زنده به عشق 💫💫
قلم در دستم میلغزد، تمام دفترم بوی سیب گرفته..
نامتان بلند است چگونه تصور کنم نور مطلق را ؟!!
پروردگارا به راستی چه کردی با ما؟؟!!
آدمی را برای عشق ورزیدن به خودت آفریدی، آدم اما قلبش کوچک بود عشق نمی فهمید، پس او را واسطه کردی تا از همان روز که کامش را با تربتش گرفتند تمام وجودش پر از عطر سیب شود و نگاهش رو به آسمان.
و هر روز بیشتر و بیشتر عاشق شود .
تمام عالم را مجنون او کردی، مجنون عشقش،
مبارک باد این جنون...
برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر
وه که با مجنون دل افسرده چه کرد!
واژه ها روی دفترم برای عاشق شدن از هم سبقت می گیرند و من درست از زمانی که راه جنون در پیش گرفتم و عاشق شدم، زنده شدم.
از همان روز که جرعه ای آب حیات نوشیدم و یا حسین گفتم.
همان روز که دل مجنونم میان کالبدم جای نمی گرفت،
همان روز که صدای بانگ رحیل کاروانی خسته، دل شکسته، عزیز از دست داده را در گوش دلم شنیدم.
همان روزها بود که فهمیدم روزهای گذشته ام را زندگی نکردم بلکه فقط زنده بودم.
همان روز بود که خواستم برای وصالش با این کاروان همراه شوم،
آخر اوست که راه آسمان را خوب میداند....
آری همان روز که قلبم را بدرقه راهش کردم زنده شدم وحالا روزهاست که من وقلبم فاصله ای داریم از اینجا تا بین الحرمین تا بین دوبهشت....
از ازل پرتو حسنش ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
عقل می خواست از این شعله چراغ افروزد
برق حقیقت بدرخشید و جهان بر هم زد....
👈لطفا با ارسال (فوروارد) مطالب ؛در معرفی کانال به دیگران ما را یاری کنید.
🍂🍂🍂🍁🍁
#اربعین
#دلنوشته
#به_قلم_طلبه_پادمه
#مؤسسه_آموزش_عالی_حوزوی_فاطمیه_دامغان
🆔 @harimehayat