eitaa logo
کلمه‌گراف|مهدیه‌حیاتی👩🏻‍💻✍🏻
141 دنبال‌کننده
67 عکس
15 ویدیو
7 فایل
✍🏻نویسنده| راوی اتفاقات روزمره و 🎥👩🏻‍💻گرافیست| مشغول با نرم افزارهای گرافیکی و ادیت 🌿 @Hayati_r
مشاهده در ایتا
دانلود
یک ماه شده که آهنگ گوش ندادم؛ پس‌زمینه ذهنم دائما صوت های حماسی در حال پخش شدن هستند. « تو رستم تهمتنی، بزن که خوب میزنی.... ابالفضل علمدار، خامنه ای نگه‌دار و...» وقتی که به تاثیر موسیقی ها فکر می‌کنم می‌بینم آن‌ها با هدف ساخته شدند؛ یا مرا تشویق به کار نیکو می‌کنند یا احساس خاصی در من به‌وجود می‌آورند و یا ذهنم را درگیر می‌کنند. نواهای این چند وقت به من حس داده؛ وطن‌دوستی، غرور و پیروی از ولایت. من این احساسات را دوست دارم، عمیقاً. ✍🏻مهدیه حیاتی 🗓 یکشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۵ 🖇 / روز سی‌ام جنگ 📝| @hayati_text
✍🏻 برای ثبت حال و هوای این روزهایمان تصمیم گرفتیم بنویسیم؛ روایت کنیم و بر قلم فرمان دهیم آنچه باید را. ◀️ «خانم همدانی طحان» هدایتگر کارگاه است. نباید سخنانش را از دست دهیم. 📌برای شرکت در کارگاه روایت نویسی به این آیدی پیام دهید ✅ @hayati_r
روزها را می‌شمرم. شده سی و یک روز. سی و یک روزی که جزو عجیب‌ترین، پرخاطره‌ترین و خاص ترین روزهای جوانیم است. اکنون از احساساتی می‌نویسم که گفتنی نیستند و تا لمسشان نکنی، متوجهشان نمی‌شوی. باید در کاروان خودرویی شرکت کرده باشی، پرچمت را از پنجره بیرون آورده باشی و با ماشین های دیگر رأس ساعت خاصی هماهنگ شوی تا درک کنی چقدر کیف میدهد. با کودکان درمورد عشق به وطن صحبت کنی و آنان بیشتر از تو ذوق کشور داشته باشند تا بدانی هنوز هم ایران خواهان دارد. با دوستانت جلسه‌ی تبیین و تحلیل بگذاری، دور هم بنشینید و آگاه شوید تا بفهمی اطرافت چه ‌میگذرد. معلوم نیست آخر جنگ چه می‌شود؛ اما میدانم حماسه های مردم کشورم تا همیشه در تاریخ می‌ماند قلمت بشکند تاریخ اگر ننویسی تک به تک آنان را ✍🏻مهدیه حیاتی 🗓 دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۵ 🖇 / روز سی و یکم جنگ 📝| @hayati_text
باران بود باز هم ما بودیم 📸| @hayati_text
کودکان، کیفِ دنیا را بردند
هدایت شده از باشگاه ادبی مهدیا
امکان نداشت از جمعیت مردمی که پرچم به دست دارند عبور کنیم و بهشان سلام نظامی ندهد. وقتی از کنار بسیجی‌ها میگذشت، خسته نباشید هم تقدیم آنان می‌کرد. کودکان دهه نودی خیلی خوب رسم وطن‌دوستی را یاد گرفتند. ✍🏻 | مهدیا @mahdiyadez
هدایت شده از باشگاه ادبی مهدیا
تمام مسیر مداحی های حماسی پخش می‌شد؛ بچه‌ها مثل شعرهای کتاب فارسی دبستان، همه‌اش را حفظ بودند. آنجا که می‌خواند:« بزن که خوب می‌زنی» را با صدای بلند‌تر می‌گفتند. غرور در نگاهشان و صلابت در صدایشان موج می‌زد. ✍🏻 | مهدیا @mahdiyadez