eitaa logo
هانِل
247 دنبال‌کننده
594 عکس
9 ویدیو
40 فایل
𝓢𝓸𝓶𝓮𝓽𝓲𝓶𝓮𝓼 𝓪𝓵𝓵 𝓽𝓱𝓮 𝓼𝓸𝓾𝓵 𝓷𝓮𝓮𝓭𝓼 𝓲𝓼 𝓪 𝔀𝓪𝓵𝓴 𝓲𝓷 𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 هانِل: 하늘 ، آسمان کپی ؟فقط فور ،،، https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1wtxn1r&btn=هانِل
مشاهده در ایتا
دانلود
استکان دمنوش را کمی جا به جا کرد . لبخند زد ، میز برای مهمانی آماده شده بود..."
سلام
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کلاه حصیری اش را روی چمدان گذاشت. منتظر به انتهای جاده چشم دوخته بود..."
آرام لبخند زد. گیرایی نگاهش مانند آلاله های گلدان بود. زیبا و آشفته... ذرات غبار در هوا معلق مانده بودند. _من دیگه باید برم پرنس عشق را می توانست در لابه لای نگاهش ببینید. نور تکه تکه، بر صورت بی جانش می پاشید. درمانده بود کلمات را به سختی ادا می کرد. اجازه بدید تا کالسکه همراهیتون کنم. نه نیازی نیست.، از عصرانه لذت بردم. غم را می توانست در نگاهش ببیند. اوه چه عالیی. پرنس ادوارد از دعوتتون متشکرم. اهوم. صدای چرخ ها آرام بود. کمی از عصر سپری شده بود. آهسته قدم برداشت. به درخت شکوفه های آلو رسید. عطر یاس ها فضا را در بر گرفته بود. به لباس ابریشمی اش نیم نگاهی انداخت. تیره بود. هنوز هم برایش سخت بود. نمی دانست چگونه به برادرش چنین خبری داده. مرگ مادرش. تنها نامه ای که نتوانست باز کند وصیت نامه اش بود. اما برادرش... از کالسکه کمی فاصله گرفت و بعد، کنار پنجره نشست. قلبش تیر کشید. درست مثل مادرش... زمزمه آبشار را به سختی می شنوید. اما اندکی گذشت تا سکوت آواز راهش شد...
همسایه های عزیز لطفا از امروز بعد از ساعت ۱۴ و بعد از ناشناس ها فور بزنید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام