eitaa logo
خاطرات هاشمی رفسنجانی😑
90 دنبال‌کننده
12.9هزار عکس
7.5هزار ویدیو
169 فایل
خاطرات روزانه علی اکبر هاشمی رفسنجانی . همراه با #تقویم_علماء و اخبار سیاسی تحلیلی و مطالب اخلاقی @Soukhtee
مشاهده در ایتا
دانلود
ریاکاری هم ته ندارد! دولت افراطی حاکم بر اسرائیل خونِ مسیحیان و مسلمانان کرانۀ‌باختری و نوارغزه را به شیشه کرده است و بعد همزمان، در نقش مدافعِ اقلیت‌های علوی و دروزی و کُرد و مسیحی در سوریه خودنمایی می‌کند! راستگرایان افراطی در اسرائیل اگر به اندازۀ ارزنی نسبت به حقوق "اقلیت‌های قومی و مذهبی" ارزش قائلند چرا حقوق مسیحیان و مسلمانان ساکن در دو منطقۀ تحت اشغال خود را رعایت نمی‌کنند و حتی کلیساها و مساجد آنان را بمبارن می‌کنند! گویا ریاکاری و نفاق هم مثل هر رذیلت دیگری ته ندارد! ahmadzeidabad
بستن تنگه! کسانی که بحث "بستن تنگۀ هرمز" را پیش می‌کشند آیا می‌دانند که در صورت جدی شدن این موضوع، گسترده‌ترین اجماع جهانی علیه ایران شکل می‌گیرد و دخالت شورای امنیت سازمان ملل و صدور قطعنامه‌ای با استناد به مواد 42 و 43 فصل هفتم منشور ملل متحد مبتنی بر استفاده از زور را در پی دارد؟ اگر می‌دانند، چرا مطرح می‌کنند؟ و اگر نمی‌دانند که هیچ شناختی از منافع کشورهای دنیا بخصوص چین و روسیه و هند و دیگران ندارند! با این سطح از درک، چطور برای سرنوشت یک کشور باستانی نسخه می‌پیچند؟ ahmadzeidabad
حادثۀ دلخراش خمین و ابهام در چگونگی وقوع آن در بارۀ شلیکِ منجر به فوت اعضای یک خانواده در خمین، تاکنون هیچ توضیح روشنی در بارۀ چگونگی این حادثۀ دلخراش داده نشده است. در واقع، توضیح روشن ماجرا می‌تواند از تکرار این نوع فجایع تا اندازۀ زیادی جلوگیری کند. بازرسی خودروها که از زمان آغاز جنگ 12 روزه در جاده‌های مختلف کشور معمول شده است، به صورتی که من تجربه کرده‌ام نمی‌تواند منجر به تیراندازی شود چرا که در ایستگاه‌های بازرسی، جاده باریک می‌شود و خودروها یکی یکی به آهستگی از محل عبور می کنند. در حین عبور آهستۀ خودروها، موردی که اصطلاحاً مشکوک تلقی شود، به حاشیۀ جاده هدایت و در آنجا بازرسی می‌شود. بنابراین نه ایستی بدان معنا داده می‌شود که راننده متوجه آن نشود و نه اصولاً امکانی برای فرار وجود دارد. از همین رو، توضیح روشن در بارۀ چگونگی ماجرای دلخراش خمین می‌تواند کمک‌کننده و بازدارنده باشد. از حق نمی‌توان گذشت که برخورد مأموران ایست و بازرسی عموماً محترمانه و همراه با عذرخواهی از ایجاد مزاحمت است. این را به عنوان کسی می‌گویم که از زمان آغاز جنگ تا کنون، وانت‌کاپرای پیر ما را به اندازه‌ای مورد بازرسی قرار داده‌اند که عددش از دستمان در رفته است! فقط یک بار در جادۀ سلطانیه به خرم‌دره، یک دستگاه تویوتای هایلوکس به طرزی غیرحرفه‌ای خودرو ما را تعقیب کرد و اعصاب‌ خانواده‌ام را به هم ریخت. در ابتدای خرم‌دره وقتی به ایست بازرسی رسیدیم، متوجه شدم که یک درجه‌دار ارشد نظامی در کنار یک فرد معمم، سرنشین هایلکوس هستند. راننده‌شان که اصلاً رفتار مناسبی نداشت، باعث خشمم شد. خواستم سراغ فرد معمم بروم و به رفتارشان اعتراض کنم که همان رانندۀ جوان متفرعانه و متکبرانه مانع شد چنانکه گویی با زیردستان خود روبروست! مأموران مستقر در آن ایستگاه اما بسیار خوش‌برخورد بودند و آرامم کردند. یکی از آنها که مرا شناخت گفت که اگر شرایط مساعد بود، به منزل‌شان دعوتم می‌کرد! منزل‌شان در شهر خدابنده یا همان قیدار بود. این را هم ناگفته نگذاشت که مطالبم را دنبال می‌کند و گرچه با همۀ آنها موافق نیست اما احترام می‌گذارد. این هم یکی از آثار جانبی جنگ 12 روزه! ahmadzeidabad
احمد توکلی و کارنامه‌اش فردی که چهره در نقاب خاک فرو می‌کشد، در ابتدا مورد داوری ترحم‌آمیزی قرار می‌گیرد، اما همینکه خاکش سرد می‌شود، داوری‌های بی‌رحمانه هم از راه می‌رسند! قاعدتاً در مورد مرحوم احمد توکلی هم داستان همین‌گونه رقم خواهد خورد. مرحوم توکلی در دانشگاه پهلوی شیراز دانشجوی بسیار فعال و پرجنب و جوشی بوده و در حوزهٔ عقاید مذهبی، خود را سختگیر نشان می‌داده است. در ابتدای انقلاب هم گویا برای مدتی سمت قضایی داشته است. در بارهٔ عملکردش در آن دوره شایعاتی وجود دارد، شایعاتی که اگر هم رنگی از واقعیت داشته باشند، به شدت اغراق‌آمیز به نظر می‌رسند چرا که عمدتاً دشمنانش آن را بر سر برخی زبان‌ها انداخته‌اند و به همین جهت، بدون ارزیابی دقیق و بی‌طرفانه قابل اتکاء نیستند. حضور در دولت مهندس میرحسین موسوی دوره‌ای دیگر از فعالیت مرحوم توکلی بود. او که در آن زمان هنوز چهره‌ای بسیار جوان به شمار می‌رفت، عملاً سهم جناح فقاهتی و بازاری در دولت میرحسین محسوب می‌شد. توکلی در مقام وزیر کار، خواهان تنظیم روابط کارگر و کارفرما بر اساس رساله‌های عملیهٔ مراجع فقهی بود و هر نوع نوآوری به نفع حقوق کارگران را از جنس التقاط اسلام با کمونیسم می‌دانست و با آن مخالفت می‌کرد. از این جهت، حضورش در دولت شبه‌سوسیالیستی میرحسین وصله‌ای ناچسب بود و نهایتاً با دلخوری، کار به جدایی کشید. حضور چشمگیر بعدی مرحوم توکلی در سیاست، رقابتش با مرحوم هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1372 بود. هاشمی در آن دوره به صورتی پنهان مورد غضب بخشی از متحدان راستگرای سنتی خود قرار گرفته بود که چهارنعل رو به سمت بنیادگرایی داشتند. مرحوم توکلی با نقد سیاست‌های اقتصادی دولت هاشمی و انگشت نهادن بر پیامدهای تورم‌زا و آزاردهندهٔ آن، مخاطبانی در بخشی از تودهٔ محروم پیدا کرد، اما رأی نزدیک به پنج میلیونش در آن انتخابات عمدتاً ناشی از حمایت حزب‌اللهی‌های سرخورده از مرحوم هاشمی بود. بعدها مرحوم توکلی با بورسیهٔ وزارت علوم راهی بریتانیا شد تا در آنجا در رشتهٔ اقتصاد دکترا بگیرد. بعد از بازگشت از بریتانیا دیدگاه‌های اقتصادی مرحوم توکلی نسبت به دورهٔ حضورش در کابینهٔ میرحسین انگار چرخشی 180 درجه‌ای پیدا کرده بود. حالا دیگر عنایتی به مکانیسم بازار آزاد و حرمت مالکیت و قواعد فقه سنتی در حوزهٔ کار و تجارت، از خود نشان نمی‌داد. گویی یک پا سوسیالیست شده بود. در این دوران، او به جای مناصب حکومتی، وارد حوزهٔ مطبوعات خصوصی و آموزش غیرانتفاعی شد. عملکردش در این حوزه‌ها بدون شائبه نبود و موفقیت چشمگیری هم به دنبال نداشت، با این حال، شائبه‌ها که برخی از آنها از سوی مطرح‌کنندگان آن نیز تکذیب شد، ظاهراً او را بسیار دلشکسته و رنجور کرد. ورود مرحوم توکلی به مجلس هفتم، او را در موقعیت تصمیم‌ساز قرار داد. او رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس شد تا آنچه را از علم اقتصاد در فرنگ آموخته بود، در جهت ارتقاء موقعیت سیاسی جناح اصولگرا به کار گیرد. او در مجلس، سردمدار طرحی به نام تثبیت قیمت‌ها از جمله قیمت بنزین شد، طرحی که اصولگرایان با سر و صدای فراوان آن را نشانهٔ تعهد خود به عدالت و معیشت طبقات فقیر جامعه جا زدند اما این طرح عوام‌پسندانه چنان خاکی بر سر اقتصاد ایران کرد که به این سادگی‌ها زدودنی نیست! مرحوم توکلی در اواخر عمر خود مقابله با فساد اقتصادی و افشاگری در بارهٔ آن را در دستور کار خود قرار داد. فساد یک سری مظاهر بیّن و مورد اجماع دارد، اما تعریف تمام ابعاد آن تا اندازه‌ای به گرایش اقتصادی افراد و فهم آنها از توسعهٔ عادلانه وابسته است. در چشم کارل مارکس، مالکیت چیزی جز دزدی نیست و هر صاحب صنعت و ملک و مکنتی فاسد است! در نگاه آدام اسمیت اما تولید ثروت از طریق بنگاه‌داری خلاقانه بزرگترین فضیلت و خیر عمومی است. فساد در چارچوب نظری هر کدام از آن دو، مصادیق کاملاً متفاوتی دارد. بنابراین صرف ادعای فسادستیزی چیزی را توضیح نمی‌دهد و ارزشی به حساب نمی‌آید. باید ابتدا فساد از غیرفساد را باز شناخت و به دقت تعریف کرد تا مخاطب ارزش کار طرف را تشخیص دهد. در جامعهٔ ما برخی طیف‌ها، فسادها و تبعیض‌های بیّن سیاسی و رانت‌خوری‌های آشکار ناشی از آن را نه فقط فساد به حساب نمی‌آورند بلکه آن را عین عدالت و حق طبیعی و خدادادی خود و دوستان‌شان مفروض می‌گیرند اما در همان حال، هر گونه زحمت معطوف به تولید ثروت مشروع و موفقیت اقتصادی خلاقانهٔ شهروندان را به عنوان فساد معرفی می‌کنند و حکم به مصادرهٔ اموال مردم می‌دهند. فسادستیزی مرحوم توکلی خالی از این‌گونه مشکلات نبود گرچه در مواردی هم انگشت روی جای خوبی می‌گذاشت. خدایش بیامرزد.
کدام جایزه؟ حماس هیچگاه سلطهٔ اسرائیل بر یک وجب از سرزمین بین روداردن تا دریای‌مدیترانه را نپذیرفته و به همین جهت با تأسیس کشور فلسطینی در کرانهٔ باختری رود اردن و نوار غزه به عنوان را‌حل نهایی منازعهٔ عرب-اسرائیل موافقت نکرده است! بنابراین، تشکیل کشور فلسطینی نه در جهت استراتژی حماس که حرکتی در راستای راهبرد سازمان آزادیبخش فلسطین و جنبش الفتح است. برغم این واقعیت، آمریکا و اسرائیل تصمیم کشورهای اروپایی برای به رسمیت شناختن کشور مستقل فلسطینی را جایزه دادن به حماس و عملیات 7 اکتبر توصیف کرده و شدیداً با آن مخالفت می‌کنند! این موضع‌گیری کاملاً مغلطه‌آمیز و ریاکارانه است، زیرا عامدانه دو چیز بی‌ربط را به هم ربط می‌دهد! آمریکا و اسرائیل با تشکیل کشور فلسطینی مخالفند، اما چون هیچ دلیل حقوقی و اخلاقی برای مخالفت‌شان ندارند، عملیات 7 اکتبر و حماس و جایزه به آنها را بهانه می‌آورند! کشور فلسطینی اما با شناسایی بر روی کاغذ شکل نمی‌گیرد. زمینهٔ عملی تشکیل کشور فلسطینی از دو طریقِ ظهور دولتی صلح‌طلب در اسرائیل و یا وادارسازی دولت‌های راستگرا به پذیرش آن فراهم می‌شود. ظهور دولت صلح‌طلب در اسرائیل تا اطلاع ثانوی به معجزه می‌ماند! وادارسازی دولت راستگرا به پذیرش راه‌حل دو کشوری هم فعلاً فقط از ترامپ برمی‌آید که او هم علاقه‌ای به این کار نشان نمی‌دهد! بنابراین به فرض شناسایی کشور فلسطینی توسط کشورهای اروپایی چیزی در روی زمین به نفع فلسطینی‌ها رقم نمی‌خورد و چه بسا روند ادغام کرانهٔ باختری را تشدید کند! بدبختانه عملیات 7 اکتبر صحنهٔ منازعهٔ فلسطینی-اسرئیلی را دچار چنان تغییرات ژرفی کرده است که بازگشت به شرایط قبل از آن، به عمر نوهٔ ابومازن هم قد نمی‌دهد! ahmadzeidabad
چرا فهرست داده نمی‌شود؟ من از صحبتهای رئیس قوۀ قضائیه چنین برداشت نکردم که وی منکر وجود "زندانی سیاسی" در جمهوری اسلامی است. به عکس، وی حتی از کسانی که منکر این پدیده هستند انتقاد کرد. بحث اصلی آقای اژه‌ای گلایه از افراد و جریان‌هایی بخصوص در درون حکومت بود که خواهان آزادی زندانیان سیاسی هستند اما فهرستی از اسامی آنها ارائه نمی‌دهند! حال چرا آن افراد و جریان‌ها فهرستی از زندانیان سیاسی ارائه نمی‌کنند؟ به نظرم سه دلیل دارد. اول، در جریان ریز اتهامات و عملکرد زندانیان نیستند. دوم، از اغتشاش مفهومی مربوط به تفکیک دقیق و قانونی بین کار سیاسی و اقدام امنیتی رنج می‌برند. سوم، برای دفاع از آزادی برخی از زندانیانی که به دلیل نوع ادبیات و لحن بسیار تند و گزنده‌شان در برابر مقام‌های بلندپایه به زندان افتاده‌اند، جسارت لازم را ندارند. بارها نوشته‌ام که راه‌حل این مشکل اتکاء به کلام طلایی باروخ اسپینوزا فیلسوف قرن 17 میلادی است. به گفتۀ اسپینوزا : "اگر فقط اعمال دلیل اتهام‌های جنایی قرار گیرند و گفتار همیشه آزاد باشد فتنه‌انگیزی هرگونه توجیه خود را از دست خواهد داد و به وسیلۀ یک مرز پا بر جا از مباحثه و مجادله جدا خواهد شد." به نظرم انجمن دفاع از حقوق زندانیان می‌تواند مرجع معتبری برای تفکیک زندانی سیاسی از غیرسیاسی باشد و فهرست جامع و مانعی در اختیار رئیس دستگاه قضا قرار دهد. ahmadzeidabad
ضرورت بازنگری! زکریا زبیدی، فرمانده سابق گردان‌های الاقصی در گفت‌وگو با نیویورک‌تایمز گفته است: "فلسطینی‌ها باید در شیوه‌های مبارزۀ خود برای دستیابی به استقلال بازنگری کنند." این همان نتیجه‌ای است که سال‌ها پیش فرماندهان سازمان چریکی الفتح نیز به آن رسیده بودند. چرا زکریا به عنوان یک فرماندۀ شهیر و برجسته در انتفاضۀ مسلحانۀ دوم می‌تواند چنین اظهارنظری کند، اما در ایران، اگر یک شهروند عادی همان سخن را تکرار کند با انواع و اقسام فشارها و تهمت‌ها و توهین‌ها از جانب محافل حکومتی روبرو می‌شود؟ این همه تابوهای ممنوعه چرا ساخته شده است؟ تا زمانی که بحث امن و آزاد در بارۀ یک پدیده ممکن نباشد، خسارت پشت خسارت یک امر طبیعی است! ahmadzeidabad
آزادگی و دین در نگاه حسین وقتی در آخرین لحظات زندگیِ حسین دار و دستهٔ رذل و اوباش شمر به خیمهٔ زنان و کودکان او حمله‌ور شدند، حسین با تنی مجروح و دلی شکسته بر سرشان فریاد زد: "اگر دین ندارید و به روز رستاخیز ناباورید، لااقل در حیات دنیوی‌تان آزاده باشید." در این کلامِ عظیم و ماندگار، تعریف حسین از دین مستتر است. طبق سخن او، دین ورای آزادگی و مرتبهٔ نهایی و مصداق کامل آن است. به عبارت دیگر از نگاه حسین، آزادگی سطحی از انسانیت و دینداری، مرتبهٔ مافوق آن است. از این رو، هر سطح از دنائت و حقارت و رذالت و بدخواهی و بی‌رحمی و پستی از نظر حسین ضد دینداری است و حریت و آزادگی و بزرگواری و رحم و مروت بخشی از دیانت است. پس فقط با بلندنظری و بزرگواری می‌توان ادعای پیروی از حسین داشت. حقیران و کوته‌فکران ادعایشان در این باره باطل است. ahmadzeidabad
آسوده بخوابید..... ظاهراً در کشور ما هیچ مشکلی وجود ندارد. نه خطر جنگ وجود دارد، نه تحریم‌ها تأثیری گذاشته‌اند، نه مکانیسم ماشه چیزی جز کاغذپاره است، نه سدها خالی شده‌اند، نه فشار آب در شهرها کم شده، نه برق روزانه از دو تا چهار ساعت قطع می‌شود، نه جی پی اس از کار افتاده، نه گرانی فزاینده به مردم فشار می‌آورد، نه کرایه خانه کمرشکن شده است، نه کاسبی‌ها خوابیده است، نه دستمزدها در حد صد تا دویست دلار در ماه است، نه داروهای حیاتی گران و کمیاب است، نه مصرف بنزین رو به افرایش است، نه آلودگی و ترافیکی در کار است، نه کارخانه‌ها به دلیل عدم وصول طلب‌شان از شرکت‌های دولتی در آستانۀ تعطیلی و ورشکستگی هستند، نه آمار جرم و جنابت و اعتیاد و طلاق بالا رفته است، نه در شهرداری‌ها و دوایر دولتی فسادی وجود دارد، نه جوانان مشکل بخصوصی دارند، نه سن ازدواج به میانسالی رسیده، نه بچه‌دار شدن رو به انقراض است و نه ده‌ها چیز دیگری که من روزانه از زبان اقوام و خویشان و مردم کوچه و بازار می‌شنوم و وحشت می‌کنم! همۀ اینها خواب و خیالی بیش نیست! خلاصه آسوده بخوابید که شهر در امن و امان است! از این پس کسی از این حرف‌ها زد، چنان با مشت محکم به دهنش بکوبید که نطقش کور شود! درست مثل همان کاری که الان با هر کس که مشکلی را مطرح یا راه‌حلی را ارائه می‌کند، در حال انجام است! ahmadzeidabad
خبرهای ناگوار! جنگ بر سر آب کشاورزی در مناطق روستایی را باید خیلی جدی گرفت. خبرهای بسیار ناگواری در این زمینه به گوش می‌رسد! کمبود منابع، ریشۀ تمام شرارت‌های انسانی است. نگذارید این کشور در شرارت غرق شود! ahmadzeidabad
چرا پدر؟ گویا روند فعال‌سازی مکانیسم ماشه فردا از طرف سه کشور اروپایی کلید می‌خورد. باز هم یک ماه فرصت برای جلوگیری از عملیاتی شدن نهایی آن است. بعید می‌دانم در یک ماهۀ پیشِ رو هم حرکتی جدی برای توقف این روند صورت گیرد. حسنین هیکل روزنامه‌نگار فقید مصری بی‌دلیل نگفته بود که امور خاورمیانه نهایتاً طبق میل اسرائیل پیش می‌رود! به قول تارکوفسکی در فیلم ایثار "چرا پدر؟" منظورش پدر آسمانی است. ahmadzeidabad
"بده بره"!! جماعتی که هر نوع تدبیر و انعطاف و بده-بستان عقلانی و منطقی را تحت عنوان زنندۀ "بده بره!" ملکوک و تمسخر می‌کنند جز اینکه کار را به فاجعه بکشانند، هنری ندارند! پیش از حملۀ اسرائیل به نوارغزه من پیشنهاد دادم که بهتر است نیروهای حماس کنترل نوارغزه را به دولت خودگردان فلسطین واگذار کنند و خود داوطلبانه از آنجا عقب بنشینند تا بهانه از دست دولت افراطی نتانیاهو برای تهاجم به نوارغزه و کشتار مردم آن و نابودی زیرساخت‌هایش گرفته شود. بلافاصله بعد از این یادداشت، جماعتی در صدا و سیما دست گرفتند که فلانی نوشته: "بده بره!" حالا بعد از گذشت حدود دو سال از آن تاریخ، پیشنهاد من "بده بره!" بود یا اصرار آنها بر روشی که نوارغزه را به اشغال دوباره ارتش اسرائیل در آورده، مردم بی‌پناه و بی‌گناهش را به خاک و خون کشیده و آنجا را به سرزمینی یکسره ویران و غیرمسکون تبدیل کرده است؟ آنکه با تمسک به هر امری، راه حساب و کتاب کردن در امور سیاسی را می‌بندد، راه فاجعه را برای مردم و کشور می‌گشاید؛ حال چه خود را مدافع نظام معرفی کند و چه ضد آن! ahmadzeidabad