eitaa logo
همراه با قرآن کریم📖
90 دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
47 ویدیو
1 فایل
⭕همراه با قرآن کریم https://eitaa.com/hamrahbaquran خادم القرآن گمنام
مشاهده در ایتا
دانلود
💠قوم عاد افرادی تنومند، بلند قامت و بودند، از این‌رو به عنوان جنگاورانی برگزیده به حساب می‌آمدند. از نظر تمدن نیز نسبت به قبایل دیگر تا حدود زیادی پیشرفته‌تر بودند و شهرهای آباد، زمین‌های خرم و سرسبز و باغ‌های پرطراوت داشتند. چنان‌که این مطلب از آیه ۸سوره فجر استفاده می‌شود.  💠این قوم در ناز و نعمت به سر می‌بردند و هم‌چون شیوه بیشتر سرمایه‌داران و مرفّهین بی‌درد، مست  و غفلت بودند. از قدرتشان برای  و و استعمار و استثماردیگران سوء استفاده می‌کردند و از طاغوت‌ها و مستکبران عنود و سرکش پیروی می‌نمودند و در میان انواع خرافات وبت‌پرستی و گناهان غوطه‌ور بودند. 💠، بی‌بندوباری، عیش‌ونوش و شهوت‌پرستی، جهل وگمراهی، لجاجت و یک‌دندگی در سراپای وجودشان دیده می‌شد و هرگز حاضر نبودند که از روش خود دست بکشند و در برابر حق تسلیم گردند. چنان‌که این مطلب از آیه ۵۹سوره هود استفاده می‌شود. 
✅ براى توجه دادن یک انسان به ارزش واقعیش، و نیز هدایت او به سوى اللّه باید: نخست غرور و تکبر او را در هم شکست، تا پرده هاى تاریک از جلو چشم واقع بین او کنار برود، همان گونه که سلیمان(علیه السلام) با انجام دو کار، «ملکه سبأ» را درهم شکست: حاضر ساختن تختش، و به اشتباه افکندن او در برابر ساختمان قسمتى از قصر! ✅ هدف نهائى در حکومت انبیاء، کشورگشائى نیست، بلکه هدف همان چیزى است که در آخرین آیه فوق خواندیم که: سرکشان به گناه خود اعتراف کنند، و در برابر ربّ العالمین سر تعظیم فرود آورند، و لذا قرآن با همین نکته داستان فوق را پایان مى دهد. ✅روح «ایمان» همان «تسلیم» است، به همین دلیل هم سلیمان(علیه السلام) در نامه اش روى آن تکیه مى کند، و هم «ملکه سبأ» در پایان کار. ✅ گاه یک انسان، با دارا بودن بزرگترین قدرت، ممکن است نیازمند به موجود ضعیفى همچون یک پرنده شود، نه تنها از علم او که از کار او نیز کمک مى گیرد و گاه مورچه اى با آن ضعف و ناتوانى، وى را تحقیر مى کند!
🤔ساختن قصری برای دیدن خدا !! آیه ۳۸ قصص وفرعون گفت: اى بزرگان قوم! (اگرچه) من جز خودم معبودى براى شما نمى‌شناسم (امّابراى تحقيق بيشتر) اى هامان! براى من آتشى بر گِل بيفروز (و آجر تهيه كن) پس برجى بلند براى من بساز، شايد (به واسطه‌ى بالا رفتن از آن) به خداى موسى دست يابم. و همانا من او را از دروغگويان مى‌پندارم. ____________________________ 💠قرآن در دو سوره درباره این واقعه یاد کرده است: 🔹ای هامان! برای من آجر بپز، برایم برجی بلند (صَرْحًا) بساز شاید بر معبود موسی اطلاع یابم، و البته من او را از دروغگویان می‌پندارم.﴾(قصص:۳۸.) 🔹«و فرعون گفت: «ای‌هامان، برای من برجی بلند بساز، … تا از خدای موسی اطلاع حاصل کنم.﴾(غافر:۳۶ و ۳۷.) ⁉️هدف فرعون از این کار چه بود؟ آیا او واقعا در این حد از حماقت بود که فکر می‌کرد خدای موسی علیه‌السّلام درآسمان است و به فرض که در آسمان باشد با ساختن یک بنای بلند که در مقابل کوههای سطح زمین ارتفاع بسیار ناچیزی دارد می‌تواند به آسمان برود؟! 🤔این مسأله بسیار بعید به نظر می‌رسد، چرا که فرعون با تمام  و که داشته مرد هوشیار و سیاستمداری بود که سالیان دراز ملت عظیمی را در بند نگه داشته بود و با قدرت بر آنها حکومت می‌کرد، و در مورد چنین اشخاصی هر حرکتی جنبه شیطانی دارد!! فرعون با چند هدف دست به چنین کاری زد: 👈 هدف اول او می‌خواست وسیله‌ای برای اشتغال فکری مردم و انصراف ذهن آنها از مسأله نبوت موسی علیه‌السّلام و قیام بنی اسرائیل فراهم آورد، و مسأله ساختن این بنای مرتفع که به گفته بعضی از مفسران در زمینی بسیار وسیع با پنجاه هزار مرد بنا و معمار، و کارگران زیاد برای فراهم آوردن وسائل ساخته می‌شد می‌توانست مسائل دیگر را تحت الشعاع قرار دهد، و هر چه بنا بالاتر می‌رود توجه مردم را بیشتر به خود جلب کند، و نقل همه محافل و خبر روز همین موضوع باشد و مسأله پیروزی موسی را بر ساحران که ضربه عظیمی بر پیکر قدرت فرعونیان وارد ساخت موقتا به طاق نسیان زند. 👈هدف دوم او می‌خواست از این طریق کمک مادی و اقتصادی به توده‌های زحمتکش کند، و کاری هر چند موقت برای بیکاران فراهم سازد تا کمی مظالم او را فراموش کنند و وابستگی مردم از نظر اقتصادی به خزینه او بیشتر گردد. 👈هدف سوم برنامه این بود که بعد از پایان بنا بر فراز آن رود و نگاهی به آسمان کند و احتمالا تیری در کمان گذارد و پرتاب کند و باز گردد، و برای تحمیق مردم بگوید: خدای موسی هر چه بود تمام شد! به سراغ کار خود بروید، و فکرتان راحت باشد! آری؛ فرعون پس از شکست در داستان موسی و ساحران به دنبال جنجال بود. او حقیقت را می‌دانست و تنها خواهان گمراه کردن مردم بوده است به‌همین جهت قرآن تعبیر «کَیْدُ فِرْعَوْنَ؛ حیله فرعون» را استفاده کرده است. 🔺اوقد: وقد، افروخته شدن آتش. ايقاد: افروختن آن. «اوقد» آتش بيافروز. 🔺صرح: كاخ و هر بناى عالى، آن در اصل به معنى آشكار كردن است «صرح الامر صرحا: بينه و اظهره» گويى كاخ را به علت آشكار بودن صرح گفته‌‏اند. 🔺اطلع: در جوامع الجامع و ابن اثير در نهايه، اطلاع را بالا رفتن گفته‌اند.
👈بعضی کلمۀ «فَیَؤُسٌ» و «قَنُوطٌ» را مرادف هم گرفته‏‌اند.  👈ولی فخر رازی می‏‌گوید: ▪یأس، نومیدی در درون است ▪قنوط، اظهار نومیدی به دیگران است.  👈شاید مراد از در آیه باشد چنان که در جای دیگر می‌خوانیم: اگر کسی از دنیا رفت و خیری بر جا گذاشت، چنین و چنان کنید. «إِنْ تَرَکَ خَیْراً الْوَصِیَّةُ» «بقره، ۱۸۰» 👈انسان از طلب خیر، سیر و خسته نمی‌شود و به خاطر حرص و آز و افزون‏ خواهی که جزو سرشت اوست، همۀ چیزهای خوب را برای خود می‌خواهد. «لا یَسْأَمُ الْإِنْسانُ مِنْ دُعاءِ الْخَیْرِ»  ❌ انسان، کم ظرفیّت است و در اولین برخورد با سختی‏ها خود را در بن بست می‌پندارد.«فَیَؤُسٌ قَنُوطٌ» ⚠️ عامل و گاهی ا است. 💠در سورۀ کهف آیۀ ۳۵ می‌خوانیم که شخصی وارد باغ و بستان خود شد و همین که سرسبزی آن را دید گفت: این باغ از بین رفتنی نیست «ما أَظُنُّ أَنْ تَبِیدَ هذِهِ أَبَداً» و قیامتی هم در کار نیست «ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً» و اگر مرا در قیامت برگردانند، بهتر از این باغ و بستان خواهند داد «لَأَجِدَنَّ خَیْراً مِنْها» ...  ❌ انسان کم ظرفیّت و است و در اولین مرحله رسیدن به نعمت بد مستی می‌کند. «لَئِنْ أَذَقْناهُ رَحْمَةً ... لَیَقُولَنَّ هذا لِی»  چنان که در اولین برخورد با شرّ از درون مأیوس می‌شود «فَیَؤُسٌ قَنُوطٌ» و فریاد می‌زند.«إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً» «معارج، ۲۰»  👈 انسان، از خداوند طلبی ندارد و به هر نعمتی برسد از لطف اوست.«رَحْمَةً مِنَّا»  👈سرچشمۀ رحمت از اوست «رَحْمَةً مِنَّا» ولی سرچشمۀ سختی‏ها عملکرد و خصلت‌‏های خود انسان است.«ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ» و نفرمود: «ضراء منا»  👈 تلخ و شیرینی دنیا اندک است در حدّ چشیدن و لمس کردن.«أَذَقْناهُ»، «مَسَّتْهُ»  ❌انسان خودخواه است و کامیابی‌‏ها را حقّ قطعی خود می‌پندارد. «هذا لِی» (چنان که قارون می ‏گفت: سرمایه‌ام به خاطر علمی است که نزد من است.«عَلی‏ عِلْمٍ عِنْدِی» «قصص، ۷۸»)  👈 رفاه و نعمت، نشانۀ لیاقت و استحقاق و عاقبت به خیری نیست.«هذا لِی»  ❌هر چه انسان به خودش توجّه کند، از مبدأ و معاد غافل می‌شود.«هذا لِی وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً»  ❌ کمترین نعمت، برخی انسان‏ها را به باطل می‌کشاند تا آنجا که می‏‌گوید: نعمت حقّ من است. «هذا لِی» قیامت نیست. «وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً» بر فرض که قیامت باشد،بهترین‏ها برای من است. «إِنَّ لِی عِنْدَهُ لَلْحُسْنی‏»  ❌ کفّار برای خود منطق و استدلال ندارند و عقیده آنان بر اساس گمان است«وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ»  ❌ شک و تردید در قیامت،نشانه کفر است«وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً ... الَّذِینَ کَفَرُوا»  👈نعمت‏‌ها از خداست «أَنْعَمْنا»ولی حوادث تلخ نتیجه عملکرد یا خصلت‌های بد خود انسان است. «مَسَّهُ الشَّرُّ»(شرّ به خدا نسبت داده نشده است).   💠مشکلات و تنگناهای زندگی در مقابل نعمت‌های اعطا شده از سوی خداوند به او اندک است(برای نعمت کلمه «أَنْعَمْنا» آمده، ولی برای شرّ کلمه «مَسَّهُ» آمده که به معنای تماس ساده است.) ▪«نَأی‏» به معنای دور شدن است و هر گاه با واژه «جانب» به کار رود، کنایه از و است.  ▪«نَأی‏ بِجانِبِهِ» یعنی به خاطر نعمت و رفاه مغرور شد و متکبرانه خود را کنار کشید.  ▪«عَرِیضٍ» به معنای پهن و کنایه از دعای زیاد است. 💠 تفاوت و غرور با تکبر متفاوت است. تکبر یعنی خود را بزرگ‌تر و برتر از دیگران دیدن اما همان گونه که گفته شد غرور الزاماً همراه با تکبر نیست و تنها دلگرم شدن به غیر از خدا و به همان اندازه خود را بی نیاز دیدن از خدا غرور نام دارم. اما نکته مهم این است که غرور معمولاً منجر به ایجاد تکبر در وجود انسان می‌شود.