eitaa logo
❣کمال بندگی❣
1.6هزار دنبال‌کننده
15.2هزار عکس
7هزار ویدیو
39 فایل
اگــر یـکــ نــفـر را بـه او وصـل کــردی برای سپاهش تــــــو ســــــــردار یـــاری 💫یا صاحب الزمان💫 🌹کپی با ذکر صلوات آزاد است🌷🌼 @kamali220 🌹ارتباط با مدیر↖️↖️ ادمین تبادل↙️↙️ @Yare_mahdii313
مشاهده در ایتا
دانلود
🪴 🪴 🌿﷽🌿 همان موقع دو نفر از مردها را صدا کرد و گفت: همراه ما بیایند، رفتم سوار ماشین شدیم. من و زینب عقب نشستیم و مردها روی صندلی کنار راننده جا گرفتند. یکی از مردها به آقای پرویز پور گفت: آقا بریم بازار صفا, مغازه دار از آشناهاس. خیلی زود به بازار رسیدیم. آقای پرویز پور ماشین را جلوی چایخانه معروف عمو ناصر نگه داشت. من و زینب توی ماشین ماندیم. آقای پرویز پور و آن دو نفر پیاده شدند و به سمت بازار که مغازه های پارچه فروشی داخلش بود، رفتند زینب همان طور که بیرون را نگاه می کرد، گفت یادت هست تو این بازار چه خبر بود؟ از شلوغی جست و جنس هایی که دو طرف خیابون می ریخته نمی شد اینجا پا گذاشت سرم را تکان می دادم و به حرف هایش گوش میکردم ولی فکر دیگری مرا به خود مشغول کرده بود. از اینکه این طور می خواستیم برای شهدا کفن تهیه کنیم، ناراحت بودم. به نظرم این پارچه ها قصبي بودند. نه صاحبان شان راضی هستند، نه شهدا که پارچه قصبی برایشان استفاده شود. نهایتا با این حرف خودم را راضی کردم که: شرایط اضطرار است و وقتی حاکم شرع اجازه داده، دلیلی ندارد من این طور فکر کنم، به خاطر همین، سعی کردم ذهنم را جای دیگری ببرم به بازار نگاه کردم. دود غلیظی که آسمان شهر را پوشانده بود، فضای مسقف آنجا را تاریک تر نشان می داد، کرکره مغازه ها پایین بود و بعضی هایشان قفل داشتند، از خودم پرسیدم: الان صاحبان این مغازه ها کجا هستند؟ چه کار می کنند؟ خرجی زن و بچه هایشان را از کجا می آورند؟ مغازه نوارفروشی کنار چایخانه عمو ناصر را که دیدم، یاد روزهایی افتادم که با دا می آمدم بازار صفا همیشه از این مغازه صدای نوار سعدون جابر، خواننده عراقی بلند بود. فروشنده صدای ضبط را آنقدر زیاد می کرد که تا وسطهای بازار این صدا به گوش میرسید. درحالی که نگاهم به در بسته مغازه مانده بود، شعرهای سعدون جابر به خاطرم آمد أحا یا دیرث هلي یا عینی با طبت ملی شان با تقلی مو بعیدین الیحب یندل، قژتهم وبعیدین ، مو بعیدین الگمر ینول ذنهم مو بعیدین الگبه ای دیار پاک پدری چقدر مشتاق دیدن توام ایل و تبارم، خانواده ام، زادگاهم دور نیستند. اگر کسی دوست داشته باشد راه آنجا را یاد بگیرد دور نبند ماه راهشان را بلد است چرا که قلبه نزدیکی شان را حس می کند دور نیستند اگر کسی بخواهد نزدشان برود. 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 🌸به نیت فرج امام زمانمون اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌸 ☘ 💖☘ 💖💖☘ 💖💖💖☘ 💖💖💖💖☘ ↷↷↷ eitaa.com/joinchat/177012741Cffe22f43ef