#کتابدا🪴
#قسمتدویستبیستیکم🪴
🌿﷽🌿
آخر على عادت داشت موقع کار جوشکاری و
بنایی پیشانی اش را با تکه دستمالی بندد. روی این حساب ها شک
کردم، برای یک لحظه دلم لرزید، از خودم پرسیدم: نکند على
باشدا بعد گفتم نه، همه گفتند، علی رفته خط
این شباهت چهره، ذهنم را حسابی آشفته کرد. به خاطر همین، به
بقیه توجهی نکردم و دویدم توی حیاط مدرسه. نور خیلی ضعیف
بود. با این حال قسمت های تخریب شده مدرسه را دیدم. خاک و
پاره آجر و چاله چوله ها را زیر پایم حس کردم. به نظرم تا خبر
به ما برسد نیم ساعتی گذشته بود. بچه های سپاه تا آنجا که توانسته
بودند، کشته ها و مجروحها را از زیر آوارها بیرون کشیده و توی
حیاط خوابانده بودند. بین مجروحان که خونین و مالین ناله می
کردند، دنبال علی گشتم. به خودم میگفتم کاش آن جنازه را بهتر
نگاه می کردم. باید مطمئن میشدم او على هست یا نه؟
وضع آشفته آنجا و فشار روحی که بهم می آمد اجازه نمی داد
دوباره سری به آن بلیزر بزنم. همهمه بدی بود. صدای گریه ها
لحظه ایی قطع نمی شد. من گیج و سرگردان نه می توانستم گریه
کنم و نه آرام باشم. به دنبال یک گمشده بودم. اگر پیدایش می
کردم، برایم آرامشی حقیقی را به دنبال داشت
وقتی وانت ها آمدند. کمک کردم و مجروحها را توی آنها گذاشتیم.
یکبار که توی کوچه آمدم، دیدم بلیزر حرکت کرد. یکی از وانتها
هم راه افتاد. پریدم روی سپر آن و دستم را به دیواره اش گرفتم.
وانت پر از مجروح بود. تا مسجد همانجا روی سپر ایستادم. به
محض رسید وانت همه اهل مسجد برای کمک آمدند. بقیه هم بیدار
شده بودند و فانوس ها روشن بود. مجروحها را تخلیه کردیم.
تعدادشان خیلی زیاد بود. کف درمانگاه پر شد بدحال ترها را
خوابانده بودند. بعضی ها هم نشسته و پاهایشان را دراز کرده
بودند. امیدوار بودم على لابه لای این مجروحین باشد. بین شان
میگشتم و صدا می زدم: علی، علی کجایی؟ ولی کسی جوابم را
نمی داد.
جواب که نشنیدم، طاقتم نگرفت. بیرون دویدم. واتی که مجروح ها
را با آن آورده بودیم، در حال برگشتن به مقر سپاه بود. پریدم بالا.
وقتی آنجا رسیدم خیلی شلوغ تر شده بود. به کسی اجازه نمی دادند
داخل ساختمان برود. می گفتند: احتمال وجود راکت یا خمپاره
عمل نکرده هست. گفتم: من اومدم مجروح بیرم.
سه تا مجروح نشانم دادند و گفتند: فعال همین ها هستند، تا بعد
بگردیم، اگر مجروحی بود بیرون بیاریم. مجروح ها را سوار
کردیم و به مسجد آمدیم.
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
🌸به نیت فرج امام زمانمون
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌸
☘
💖☘
💖💖☘
💖💖💖☘
💖💖💖💖☘
↷↷↷
#کانالکمالبندگی
#اللهمْعَجِلْلِوَلِیِڪالفَـــࢪَج
eitaa.com/joinchat/177012741Cffe22f43ef