه گورش را از آسمان گم کند و صبح بشود و تو را بی سیرت و صورت، به خیابان ببرم...
#معرفی_کتاب
#جان_فیروزه_جان
#مریم_بصیری
#انتشارات_به_نشر
#شیخ_محمد_تقی_بهلول
#کشف_حجاب
@hamkhaniketab
🧕زن ها، در طول تاریخ یا برای خودشان تاریخ درخشانی به جا گذاشتند مثل حضرت آسیه (س) همسر فرعون و یا حضرت زهرا (س) و یا می توانند نام بدی از خودشان بگذارند مثل همسران حضرت لوط و نوح. در تاریخ ایران زمین، هم بودند زنانی که خودشان را به بالاترین درجه اجتهاد رساندند مثل بانو امین و یا افرادی مثل استاد فاطمه سید خاموشی (طاهایی) که دست به کار بزرگی زدند و مکتب نرجس را تاسیس کردند که در آنجا، زنها و دختران زیادی، در اوج ممنوعیت فعالیتهای دینی که توسط ساواک در آن زمان انجام می شد، به منبر دینی، گرایش پیدا کردند.
📖 زن ها روحانی نمی شوند
✍️ به قلم خانم: اعظم عظیمی
📇 انتشارات: به نشر
✅ روایتی ناب است از زندگی بانو فاطمه سادات سید خاموشی معروف به (طاهایی) مؤسس و مدیر مدرسه علمیه نرجس مشهد. شیر زنی که از سرزنش ها و تهدیدهای ساواک، نترسید و به تنهایی تلاش کرد برای تربیت دینی بانوان مشهد همراه با روشنگری سیاسی.
👌نکات جالبی در کتاب آمده بود مثل همراهی همسر خانم خاموشی با ایشان در تمام مراحل فعالیتشان و یا آمدن زنانی از کشورهای دیگر مثل چین به حوزه علمیه نرجس و....
📄برشی از کتاب:
«آقای میلانی ادامه داد: آخرین باری که رفتم به اون مسجد، فقط چند تا پیرزن برای نماز جماعت آمده بودند. امروز شنیدم زنهای بیحجاب کارمندهای راهآهن رو هم به مسجد کشوندی. آره؟ اشرف سرش را پایین انداخت: لطف خداست آقا. اول که رفتم خیلی خلوت بود. کم کم تا روز آخر دیگر جا برای نشستن نبود. همه جور آدمی میاومد.»
#معرفی_کتاب
#زن_ها_روحانی_نمی_شوند
#انتشارات_به_نشر
#زندگی_بانو_فاطمه_سادات_خاموشی
@hamkhaniketab
💠 داستانهایی که جان میگیرند
❇️ داستانهای کودکانه وقتی با زبان حیوانات روایت میشوند، دنیایی جذاب و پرماجرا را برای کودکان میسازند. این داستانها، علاوه بر سرگرمکردن بچهها، درسهای ارزشمندی را هم به آنها میآموزند.
📖 من هم بازی
✍️ به قلم خانم: سُرور کُتبی
📇 انتشارات: به نشر
✅ این کتاب با تصویرگریهای زیبایش، کودکان را به دنیای شاد و رنگی میبرد و به آنها میآموزد که چگونه خوش اخلاق باشند.
📄برشی از کتاب:
جغد اخمو آمد. روی یک درخت نشست. همه جغدِ اخمو را دیدند. خرگوش گفت: «چه ترسناکه!» سنجاب گفت: «وحشتناکه!» جوجه گفت: «بیایید فرار کنیم!» جغد سرش را تکان داد و گفت: «هو...هو....هو....»
#معرفی_کتاب
#من_هم_بازی
#انتشارات_به_نشر
#داستان_کودکانه
@hamkhaniketab
💠"ضامن آهو" نامی آشناست که در دل هر ایرانی جای دارد. امام رضا (ع) با این لقب، نماد مهربانی و بخشش است. داستان زیبای ضامن آهو، پناهگاهی امن برای ماست تا در در لحظات سخت، به این امام رئوف پناه ببریم.
📖 من ضامن
✍️ به قلم آقای: مصطفی خرامان
📇 انتشارات: به نشر
✅ این کتاب با الهام از همین داستان شیرین ضامن آهو، قصهای عاشقانه را روایت میکند. برای نوجوانان هفتم و بالاتر مناسب است، با زبانی ساده و جذاب، آنها را به دنیایی پر از عشق، امید و معجزه خواهد برد.
📄برشی از کتاب:
«یکی از منظرههای زیبای اتاقش در طبقه بیستویکم، غروب آفتاب بود. خورشید انگار داشت در افق، در چاهی فرو میرفت. ناباورانه بدون اینکه پلک بزند به خورشید گداختۀ دم غروب نگاه کرد. شاید یک دقیقه طول کشید تا مغزش به این ناباوری جواب داد. او از هشت صبح خوابیده بود تا هفت شب! دوید توی پذیرایی. هیچکس خانه نبود. برگشت به اتاقش و رفت سراغ کامپیوترش و روشنش کرد. نوشت: ضامن آهو...»
#معرفی_کتاب
#من_ضامن
#انتشارات_به_نشر
#ضامن_آهو
#رمان_نوجوان
@hamkhaniketab
🌷"شهیدان سید عبدالرضا و سید عبدالرسول سجادیان، دو الگوی برجسته انسانیت و ایثار از دیار شیراز هستند. این دو برادر که اخلاق و معنویت را سرلوحه زندگی خود قرار داده بودند، در دفاع از ارزشهای انقلاب اسلامی، جان شیرین خود را فدا کردند. شهید سیدعبدالرضا در عملیات آبادان (پنجم مهر ۱۳۶۰) و شهید سید عبدالرسول در عملیات اسلام آباد غرب (ششم مرداد ۱۳۶۷) به کاروان شهدا ملحق شدند."
📘 واگن آخر
✍ به قلم خانم: مریم شیدا
🖨 انتشارات: به نشر
❇️"روایتهای زندگی شهیدان سجادیان، علاوه بر بازگو کردن داستان زندگی این دو برادر شهید، تصویری روشن از مبارزه با سازمان منافقین و افکار انحرافی مارکسیستی آن ارائه میدهد. این شهیدان با بصیرت و شجاعت، در برابر نفوذ این سازمان ایستادگی کردند و الگویی ماندگار برای نسلهای آینده شدند."
📋برشی از کتاب:
مدام به یاد می آورد خنده هایش را که او را مجذوب خودش کرده بود. آرامش و طمأنینه اش و توصیه ای که همیشه به بچه های پایگاه مقاومت می کرد: (بچه ها! دائم الوضو باشید و زیاد صلوات بفرستید.) دوست داشت بداند رمز این سفارش ها چه بود. یک بار ازش پرسیده بود. سیدرضا اولش لبخندی زده بود نرم و شیرین؛ اما بعد گفته بود این کارها مستحبات است. کارهای خیلی قیمتی را مستحب کرده اند.
#واگن_آخر
#مریم_شیدا
#زندگی_شهیدان_سجادیان
#انتشارات_به_نشر
@hamkhaniketab
✅برای نوجوانان، سفر همواره مملو از هیجان و ماجراهای کوچک و بزرگ است. در طول سفر، آنها تمایل دارند تجربههای گوناگونی را کسب کنند و با مردم آن شهرها و آداب و رسومشان بیشتر آشنا شوند.
📘 شهرزاد، دختر شرقی، جلد ۱
✍ سرپرست نویسندگان: محمدرضا سرشار
🖨 انتشارات: به نشر
🧕🏻شهرزاد، دختری کنجکاو و عاشق ماجراجویی، همراه با خانوادهاش سوار بر کشتی شدند که قرار بود آنها را به سفری هیجانانگیز به دل دریا ببرد. پدر دانا، مادر مهربان و دوقلوهای شیطان، همگی مشتاق بودند تا دنیای جدیدی را کشف کنند...
📋برشی از کتاب:
شهرزاد با علاقه به دور و برش نگاه کرد تا شکل جزیره ماهی را در ذهنش تصور کرد. جزیره ای به شکل یک ماهیِ خیلی بزرگ، که روی دریا به خواب رفته و بی حرکت مانده بود. جزیره ای سر سبز و ساکت، که حالا پناهگاه امنی برای آنها شده بود. بعد از نجات از دریا، او دیگر می توانست، با خیال راحت، نفس بکشد...
#معرفی_کتاب
#شهرزاد_دختر_شرقی_جلد_۱
#داستان_تخیلی
#انتشارات_به_نشر
@hamkhaniketab
🔖معرفی کتاب به مناسبت شهادت امام موسی کاظم (ع)
📚بزرگسال و نوجوان
📖 آفتاب در محاق
✍ به قلم خانم: مرثا صامتی
🖨 انتشارات: شهید کاظمی
برش هایی کوتاه از زندگی و زمانه امام موسی کاظم (علیه السلام)
📚 بزرگسال
📖 به دنبال ماه
✍ به قلم خانم: مهدیه ارطایفه
🖨 انتشارات: به نشر
رمان تاریخی که درباره بخشی از زندگی امام موسی کاظم (ع) است و در آن به انحرافات مسلمانان پس از شهادت امام جعفر صادق (ع) اشاره دارد.
#معرفی_کتاب
#بسته_کتاب
#آفتاب_در_محاق
#انتشارات_شهید_کاظمی
#به_دنبال_ماه
#انتشارات_به_نشر
#شهادت_امام_موسی_کاظم_ع
@hamkhaniketab
‼️ درباره عالم بزرگ شیعه، شیخ احمد مقدس اردبیلی چقدر اطلاع دارید؟ او مرجع عالیقدری بود که بارها از سوی دربار صفوی دعوت شد تا به ایران بیاید، اما این دعوت را نپذیرفت. حتی یک بار به او گفتند که اگر به ایران بیاید، در رفاه کامل خواهد بود، اما او همچنان از ترک حوزه علمیه و طلاب نجف رضایت نداشت. با این حال، ایشان همواره به منظور مصالح تشیع و شیعیان، نکاتی را به دربار صفوی گوشزد میکرد.
📖 سایه مشکوک
✍ به قلم: سید سعید هاشمی
🖨 انتشارات: به نشر
♻️ این کتاب به بررسی زندگی و شخصیت شیخ احمد مقدس اردبیلی میپردازد و تلاش دارد تا با زبانی ساده و داستانی، نوجوانان را با ویژگیهای این عالم بزرگ آشنا کند. مقدس اردبیلی به خاطر سادهزیستی، تقوا و دانش عمیقش مورد احترام همگان بود و همواره از جاه و مقام دنیوی دوری میکرد. او زندگیاش را به طور کامل وقف علم و دین کرده بود.
📋 برشی از کتاب:
مرد یک دفعه گریه اش گرفت. با گریه و لکنت گفت: (اما من به اعتماد جناب عباس میرزا خیانت کردم. دستم کج شد و به خزانه حکومتی دستبرد زدم.) ملا احمد اخم هایش رفت توی هم. دست مرد را رها کرد. سبحان الله، چرا خیانت کردید؟ مرد با گریه ادامه داد: (آقا از خدا که پنهان نیست، از شما چه پنهان، من مردی عیال وار هستم. دوازده تا بچه قد و نیم قد دارم؛ یکیشان پسر است و بقیه شان دختر. این بچه ها نان می خواهند...)
#معرفی_کتاب
#سایه_مشکوک
#سید_سعید_هاشمی
#زندگی_ملا_احمد_مقدس_اردبیلی
#انتشارات_به_نشر
@hamkhaniketab
👬 نوجوانان عاشق داستان های تخیلی هستند، داستان هایی که قهرمانان آنها، را دوست می دارند و در دنیای خودشان، هر کاری می کنند که خودشان را به شکل آن قهرمانان در بیاورند، و چه خوب است که در قالب این کتابها، قهرمانان ایرانی و فرهنگ ایرانی هم معرفی بشوند و هم اینکه با این کار، نوجوانان از غرق شدن در فرهنگ غرب، به دور باشند.
📘 شهربازی شگفت انگیز
✍ به قلم آقای: محمدرضا سرشار
📇 انتشارات: به نشر
✅ در این کتاب خواندنی و پر از ماجرا، بچهها داستانهای دیگری از شهرزاد، دختر مشرقی را مطالعه می کنند. شهرزاد این بار سعی می کند که به کمک دوستانی که پیدا کرده، مشکلاتی را که در جزیره به خاطر دختری به نام باربارا، پیش آمده است را حل کند و به همین خاطر همه اهالی جزیزه او را دوست دارند و باربارا از این دوست داشتن شهرزاد، ناراحت است و هر کاری می کند که شهرزاد را از شهربازی و جزیره بیرون کند...
📋 برشی از کتاب:
صبح دلانگیزی بود. نور خورشید همه جای جزیره ماهی را روشن کرده بود. موجهای آرام دریا، ساحل را نوازش میکرد. نورا_ دختر نُه ساله و سبزهروی عرب _ دستش را سایبان چشمهایش کرده بود و با نگرانی دوروبرش را نگاه میکرد. او کوپانو را دید که سوار قایق کوچکش روی دریا بود. نورا با عجله برای او دست تکان داد. بعد دستهایش را دو طرف دهانش حلقه کرد و فریاد زد: کوپانو! تو خالد را ندیدهای؟...
#معرفی_کتاب
#شهربازی_شگفت_انگیز
#محمد_رضا_سرشار
#داستان_نوجوان
#انتشارات_به_نشر
@hamkhaniketab
✳️ نظم و ترتیب و مسئولیت پذیری برای هر کاری در هر سن و موقعیتی که باشیم، مهم است. کودکان هم اگر از هنگامی که این مسائل را می فهمند، انجام بدهند، در بزرگسالی، کمتر به مشکل برمی خورند. کتابهای خوبی در این حوزه ها، برای آشنایی بیشتر بچه ها چاپ شده است.
📖 شام خاله هزار پا
✍ به قلم خانم: کلر ژوبرت
🖨 انتشارات: به نشر، کتابهای پروانه
✅ داستان جذابی است برای آشنایی کودکان دلبند شما با مفاهیمی مثل منظم و مسئولیت پذیر بودن.
📋 برشی از کتاب:
یک شب که بابا و مامان هزارپا بیرون رفته بودند، خاله هزارپا آمد پیش پاپاپا بماند. ولی برای خاله هزارپا اصلا مهم نبود که پاپاپا به جای انجام دادن کارهایش فقط بازی کند...
#معرفی_کتاب
#شام_خاله_هزار_پا
#داستان_کودکان
#نظم
#مسئولیت
#کلر_ژوبرت
#انتشارات_به_نشر
@hamkhaniketab
✳️ این سخن را پیامبر اکرم (ص) درباره مردم یمن، فرموده اند: (آن که یمنی ها را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر که با آنها کینه ورزی کند با من کینه ورزی کرده است.) مردم یمن، مردمی دلاور و مبارز هستند و به دست امام علی (ع) اسلام آوردند، سخن درباره این مردم مقاوم و صبور زیاد است، مردمی که درباره شان گفته اند: فروپاشی آلسعود به دست یمنیها از مقدمات ظهور است.
📘 من فیروز دیلمی هستم
✍ به قلم آقای: حسین امیدی
📇 انتشارات: به نشر
✅ رمانی خواندنی و جذاب است درباره ایرانیان ساکن یمن و اسلام آوردنشان و مبارزات آنها با افرادی که مخالف گسترش دین اسلام در یمن بودند و همچنین با پیامبر دروغین یمن؛ اسود عنسی. راوی این کتاب، فیروز دیلمی، یکی از سرداران ایرانی باذان، پادشاه یمن است و از وقتی که با پیامبر خدا (ص) بیعت کرد، تصمیم گرفت که تا آخرین لحظه زندگیش، از پیامبر اکرم (ص) و دین اسلام، حمایت کند و در این راه سختی های زیادی کشید....
✨ مطالعه این کتاب برای بزرگسالان و نوجوانان نهم به بالا، مفید است.
📋 برشی از کتاب:
تمام تنم یخ کرد و عرق سرد بر پیشانی ام نشست. زن پاکدامن و با ایمانی چون او مگر می توانست دست به این کار وحشتناک بزند؟ قتل نفس گناه بزرگی است که عاقبتش سقوط در جایگاهی است که أسود از آن برخاسته است. آنجا خانه دروغ بود و أسود دروغگویی در تسخیر شیطان....
#معرفی_کتاب
#من_فیروز_دیلمی_هستم
#حسین_امیدی
#ایرانیان_یمن
#اسلام
#انتشارات_به_نشر
@hamkhaniketab
❤️ در زندگی روزمره ما انسانها مهربانی و خوش قلبی هایمان است که برایمان می ماند و کینه و حسد، نه تنها زندگی را برایمان جهنم می سازد، بلکه باعث می شود که زندگی دیگران را هم نابود کنیم. مهربانی و آرامش، مانند دریایی است که در وجود هر کس بریزد، همه او را دوست دارند و می خواهند که در کنارشان باشند، اما بعضی از اوقات، ماجراهایی پیش میاد که این مهربانی و آرامش فرد، در کنار این ماجرا گم می شود و بعد همه افسوس می خورند که چرا از وجود این دریای آرامش، غفلت کردند. توکل و توسل به اهل بیت (ع) به خصوص امام رضا (ع)، گره هایی از زندگی باز می کند که هر کدام از این داستان ها، برای خودش کتابی می شود.
📘 جزیره گُمشده من
✍ به قلم آقای: مظفر سالاری
🖨 انتشارات: به نشر
✅ رمانی عاشقانه است که با معجزات امام رضا (ع) گره خورده است. داستانی که با مهارت آقای نویسنده، زندگی امروزی را پیوند داده است با ماجرایی از زمان گذشته از طریق کتابی قدیمی. مطالعه کتاب پیشنهاد می شود به کسانی که دوستدار رمانهایی با تم عاشقانه، مذهبی و اجتماعی هستند.
📋 برشی از کتاب:
صبح خنک یکی از روزهای اردیبهشت بود. شب باران مفصلی باریده بود. خیابان هنوز از چرت نمور صبحگاهی در نیامده و خلوت بود. آسمان ابری، اما روشن و مرمری بود. بوی نم سرخوشانه باران میآمد. شیشه را داد پایین تا از نسیمی سهم ببرد که برگ تمیز درختان را میجورید از شادی و هیجان، دانههای ریز عرق روی پیشانی و پشت لبش رویید.
#معرفی_کتاب
#جزیره_گُمشده_من
#مظفر_سالاری
#رمان_عاشقانه_مذهبی
#معجزات_امام_رضا_ع
#انتشارات_به_نشر
@hamkhaniketab