❤️🍃❤️
#روابط_همسران
❓ارتباط بانوان در دورۀ مجردی با جنس مخالف تا چه حدی باید باشد؟
نمیشود اصلاً ارتباط نباشد
آن خطوط قرمز چیست؟
✍قرآن میگوید که رابطۀ عاطفی برقرار نکنید. ‼️
‼️یعنی اگر قرار باشد صدای یک نامحرم دلتان را بلرزاند
‼️اگر چت و گپ و گفت و لایکش حالِتان را بدتر یا بهتر میکند
❌ این رابطه آسیبزاست. ❌
👌چون اجازه دادید کسی در دلتان صاحبخانه شود.
اینها بازشناسی خودتان است.
⛔️ #کپی_جایزنیست
http://eitaa.com/joinchat/898170882C1376290adb
@hamsardarry 💕💕💕
پنجشنبه است و ياد درگذشتگان😔
🌹 اَللّهُمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِنَاتِ وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِمَاتِ اَلاَحیَاءِ مِنهُم وَ الاَموَاتِ ، تَابِع بَینَنَا وَ بَینَهُم بِالخَیراتِ اِنَّکَ مُجیبُ الدَعَوَاتِ اِنَّکَ غافِرَ الذَنبِ وَ الخَطیئَاتِ وَ اِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ بِحُرمَةِ الفَاتِحةِ مَعَ الصَّلَوَاتِ
🙏 التماس دعا 🙏
بازهم پنجشنبه ی دیگر
ودلتنگیهای غریب💔
به یادآن عزیزان بارسفر
بسته مون😔
آیه ای از قران توشه راحشان کنیم📚
روحشون شاد و یاد شون گرامی 😔 🙏
http://eitaa.com/joinchat/895811586C49e74b8074
@kodaknojavan
❤️🍃❤️
#باهمسررفیق_باز_چکار_کنیم؟
2⃣✅داشتن دوست خوب در زندگی مزیت هایی دارد که بر کسی پوشیده نیست
✍ اما در زندگی مشترک جایگاه دوستی و رفاقت باید تعریف شده باشد
‼️ به صورتی که نباید زندگی مشترک را تحت الشعاع قرار دهد.
🔴متاسفانه برخی از مردان با وجود زن و زندگی مانند زمان تجرد خود
👈 بعد از ساعات کاری با دوستانش در جایی که پاتوق دوران مجردی آنها محسوب می شود، قرار می گذارد
‼️و تا ساعت های آخر شب با وقت گذرانی با دوستانش مشغول است
و روزهای تعطیل را نیز به جای اینکه با همسرش وقت بگذراند با همان دوستان به بیرون شهر برای تفریح می رود
و همسرش هم به غیر از اینکه مجبور به تنهایی در کل روز است باید طوری وانمود کند دیگران متوجه تنهایی او نشوند
تا او را به بی عرضگی و اینکه نمی تواند همسرش را به خانه و خانواده جذب کند ، متهم نکنند.❌
http://eitaa.com/joinchat/898170882C1376290adb
@hamsardarry 💕💕💕
#فنجانی_چای_باخدا ✨🍮🍮
#قسمت_51
خدا.. خدا.. خدا.. بختکی که برای تمام زندگیم نقشه داشت..
و حالا از زبان این پیرمرد آتش میشد و سینه ام را میسوزاند..
باید عادت میکردم..
خدا وِردِ زبانِ این جماعت ایرانی بود..
بالاخره بعد از ساعتها ترافیکِ سرسام آور اما پر از مردم شناسی به خانه رسیدیم..
چشمان مادر دو دو میزد.
پیرمرد چمدان ها را جلوی پایم گذاشت و آدرس خانه را با اسمهای جدیدش روی تکه کاغذی نوشت و به دستم داد
( اینو داشته باش که یه وقت به مشکل نخوری.. راستی٬ به ایرون هم خوشی اومدی باباجان.. ان شالله کنگر بخوری و لنگر بندازی.. اینجا یه تیکه نون بربریش میارزه به کل فرنگستون و آدماش)
چشمها و لبخند کنج لبش زیادی مهربان بود٬ درست مثل تمام مسلمانان ترسو..
در کنار مادر٬ رو به روی خانه ایستادم..
درش بزرگ بود و تیره رنگ..
کلید را به طرف در بردم.. اما نه.. این گشایش٬ حق مادر بود..
کلید را به دستش دادم..
در را باز کرد با صورتی خیس از اشک..
و زبانی که قصد شکستنِ طلسمش نبود..
با باز شدن در٬ عطری از گذشته بر مشام خزید..
کهنه گی در برگهای مرده ی زیر پایمان هویتشان را فریاد میزدند..
خانه ای عجیب..
درست شبیه همان فیلمهایِ ایرانی که گاه مادر در نبود پدر میدید..
با حیاتی بزرگ و مدفون در برگهای چندین ساله که محصولِ درختان بلند و تنومندِ باغچه ی حاشیه نشینِ دیوارش بود و حوضی بزرگ که از علائم حیاتی اش آبی لجن بسته به چشم میخورد..
و خانه ای بزرگ که بی شبهات به محل تجمع ارواح نبود و میلی برای بازدیدِ داخلش سراغت را نمیگرفت..
نمی دانستم حسم چیست؟؟ نفرت یا علاقه..؟؟
اما هر چه بود٬ عقل ماندن را تایید نمیکرد..
پس بی ورود از در خارج شدم..
پیرمرد کنار ماشین اش ایستاده بود و با دستمالی قرمز رنگ شیشه هایش را تمیز میکرد.
(هتل)..
پیرمرد ایستاد( میخواین برین هتل باباجان..) با سر تایید کردم..
مادر قصد دل کندن نداشت اما من هم قصدی برای ماندن نداشتم.
با گامهایی تند به سراغش رفتم. دستش را کشیدم. تکان نمیخورد.
درست مانند کودکی لج باز. کنار گوشش زمزمه کردم( بیا بریم هتل.
این خونه الان قابل سکونت نیست) مسرانه سرجایش ایستاد. کلافه شدم.
( اگه بیای بریم هتل. قول میدم خیلی زود کسی رو بیارم تا اینجا رو تمیز کنه.. بعد میتونیم اینجا بمونیم..)
انگار راضی شد و با قدمهایی سست به سمت ماشین رفت..
http://eitaa.com/joinchat/898170882C1376290adb
@hamsardarry 💕💕💕
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✨﷽✨
🌸✨جمعه تون شاد شاد
⚪️✨امروزتون پراز عشق و امید
🌸✨و سرشار از اتفاقهای عالی
⚪️✨امیدوارم
🌸✨زندگی به کامتون
⚪️✨و خوشبختی
🌸✨سرنوشتتون
⚪️✨و سایه عشق مهمان
🌸✨همیشگی دلتون باشه
⚪️✨روزتون زیبا و در پناه خدا
🌸✨صبح آدینه تون گلبارون
http://eitaa.com/joinchat/895811586C49e74b8074
@hamsardarry 💕💕💕
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌼مَهدی فاطمه،
🌿اِی سَیدِ صاحبْ حَسَنات
🌼هَدیه ای بر تو نداریم،
🌿به غیر از صَلَوات ...
🌻اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمِّدٍ
وَّ آلِ مُحَمَّدٍ وَّ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ🌻
💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚
http://eitaa.com/joinchat/897908738C30a1928237
@kodaknojavan
❤️🍃❤️
#زوجین_موفق_بخوانند
✍راهکارهای شاد زیستن😊
👈 بیشتر زوجین قبل از ازدواج و در دوران نامزدی به همدیگر تعارف میکنند
مثلاً درب ماشین را برای هم باز میکنند، صندلی میز غذاخوری را بیرون میکشند و با دقت به حرفهای هم گوش میکنند؛
❌اما بعد از ازدواج اکثر این رفتارها ترک میشود.
✅ زوجین موفق همدیگر را در اولویت هر کاری قرار میدهند.
‼️البته این به معنای این نیست که زن و مرد رفتار رسمی با همدیگر دارند و مدام در حال تعارف کردن هستند!
👈بلکه منظور این است که زن و شوهر به حرفهای طرف مقابل علاقه نشان میدهند، او را جدی میگیرند و رفتار احترام آمیزی دارند.
❤️در واقع زوج موفق برای یکدیگر وقت میگذارند و از افکار، احساسات، علایق و مشکلات طرف مقابل سرسری و به سادگی نمیگذرند!
✍ #کپی_فقط_با_ذکرلینک
http://eitaa.com/joinchat/898170882C1376290adb
@hamsardarry 💕💕💕
❤️🍃❤️
#سیاست_همسرداری
👈خرید مبل
‼️لازم نیست طبق میل همسرتون خرید کنید.
👌مهم اینه که در مقابل نظراتش چه عکس العملی نشون میدین.
‼️فوراً انتخاب هاشو رد نکنید و یا مسخره نکنید.
✅بهتره اول انتخابش رو تایید کنید و حسن هاش رو بگویید و بعد از گذشت مدت زمانی(به تشخیص خود)، با استدلالاتی انتخابش رو رد کنید.
مثلاً:
1️⃣مرحله اول: درست می گویی، آفرین، انتخابت خوبه، خیلی خوبه، این مبل قشنگه.
2️⃣مرحله دوم: به نظرم یک کم بزرگ هست و تمام فضای اتاق رو می گیره و قیمتش هم خیلی گرون هست، مشکل پیدا می کنیم
⛔️ #کپی_جایزنیست
http://eitaa.com/joinchat/898170882C1376290adb
@hamsardarry 💕💕💕
❤️🍃❤️
#خانومها_بخوانند
⃣همیشه در انجام کارها از همسرتون نظر بخواین. این کار اقتدار مرد را بالا میبره.
2⃣ قناعت خوبه ولی طوری باشه که همسری متوجه بشه.😉
3⃣ #احترام به خانواده همسر فراموش نکنید که باعث #محبت بیشتر همسری میشه. 😌
4⃣ خانواده هاتون رو در جریان بحث و دعواتون قرار ندید که خودتون بیشتر آسیب میبینید. 😔
5⃣ با دوستان و آشنایانی که منفی بین و منفی گو هستند، کمتر ارتباط برقرار کنید. 🙄
6⃣ همیشه خداروشکر کنید بابت اینکه سایه همسر بالاسرتونه 🤗
برای خوشبختی هم دعا کنیم. 🙃
⛔️ #کپی_جایزنیست
http://eitaa.com/joinchat/898170882C1376290adb
@hamsardarry 💕💕💕
#فنجانی_چای_باخدا ✨🍮🍮
#قسمت_52
در همهمه ی فکری خودم و مادر،راهی هتل شدیم. ذهنم،میدانی جنگ زده بود برای بافتن و رشته کردن.
اینجا هتلهایش هم زیبا بود و من گیج ماندم از آن همه تلاشِ غولهای قدرت برایِ سیاه نمایی..
پیرمرد راننده لبخند زد.. دربان هتل لبخند زد..
مسئول رزرو لبخند زد..
کارگر ساده که حامل چمدانها بود لبخند زد.. اینجا جنس لبخند آدمهایش فرق داشت..
اینجا لبریز بود از مسلمانان ترسو..
در اتاقم را محکم بستم و برای اطمینان بیشتر یک صندلی پشت آن قرار دادم.
من حتی از لبخند مسلمان ترسو هم میترسیدم. دانیال همیشه میخندید..
بعد از چند ساعت استراحتِ نافرجام به سراغ متصدی هتل رفتم. باید چند کارگر برایم پیدا میکرد تا آن خانه ارواح، بازیافت میشد.
چند لغت فارسی را کنار یکدیگر چیدم.. نمی داستم میتوانم منظورم را برسانم یا نه.. اما باید تلاشم را میکردم.
متصدی جوانی خوش چهره بود با رنگی آسیایی. مقابلش ایستادم. با مهربانی نگاهم کرد.
جملاتِ از پیش تعیین شده را گفتم.. لبخندش پر رنگتر شد. احتمالا نوعی تمسخر..
مطمئنا کلماتم معنیِ خاصی را انتقال نداد.
پرسید،می توانم انگلیسی صحبت کنم؟ و من می توانستم..
این ملت با زبان بین الملل هم آشنا بودند؟!
یعنی اسلام جلویشان را نمی گرفت؟ کمی عجیب به نظر میرسید..
ماجرای خانه را برایش توضیح دادم و او قول داد تا چند نفر را برای این کار پیدا کند.
فردای آن روز آدرس را به کارگران دادم و به همراه مادر راهی خانه شدم. این خانه و حیاتش اگر زیرِخروارها خاک و برگ هم دفن می شد،جای تعجب نبود.
دوریِ چندین ساله این تبعات را هم داشت. دو کارگر نظافت حیات و دو کارگر نظافت داخل خانه را به عهده گرفتند.
وقتی درِچفت شده را به سختی باز کردم مقداری خاک به سمتم هجوم آورد و من ترسیدم..
زنده به گوری کمترینِ لطفِاین دیار و مردمانش است.
خاطراتِ کودکی زنده شد.. درست در لابه لای مبلهای تار بسته از عنکبوت و زیر سیگاریِ دفن شده در غبارِپدر..
اینجا فقط دانیال می خندید.. و من می دویدم.. او به حماقتم در دلبستگی و من در پی فرار از وابستگی..
مادر با احتیاطی خاص وسایل را زیرو رو میکرد..
گاه لبخند میزد .. گاه می گریست..
با یان تماس گرفتم.. آرامشِ چهره اش را از اینجا هم می توانستم ببینم.. ( کجایی دختر ایرونی ؟؟)
جمله اش کامل نشده بود که صدای عصبی عثمان گوشم را آزار داد
(هیچ معلومه کدوم گوری هستی؟ آخه تو کی میخوای مثه بقیه آدما زندگی کنی؟ )
ادامه دارد...
http://eitaa.com/joinchat/898170882C1376290adb
@hamsardarry 💕💕💕
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✨﷽✨
🌸آمد خبر از حضرتِ دلدار
🕊که صبح است
🌸خورشید برافروخته
🕊ای یار که صبح است
🌸برخیز و بخوان
🕊نغمهی دلشادِ صبوحی
🌸در باغِ فَلک
🕊گل شده بیدارکه صبح است
🌸ســـــــلام
🌸اول هفته پر از شادی و سلامتی
http://eitaa.com/joinchat/897908738C30a1928237
@hamsardarry 💕💕💕
🌹ای لبخــــ😁ــــند
🌹زیبای خــــ✨ـــــــدا
❣دختــــــــــ👧ـــــــرم ❣
روزت مبارکـــــــــــــــــــــــ
✨🌺میــــ🎉ــــــلاد حضرت معصومه سلام الله علیها
و روز دختـــــــــــــــــــــر
بر همهی زنان و دختران سرزمینم
مبـــــــــــــ🎉ـــــــــــارک🌺✨
http://eitaa.com/joinchat/896860162C815a5bd76b
@hamsardarry 💕💕💕
❤️🍃❤️
#همسرداری
💕در رابطه با همسر با او #همدل باشید:
همه در زندگی خود فراز ونشیب دارند.
و زمانی که شما احساس می کنید شریک زندگی تان به شما آرامش می دهد احساس خوبی پیدا می کنید.
حمایتی که شما در زمان نیاز به شریک خود می دهید، انگار دنیا را به او می دهید.
پس سعی کنید همسرتان را وقتی که احساس ناراحتی می کند شاد کنید.
⛔️ #کپی_جایزنیست
http://eitaa.com/joinchat/898170882C1376290adb
@hamsardarry 💕💕💕
❤️🍃❤️
#باهمسررفیق_باز_چکار_کنیم؟
3⃣این گونه از مردهای رفیق باز
در برخی مواقع شروع به آوردن هر کسی به خانه می کنند
تا جایی که با یک غفلت در دام #موادمخدر و #میگساری گرفتار می شوند
⛔️ و همین امر سبب از هم پاشیدن زندگی #زناشویی
و یا #سردی_روابط_زن و #مرد می شود.
⛔️ #کپی_جایزنیست
http://eitaa.com/joinchat/898170882C1376290adb
@hamsardarry 💕💕💕
❤️🍃❤️
#همسران_بدانند
👈فقط همـــــــسر باشيد 👉
👈 همسر باشید نه بازپرس‼️
یعنی 👈❌اینقد سوال جواب نکنید
http://eitaa.com/joinchat/898170882C1376290adb
@hamsardarry 💕💕💕
❤️🍃❤️
#همسرداری
از تغییراتی که در پوشش و ظاهر همسرتون میبینید، #تعریف کنید.👏
🚫 ندیدن و نگفتن این تغییرات،
این موضوع را در ذهنش جا میندازه که بهش توجه ندارین!
@hamsardarry 💕💕💕
http://eitaa.com/joinchat/898170882C1376290adb
#فنجانی_چای_باخدا ✨🍮🍮
#قسمت_53
هیچ وقت.. اگر هم می خواستم، خدایِ این نمی گذاشت..حوصله ای برای پاسخگویی نبود
پس گوشی را قطع کردم..
چندین بار گوشیم زنگ خورد.
عثمان بود. جواب ندادم..
ناگهان صدایی عجیب در حیات پیچید.. صوت داشت.. آهنگ داشت..
چیزی شبیه به کلماتِ سجاده نشینِ مادر..
انگار خدای این مسلمانان سوهان به دست گرفته بود برای شکنجه ام..
درد به معده و سرم هجوم آورد.حالم خوب نبود و انگار قصد بدتر شدن داشت..
کاش گوشهایم نمی شنید.منبعِ این صداها از کدام طرف بود؟؟
بی حس و حال، جمع شده در معده،رویِیکی از پله ها نشستم.
یکی از کارگران که مردی میانسال بود در حالیکه آستینش را بالا میزد به سمت حوض رفت.شیرِ آبِکنارش را باز کرد.آّب با فشار و رنگی زرد از آن خارج شد..
مرد چه میکرد؟؟ یعنی وضو بود؟؟
اما مادر و یا عثمان که به این شکل انجامش نمیدادند..
روبه رویم ایستاد (خانووم نمیدونید قبله کدوم طرفه؟)
مضحکترین سوال ممکن را پرسید آن هم از من.. مسیرِ خانه یِ خدایش را از من میخواست؟
پسر جوانی که همراهش بود صدایش زد (مشتی.. این فارسی بلد نیست.. حالا مجبوری الان نماز بخوونی؟؟
برو خونه بخوون..) مرد سری تکان داد ( نمازو باید اول وقت خووند..)
پسر جوان سر از تاسف تکان داد.. یعنی مسلمان نبود؟
دختری جوان از خانه خارج شد (مشتی قبله اینوره.. سجاده تو یکی از اتاقا پهن بود.. اون خانوومه هم رفت روش وایستاد واسه نماز..)
پیرمرد تشکری پر محبت کرد (ممنون دخترم.. ببین میتونی یه مهر واسم پیدا کنی..).
دختر ایستاد ( نه ظاهرا از اهل سنت هستن.. اون خانوومه نه مثه ما وضو گرفت.. نه مثه ما نماز خووند.. مهرم نداشت..)
پیرمرد با چشمانی مهربان به سمت باغچه رفت. چیزی را در آن جستجو کرد. سپس با سنگی کوچک در گوشه ایی از باغ ایستاد.
سنگ را روی چمن ها قرار داد و روبه رویش ایستاد.. نماز خواند.. تقریبا شبیه به مادر با اندکی تفاوت..
سجده رفت.. اما به روی سنگ.. خدای این مردمان در این سنگ خلاصه میشد؟؟
چقدر حقیر..صدای گوشی بلند شد..
اینبار یان بود (دختر ایرونی هم انقدر کم حوصله ؟؟ اون دیوونه که گذاشت رفت)
برای کنترل درد معده نفسهایی عمیق کشیدم. صدایش نگران شد ( سارا حالت خوبه؟ )
نه.. خوب نبود.. سکوت کردم (سارا.. ما با هم دوستیم.. پس بگو چی شده.. مشکل کجاست.. حال مادر چطوره؟؟ ).
چشمم به نماز خواندنِ پیرمردِ کارگر بود ( از اینجا بدم میاد..)
باز هم صدایش نرم شد و حرفهایش پر آرامش..
ادامه دارد...
http://eitaa.com/joinchat/898170882C1376290adb
@hamsardarry 💕💕💕
✨﷽✨
یک روز ديگر
یک برکت دیگر
و يک فرصت دیگر
برای زندگی
خدای مهربانم
تو را سپاس بخاطر
روزی ديگر و آغازی ديگر❤️🌹
🍃️ #سلام_روزتون_زیبا 🍃
http://eitaa.com/joinchat/896860162C815a5bd76b
@hamsardarry 💕💕💕
❤️🍃❤️
#همسرداری
#خانمهابخوانند
💟راه #محبت به مرد
🙏قدردانی و تشکر از او
‼️ و نادیده گرفتن اشتباهاتش است.
🙏 تشکر و قدردانی از تصمیمات و اقدامات مرد
‼️و نادیده انگاشتن اشتباهات او
✍ راه مستقیم #نفوذ به #قلب_مرد است!
http://eitaa.com/joinchat/898170882C1376290adb
@hamsardarry 💕💕💕
❤️🍃❤️
#هنرهمسرداری
#دلبستگی
آری
#وابستــــــگی
خیر
👈"ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ" ﯾﻌﻨﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻤﺖ؛ چون ﻣﻔﯿد هستی.
👈"ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ" ﯾﻌﻨﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻤﺖ؛ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻣﻔﯿﺪ ﻧﺒﺎﺷﯽ.
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺧــــ🖌ــــﻮﺩﮐﺎﺭ ﮔﺮﺍﻥﻗﯿﻤﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻠﺴﺎﺕ ﻣﻬﻢ، ﻭﺍﺑﺴﺘﻪﺍﻡ؛
ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺟﻌﺒﻪﯼ ﺁﺑــــــ🖼ـــــﺮﻧﮓ ﺑﯽﺧﺎﺻﯿﺘﯽ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺍﺳﺖ، ﺩﻟﺒﺴﺘگی دارم.
🔻ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽﻫﺎ ﺭﺍ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﻣﯽﺁﻣﻮﺯﻧﺪ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ
👌ﺍﻣﺎ ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽﻫﺎ ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ "ﺧﻮﺩ ﻭﺍقعی من" ﻫﺴﺘﻨﺪ...
👈به کسی که #دوستش_داری
" #دلبستــــــــــه" باش
❌ نه وابسته.
نلسون ماندلا
⛔️ #کپی_ممنوع
http://eitaa.com/joinchat/898170882C1376290adb
@hamsardarry 💕💕💕