eitaa logo
❣کمال بندگی❣
1.6هزار دنبال‌کننده
15.2هزار عکس
7هزار ویدیو
39 فایل
اگــر یـکــ نــفـر را بـه او وصـل کــردی برای سپاهش تــــــو ســــــــردار یـــاری 💫یا صاحب الزمان💫 🌹کپی با ذکر صلوات آزاد است🌷🌼 @kamali220 🌹ارتباط با مدیر↖️↖️ ادمین تبادل↙️↙️ @Yare_mahdii313
مشاهده در ایتا
دانلود
مسیح،ناچار سر تکان میدهد و راه میافتد. کنارش حرکت میکنم و باهم وارد درمانگاه میشویم. نگاهی اطراف میچرخانم چشمم روی تابلوی کوچک و شبرنگ و پذیرش ثابت میماند. چند قدم جلو میروم و به میز بزرگِ پذیرش میرسم. اما کسی پشت میز نیست. نگاهی به اطراف میاندازم +:ببخشید.. انگار کسی نیست. مسیح کنارم میایستد. سرفه ای برای رفع گرفتگی صدایش میکند و با صدای بلند میگوید:ببخشید صدای لخ لخ دمپایی از اتاق کناری میآید. مردی با موهای آشفته و روپوش سفید،از اتاق خارج میشود و به سمت میز پذیرش میرود. مسیح رو به من میگوید :شما بشین... بی هیچ حرفی،دستورش را اطاعت میکنم. مسیح جلو میرود و به مرد میگوید: سلام،پزشک عمومی هستن؟ مرد،خمیازه ای میکشد و جواب میدهد:بله... اسم بیمار؟ :_مسیح آریا مرد با یک دست چشمهایش را میمالد و با دست دیگر،نام مسیح را مینویسد. بعد تلفن را برمیدارد و به پزشک کشیک اطلاع میدهد. چند دقیقه که میگذرد با دست،به اتاق روبهرو اشاره میکند و دوباره خمیازه میکشد. بلند میشوم و به طرف مطب میروم. مسیح که کنارم میایستد،چند تقه به در میزند. صدای گرفته ای از داخل میگوید:بفرمایید مسیح در را برایم باز میکند و با دست اشاره میکند وارد شوم. پا در مطب میگذارم و نگاهی گذرا به میز بزرگ دکتر و تختِ کوچک کنار دیوار میاندازم. :+سلام دکتر که مردی سی ساله به نظر میرسد،سر تکان میدهد:سلام دخترم.. تعجب میکنم. مسیح پشت سرم میایستد و با صدای گرفته اش میگوید:سلام آقای دکتر دکتر با خوشرویی جواب مسیح را هم میدهد:سلام بفرمایید مسیح روی صندلی نزدیک میز مینشیند. من هم کنارش. دکتر نگاهی به هردویمان میاندازد:خب مشکل چیه؟؟ منتظر به مسیح نگاه میکنم. :_هیچی آقای دکتر،چیزی نیست دکتر عینک طبی اش را روی چشمانش میگذارد:از صدای گرفته ات کاملا مشخصه... کمی خودم را جلو میکشم :+آقای دکتر از صدای آه و ناله اش بیدار شدم.. تازه تب هم داشت،دمای بدنش خیلی زیاد بود... دکتر،تبسنج را برمیدارد:عجب... صندلی چرخدارش را به جلو هل میدهد و کنار مسیح میرسد. دستگاه را روی پیشانی مسیح تنظیم میکند چند ثانیه بعد با تعجب نگاهی به دستگاه و نگاهی به صورت مسیح میکند. انگشتانش را روی پیشانی مسیح میگذارد:اوه اوه... داری میسوزی پسر.. نگران میگویم :+آقای دکتــر.... 🌸به نیت فرج امام زمانمون اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌸 ☘ 💖☘ 💖💖☘ 💖💖💖☘ 💖💖💖💖☘ ↷↷↷             @hedye110 🔸🔶🔹💖🦋💖🔹🔶🔸