eitaa logo
حرف حساب
6.8هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
53 ویدیو
16 فایل
برش‌هایی از کتاب‌هایی که خوانده و سخنرانی‌هایی که شنیده‌ایم | گروه مطالعاتی هیئت امام جعفر صادق علیه السلام ارتباط با مدیر: @Einizadeh
مشاهده در ایتا
دانلود
✳ معشوق را در انتظار عاشق كجا ديده‌ايد؟ ❤ ای عیسی! چه‌قدر چشم‌انتظار بمانم و بندگانم به دامنم بر نگردند؟ آغوش اجابت گشاده است. کجایید توبه‌کنندگان؟ این قلم عفو؛ كجاست دفترچه‌های سياهكاری‌تان؟ ❤ معشوق را در انتظار عاشق كجا ديده‌ايد؟ غنی را دربه‌در به‌دنبال فقير، بخشنده را كوی‌به‌كوی دنبال عاصی، آمرزنده را قدم‌به‌قدم به‌دنبال گنه‌کار، معطی را لحظه‌به‌لحظه به‌دنبال سائل، جز در اين آستانه كجا شنيده‌ايد؟ 🌙 📚 برگرفته از کتاب 📖 ص ۳۷ 👤 اینجا بخوانید 👇 🆔 @harfehesab114
✳ معشوق را در انتظار عاشق كجا ديده‌ايد؟ ❤ ای #عیسی! چه‌قدر چشم‌انتظار بمانم و بندگانم به دامنم بر نگردند؟ آغوش اجابت گشاده است. کجایید #توبه‌کنندگان؟ این قلم عفو؛ كجاست دفترچه‌های سياهكاری‌تان؟ ❤ معشوق را در انتظار عاشق كجا ديده‌ايد؟ غنی را دربه‌در به‌دنبال فقير، بخشنده را كوی‌به‌كوی دنبال عاصی، آمرزنده را قدم‌به‌قدم به‌دنبال گنه‌کار، معطی را لحظه‌به‌لحظه به‌دنبال سائل، جز در اين آستانه كجا شنيده‌ايد؟ 📚 برگرفته از کتاب #متقین 📖 ص ۳۷ 👤 #سید_مهدی_شجاعی ✅ اینجا #حرف_حساب بخوانید؛ (برش‌های ناب از کتاب‌هایی که خوانده و سخنرانی‌هایی که شنیده‌ایم) https://eitaa.com/joinchat/1217855490C4fc824863f
معشوق را در انتظار عاشق كجا ديده‌ايد؟ ❤ ای عیسی! چه‌قدر چشم‌انتظار بمانم و بندگانم به دامنم بر نگردند؟ آغوش اجابت گشاده است. کجایید توبه‌کنندگان؟ این قلمِ عفو... كجاست دفترچه‌های سياهكاری‌تان؟ ❤ معشوق را در انتظار عاشق كجا ديده‌ايد؟ غنی را دربه‌در به‌دنبال فقير، بخشنده را كوی‌به‌كوی دنبال عاصی، آمرزنده را قدم‌به‌قدم به‌دنبال گنه‌کار، معطی را لحظه‌به‌لحظه به‌دنبال سائل، جز در اين آستانه كجا شنيده‌ايد؟ 📚 برگرفته از کتاب 📖 ص ۳۷ 👤 ✅ اینجا بخوانید؛ (برش‌های ناب از کتاب‌هایی که خوانده و سخنرانی‌هایی که شنیده‌ایم) https://eitaa.com/joinchat/1217855490C4fc824863f
زمین هنوز از حجت، خالی نشده است! 🔻 در کربلا وقتی قتل فرزند پیامبر و آل‌الله محقق شد، ناگهان آسمان متغیر گشت و دریاها به تلاطم درآمدند و زمین شروع به لرزیدن کرد؛ لرزیدنی که می‌رفت همۀ اهل آن را در خود ببلعد و نابود کند. ‼ به‌محض بروز اولین علائم عذاب، سجّاد مشت بر زمین کوفت و به عالم خطاب کرد: «آرام! من حجت خدام! زمین هنوز از حجت، خالی نشده است. این منم! علی‌بن‌حسین‌بن‌علی. ولیّ و حجت خدا در زمین.» و زمین آرام گرفت، آسمان قرار یافت و کوه‌ها و دریاها ساکن شدند. و این اولین بار نیست که عالم با امر ولیّ خدا به قرار و آرام می‌رسد... ✍ 📚 از کتاب | حماسۀ سجادیه. دفتر اول 📖 ص ۱۹ پ.ن: نقاشی اصلی این طرح گرافیکی، مربوط به حسن روح الامین است. ✅ اینجا بخوانید؛ (برش‌های ناب از کتاب‌هایی که خوانده و سخنرانی‌هایی که شنیده‌ایم) https://eitaa.com/joinchat/1217855490C4fc824863f
حرف حساب
✳ زمین هنوز از حجت، خالی نشده است! 🔻 در کربلا وقتی قتل فرزند پیامبر و آل‌الله محقق شد، ناگهان آسم
✳️ چگونه او را بشناسند...؟ 🔻 مأموران خبر می‌دهند که اگر یک لحظهٔ دیگر، کاروان میان مردم بماند در شهر آشوب می‌شود. ابن‌زیاد دستور می‌دهد کاروان را روانهٔ کاخ حکومتی کنند. کاروان، خسته و مجروح و خاک‌آلوده، غریبانه وارد کاخ پُرزرق‌وبرق ابن‌زیاد می‌شود. کسی عقیلهٔ بنی‌هاشم را نمی‌شناسد! حتی اگر این‌قدر مجروح و خاک‌آلود هم نبود و اگر چادر و لباس‌ها و مقنعه‌اش تکه‌پاره نشده بود باز هم کسی او را نمی‌شناخت. چگونه او را بشناسند وقتی هیچ مردی روی او را ندیده است؟ او را که وقتی در مدینه به زیارت قبر پیامبر می‌رفت، شبانگاه دو برادر همراهی‌اش می‌کردند که حتی قدّوقامتش از نگاه نامحرمان محفوظ بماند، اکنون چگونه بشناسند؟ ✍ 📚 از کتاب | حماسۀ سجادیه. دفتر اول 📖 صفحات ۳۷ و ۳۸ ✅ اینجا بخوانید؛ (برش‌های ناب از کتاب‌هایی که خوانده و سخنرانی‌هایی که شنیده‌ایم) https://eitaa.com/joinchat/1217855490C4fc824863f
حرف حساب
✳️ چگونه او را بشناسند...؟ 🔻 مأموران خبر می‌دهند که اگر یک لحظهٔ دیگر، کاروان میان مردم بماند در شه
✳️ جایی که شیطان کم آورد! 🔻 من [شیطان] خیلی کم پیش می‌آید که در مقابل کسی کم بیاورم. به همین دلیل، همیشه همهٔ آن موارد معدود را به‌خاطر دارم. یکی از آن‌ها زینب، دختر علی است. آنچه [یزید] بر قرارهای پیشین افزوده، سرِ حسین است که در طشتی پیش رویش قرار داده و چوبی که در دست گرفته و آن را با تحقیر بر دهان و گونه و سر می‌نوازد. به زینب می‌گوید: «در چه حالی؟! چگونه می‌بینی کاری را که خدا با برادرت کرد؟» و این جمله یعنی تبلور همهٔ کینه‌هایی که از جاهلیت اولی تا امروز انباشه شده. و این جمله یعنی تیر خلاص بعد از هزاران زخم و تیر که در عاشورا و قبل و بعد از آن بر جان حریف نشسته. و این جمله یعنی تلقین آخر برای خاک کردن کسی که شکست خورده. من آنجا بودم. پشت یزید ایستاده بودم و چشم به زینب دوخته که فروریختن و منهدم‌شدنش را پس از آوار این جمله بر سرش ببینم و طعم شیرین پیروزی نهایی را به کامم بکشم. زینب اما نیم‌نگاهی هم به یزید نینداخت. انگار از جا کنده شد. از زمین اسارت فاصله گرفت و میان زمین و آسمان بر سریری که مسلط بود بر تخت یزید تکیه زد و با لحنی که جان و جوهره و صلابتش را از عرش علیّ اعلی وام گرفته و آرامش اشرافی‌اش را از ملیکهٔ مقتدرهٔ فاطمی اتخاذ کرده بود خطبه خواند. خطبه‌ای به حجم و وزن صدها کتاب توحیدی و معرفتی که به اعجاز ایجاز، در یک جمله خلاصه‌اش کرد: ما رأیت الاّ جمیلا. جز زیبایی ندیدم.» و این همان‌جا بود که من کم آوردم. یزید که عددی نیست. من با همهٔ شکوه و عظمت و تجربه و صلابتم کم آوردم. ✍ 📚 | حماسۀ سجادیه. دفتر اول 📖 ۳۲۳-۳۲۵ 🆔 @harfehesab114