eitaa logo
امام‌رضای‌بچگیم❤️‍🩹
2هزار دنبال‌کننده
438 عکس
61 ویدیو
3 فایل
✨﷽✨ به نام خالقی که امام رضا را افرید.. . کانال وقف امام رضاجانه✨ . کپی:حتما🌱 . یه صلوات برای تعجیل ظهور صاحب الزمان..🤍 . کاری بود در خدمتم؛ @Khadem_zahra7 تبلیغاتمون برای پیشرفت شما: https://eitaa.com/joinchat/1817904852C61bb464f1b
مشاهده در ایتا
دانلود
امام‌رضای‌بچگیم❤️‍🩹
پارت³¹ بعد از نماز، موجِ جمعیت، همه رو به سمت «رواق امام خمینی» می‌کشوند. شلوغِ شلوغ بود؛ طوری که جای سوزن انداختن نبود. خیلی تلاش کردیم یه گوشه دنج پیدا کنیم، ولی نشد. آخرش مجبور شدیم کنارِ رواق که کاشی‌کاری‌شده‌ بشینیم. پالتوهامون رو درآوردیم و انداختیم کفِ زمین تا زیرمون نرم‌تر شه و سرمای سنگ‌ها اذیتمون نکنه. مداح شروع کرد به خوندن. اولش دعا بود، اما کم‌کم رفت سمت روضه. صدای لرزونش تو کلِ فضای رواق می‌پیچید و مستقیم می‌شست روی قلبِ آدم. خیلی دلچسب بود؛ از اون روضه‌هایی که انگار حرفِ دلِ خودت رو می‌زنه. دلم داشت می‌لرزید؛ اون‌قدر که نفهمیدم چطور اشکام جاری شد. دورتادورم رو نگاه کردم؛ همه با دل‌های شکسته، دست به دعا برداشته بودن و صدای هق‌هقِ جمعیت، فضا رو سنگین و عرفانی کرده بود. اون لحظه‌ها، زمان برام ایستاده بود… بعد از یک ساعت که مراسم تموم شد و کم‌کم جمعیت رو به پراکندگی رفت، وقتی از جام بلند شدم، یهو سنگینیِ عجیبی رو دلم نشست. با خودم فکر کردم: «یعنی فردا واقعاً روزِ آخریه که می‌تونیم بیایم حرم؟» این فکر مثل خوره به جونم افتاد. منی که هنوز نتونسته بودم به ضریح دست بزنم و از نزدیک آقامو زیارت کنم ؛ منی که حتی فرصت نشده بود برم مسجد گوهرشاد و اون صحن‌های مشهورش رو ببینم… انگار داشتم با دست‌های خالی برمی‌گشتم. غمِ بزرگی بود که تهِ دلم جا خوش کرده بود. این داستان ادامه دارد… ╰┈➤ @haram27
امام‌رضای‌بچگیم❤️‍🩹
اینو همون شب ضبط کردم🥲❤️‍🩹
امام‌رضای‌بچگیم❤️‍🩹
بعلاوه این گوش کنین ، اگه ذره ای دلتون لرزید منم دعا کنید❤️‍🩹🥺 ╰┈➤ @haram27
این‌مملڪٺ ، اࢪث ِبابامونہ ! توبحث ِوطن‌ ، سࢪبہ‌سࢪمون‌بذاࢪین سࢪبہ‌تنتون‌نمیزاࢪیم ،، ╰┈➤ @haram27
🌿 خانه سبز من | My Green Home ✨ 🎨 هنر • 🧶 خیاطی • 🍳 آشپزی • 🌱 سبک زندگی دنیای من، رنگ سبز و بوی خلاقیت 💚 همراه من باش… 👇 [https://eitaa.com/joinchat/1998848819C0cd41eb2c7 ]
هدایت شده از مُدَّکِر؛‌
ولیکن عرض حالی بود مقصودم نه شعر و شاعری : )
هدایت شده از مُدَّکِر؛‌
او روزی جان من بود.