۲ آبان ۱۳۹۸
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
#کربلایی_جواد_مقدم🎤
🔴 #زمینه زیبا(دلم هواییه...)
🔴ویژه #شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب
۲ آبان ۱۳۹۸
۲ آبان ۱۳۹۸
7045301_912.mp3
4.68M
💠 #پیامبر(ص) #امام_حسن
❤️ نوحه واحد بسیار زیبای امام حسن
🎤🎤 حاج محمود کریمی
۲ آبان ۱۳۹۸
yunes-habibi-01.mp3
3.37M
💠 #پیامبر(ص) #امام_حسن
❤️ نوحه پیامبر(ص)
🎤🎤 #پناهی
✍️ صلی الله علیک یا رسول الله
۲ آبان ۱۳۹۸
🍂🍃🍂🍃🍂
همیشه مقدارے دلگرمے داخل جیبت باشد..
که اگر ناگهان در خیابان
یا در گوشه یک رستوران،
ےا حتے در ڪنج دیوار خانهای،
سرمای ناامیدے چشمت را گرفت؛
یا بغضے دهانت را تلخ ڪرد!
دلگرمےت را از جیب در بیاوری...
آن را با عشق ببخشی...
تا آرام آرام شیرینیاش در وجود دیگرے بپیچد!
دلگرمی همیشه باید باشد!
و … واے به تمام لحظههایے ڪه هر چه جیبها و ڪیفت را بگردی
دلگرمے پیدا نڪنی…!
همیشه دوستت دارم ها را
لبخندها را ...
به موقع ابراز ڪنید
و دلگرمے دیگران باشید ..
مهربان بودن ..
مهمترےن قسمت انسان بودن است...
🍂🍃🍂🍃🍂
۲ آبان ۱۳۹۸
۲ آبان ۱۳۹۸
❤️🍃❤️
#سیاستهای_همسرداری
💢 وقتی همسر شما تصمیمی میگیره که شما راضی نیستی،
2️⃣دو تا کار میتونی بکنی؛
👈 یکی اینکه صاف و ساده باهاش مخالفت کنی.
👈یکی اینه که موضع بگیری و باهاش سرد برخورد کنی و تلافی کنی.
🔸 رفتار دوم،
یکی از مخربترین رفتارها توی یک رابطه است!
پس اگه میخوای همسرت #عاشقت باشه، 👇
باهاش مخالفت کن،
👈❌ولی تلافی و سردی هرگز!!!
۲ آبان ۱۳۹۸
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
🍃🌸
💫💠💫💠فقه و زندگی💠💫💠💫
🔵اگر مراد از نامزدی این باشد که زن و مردی قصد داشته باشند با یکدیگر ازدواج بکنند
‼️ولی هیچ گونه صیغه ی محرمیتی بین آنها منعقد نشده باشد ،
زن و مرد به یکدیگر #نامحرم_هستند
و هیچگونه فرقی با دیگر #نامحرمها_ندارند ‼️
❌نگاه کردن به قصد لذّت به یکدیگر ،
❌دست دادن و یا هر گونه تماس بدنی ،
❌خلوت کردن در محیط در بسته ،
❌عدم رعایت حجاب و پوشش کافی در مقابل یکدیگر ،
❌مراوده کردن و #اختلاط به گونه ای که معمولاً زن و شوهر ها با یکدیگر دارند
و خلاصه هر گونه #روابطی که بین دو نامحرم حرام باشد
از مواردی است که هر یک از دختر و یا پسر باید از آن #پرهیزکنند📛👉
-
📚 احکام روابط زن و مرد ، ص 197 ، مسئله 26
💫💠💫💠💫💠💫
۲ آبان ۱۳۹۸
💎شیخ صدوق رحمه الله در کتاب عیون اخبار الرضا علیه السلام روایت می کند:
وبهذا الاسناد، عن علي بن أبي طالب عليهما السلام، قال: كنت جالسا عند الكعبة وإذا شيخ محدودب قد سقط حاجباه على عينيه من شدة الكبر وفي يده عكازة وعلى رأسه برنس أحمر وعليه مدرعة من الشعر فدنا إلى النبي صلى الله عليه وآله وهو مسند ظهره إلى الكعبة، فقال: يا رسول الله ادع لي بالمغفرة، فقال النبي صلى الله عليه وآله: خاب سعيك يا شيخ وضل عملك، فلما تولى الشيخ قال، يا أبا الحسن أتعرفه؟ قلت اللهم لا قال: ذلك اللعين إبليس، قال علي عليه السلام: فعدوت خلفه حتى لحقته وصرعته إلى الأرض وجلست على صدره ووضعت يدي في حلقه لاخنقه، فقال لي: لا تفعل يا أبا الحسن فاني من المنظرين إلى يوم الوقت المعلوم ووالله يا علي إني لاحبك جدا وما أبغضك أحد إلا شركت أباه في أمه فصار ولد الزنا فضحكت وخليت سبيله.
🔹 امیر المومنین علیه السلام فرمودند: نزد کعبه نشسته بودم، شیخی خمیده قامت بیامد که ابروانش بر دو چشمش از غایت پیری افتاده بود و در دست عصایی داشت که آهنی در سر دارد و بر سرش کلاه دراز سرخ بود و لباسی از پشم در بر داشت. نزدیک نبی صلی الله علیه و آله شد و نبی پشت بر کعبه داشت.
گفت: یا رسول الله! دعا کن برای من به مغفرت.
حضرت نبی صلی الله علیه و آله فرمودند: سعی تو بیفایده است. چون برفت، نبی صلی الله علیه و آله با من گفت: یا ابا الحسن! شناختی؟ گفتم: نه. گفت: این لعین ابلیس است.
امیر المومنین علیه السلام گفت: پس دویدم تا به او رسیده، بر زمینش زدم و بر سینهاش نشستم و دست در حلقش نهادم تا خفهاش کنم.
گفت: مکن یا ابا الحسن که مرا خدا تا وقت معلوم مهلت داده است. به خدا قسم یا علی من دوستت میدارم و هیچ کس تو را دشمن نداشت، مگر آنکه با پدر او در مادرش شریک شدم؛ پس زنازاده شد. پس من خندیدم و رهایش کردم.
🔹عیون اخبار الرضا علیه السلام،ج۲، ص ۷۷
💎همچنین شیخ عماد الدین طبری رحمه الله در کتاب کامل بهایی مینویسد:
علی بن نصر المعروف به ابی الحسن البغدادی الحنفی (از علمای اهل سنت عمری) ایراد کرد در تصنیف خویش که رسول صلی الله علیه و آله روزی در طواف گاه بود پیری پیش رسول آمد کلاه پشمین بر سر نهاده و عصا در دست گرفته و لباس پشمین پوشیده سلام کرد و گفت: یا رسول الله از برای من استغفار کن تا خدای تعالی بر من رحمت کند. رسول صلی الله علیه و آله فرمود: ای ملعون از پیش من برو که عمل تو ضایع شده و تو از اهل دوزخی. چون آن پیر از خدمت رسول بیرون رفت علی علیه السلام گفت: یا رسول الله هرگز کسی از خدمت تو محروم بیرون نرفت از ارباب حاجات چرا این پیر را منکوب باز گردانیدی؟ رسول فرمود: یا علی او ابلیس است طرید حضرت عزت جلت قدرته. علی در عقب ابلیس دوید تا او را بکشد ابلیس چون دید که علی قصد او کرد دویدن گرفت و بیفتاد. علی به او برسید بر سینه او نشست تا او را بکشد، ابلیس خنده کرد در روی علی. علی گفت: ای ملعون چرا خندیدی. گفت: تو مرا نتوانی کشتن که من از منتظرانم اما تو را بشارت خوش دهم عظيم از سینه من برخیز. علی برخاست. ابلیس گفت: یا علی از دشمنان تو هیچکس با زن خود صبحت نکند الا که من با او شریک باشم.
🔹 مصنف این کتاب گوید که: صدق قوله تعالى لابليس، شاركهم في الاموال و الاولاد وعدهم و ما يعدهن الشيطان الا غرورا (اسراء ۶۴) و امثال این گفته شود والله اعلم بالصواب.
📖 کامل بهائی، ص۵۴۸
@haram110
۲ آبان ۱۳۹۸
🔴 #ارتباط_با_نامحرم 👫🚫
🔰همون #اول راه ،آخر و #عاقبتت رو ببین!🤔
⛔️اگه خدایی نکرده یه وقتی بخاطر حرفای آدم های به ظاهر #دوست(ک قطعا خیرت رو نمیخوان) #وسوسه میشی😰،،،
که این کار رو انجام بدی؛😖
❎فقط یه توجه به #آثارش داشته باش...😓
🔻حالا آثارش چیه!؟😑
❌ #آبروت پر 😓
❌ موفقیت #تحصیلی پر 🎓
❌ازدواج #پاک پرپر💍😢
و...😔
✳️پس عزیز دلم یه نگاه خیلی کوچولو 👀
⚫️به #عاقبت اون عزیزانی که مرتکب این کار به ظاهر شیک وبه باطن #لجن👺بکن تا ببینی تهش چیشده؟!؟
✔️مثلا بنده میگم #خانم ها اگه حسش بود این کتاب رو مطالعه کنند😊:
کتابِ: ❤️"دختران،دوستی و عبرتها"❤️
✍🏻نوشته ی جناب محمدعلی کریمی نیا
💕 @haram110
۲ آبان ۱۳۹۸
#پست_ویژه ⭐️
⭕️ تشرفی که محل دقت است
حضرت استاد حاج #شیخ_جعفر_ناصری (زیدعزه) :
حدود هشتاد سال پیش برای یکی از علمای اصفهان که از سادات خیلی اصیل هم هستند تشرفی پیش آمده بود که خیلی جالب است.
ايشان جوان بوده و سوار الاغ مى شده و اطراف اصفهان تبلیغ مى رفته و روضه مى خوانده است. دهه اول محرم بوده، به يكى از روستاهای اطراف مى رود و منبرش را می رود. آن روز برف سنگينى مى آمده است.
وقتى اين روضه تمام مى شود بايد به يك روستای ديگر با فاصله مثلاً يك فرسخ برود. سوار الاغ که مى شود برود، يكى از اهالى اين آبادى مى آيد و مى گويد:« آقا سيد تو راه گرگ و حيوانات درنده هستند مى خواهید يكى، دو نفر همراهتان بفرستيم؟
ايشان مى گويد: مى روم مشكلى نداره» و قبول نمی کند همراهی بیاید.
نقل می کند عباى زمستانيم را به سر كشيدم و سوار بر الاغ شدم و رفتم. برف سنگينى مى آمد. برف سنگينى هم به زمين نشسته بود. مى گويد مقدارى كه آمدم احساس کردم، گويا يك سوارِ ديگر از پشت سر من، دارد مى آيد.
منتهى از بس برف سنگين بود، حوصله نكردم سرم را بیرون بیاورم و ببينم کیست. حدس زدم یه نفر از روستا آخرش آمده مراقب من باشد.
بعد آن آقا كه پشت سر من مى آمد گفت:« آ سيد مصطفى سلامٌ عليكم».
گفتم:« سلام عليكم» .
گفت: «مسئلةٌ»(یعنی سوالی داشتم؟)
گفتم:« بفرماييد».
گفت:« آيا در روز عاشورا دشمن بر جسد حضرت سيدالشهداء اسب تاخت؟
گفتم:« بله من در تاريخ خوانده ام كه چنین کاری کرده اند.
آن آقا گفتند:« و اسب ها هم بر بدن رفتند؟»
گفتم: «بله در تاريخ هست كه اسب ها هم بر بدن رفتند.»
مدتى گذشت و يك خورده جلوتر آمديم. بازآن آقا گفتند:« آسيد مصطفى! آيا متوكل عباسی خواست قبر حضرت سيدالشهداء (علیه السلام) را، منهدم كند؟»
گفتم: بله سعى كرد كه از بين ببرد».
گفت:« گاوها را فرستاد كه قبر را شخم بزنند و مساوى كنند؟»
گفتم:« من در تاريخ خوانده ام كه فرستادند اما گاوها نرفتند».
گفت« چطور؟ اسب كه حيوان نجيب و خوش فهمى است و در عالم خودش بيش از گاو متوجه می شود، اما بر جسد و بدن مبارك حضرت سيدالشهداء (علیه السلام) رفت ولى آن گاوها حتى بر قبر مطهر هم نرفتند و شخم نزدنند و قبر را از بين نبرند؟!»
آقا سید می گوید من به فکر رفتم که عجب سوالى شد! اين از محدوده توانائى فکری اين آبادى و اين منطقه بيرون است! داشتم به جوابش هم فكر مى كردم. گويا حس كردم از همان پشت سر نورى به دلم افتاد و جوابی برای این سوال به نظرم آمد.
گفتم:« البته اين قضيه يك جوابى دارد».
گفتند:« چى هست؟»
گفتم:« روز عاشورا حضرت سيد الشهداء (عليه السلام) خواسته بودند كه هر چه دارند را براى خدا بدهند حتى اين يك مشت استخوان را گذاشتند وسط و خودشان اجازه دادند و خودشان خواسته بودند كه اسب بر بدن مبارکشان برود. خود حضرت خواستند هر چه داشتند را در راه خدا داده باشند.
اما در جريان متوكل، اينها مى خواستند آثار حضرت را از بين ببرند.
نظر امام حسین (علیه السلام) بر از بين رفتن آثارشان نبود، از اول خود حضرت مى خواستند، آثارشان محفوظ بماند تا مردم به اين وسيله بهره ببرند و مقرّب به خدا شوند».
آن آقا كه پشت سر بود، فرمود:« درست است.»
آقا سید مصطفی می گوید: بعد پشت سرم را نگاه كردم ديدم هيچ كسى نيست حتى جاى پائى غير از همين مسيرى كه من آمده ام، نيست.
@haram110
۲ آبان ۱۳۹۸