Part14_جان شیعه اهل سنت.mp3
8.46M
📚رمان " جان شیعه، اهل سنت"(14)
♥️" عاشقانه هاای برای مسلمانان"
رویکرد این اثر وحدت شیعه و سنی است. “جان شیعه، اهل سنت” رمانی بلندی است که حکایت از ازدواجی خاص و زندگی مشترکی متفاوت از چیزی که تا به حال در رمان های عاشقانه خوانده ایم، می کند. این کتاب فراتر از تصور مخاطبانش به مفهوم واقعی اتحاد و برادری بین شیعه و سنی پرداخته است.
✍ اثر فاطمه ولی نژاد
🌸 @hejabuni | دانشگاه حجاب 🎓
دم خروس یا قسم حضرت عباس
🔺واقعا در این مقوله قسم حضرت عباس رو باور کنیم یا دم خروس رو؟
🔹کار فرهنگی در این کشور هم متاسفانه به همین اندازه بیدقت و سطحی انجام شده (نمیخواهم صریح بگویم منفعتطلبانه) به همین دلیل تاثیری که باید را نداشته است.
🔷این مداد هدیه جشن تولد دختر یکی از دوستان است که پر از تناقض است!
🔹ناخودآگاه یاد فروشگاهی در مشهد افتادم که به اسم انقلابیگری و ترویج #حجاب برپا شده بود و از بابت شعار «تولید ملی» سود هنگفتی به جیب زده بود اما هنگامی که میخواست فروشگاه و محصولاتش را معرفی کند به برندهای «ترک» فروشگاه تاکید میکرد!
✍شهره پیرانی
#کارفرهنگی
🌸 @hejabuni | دانشگاه حجاب 🎓
دانشگاه حجاب
دم خروس یا قسم حضرت عباس 🔺واقعا در این مقوله قسم حضرت عباس رو باور کنیم یا دم خروس رو؟ 🔹کار فرهنگی
• به نظر من که:
"اللهم لطــــفاً شفا ..." 😑🙏🏻
نظر شما درمورد اینجور کارهای فرهنگی چیه؟ @panahande
دانشگاه حجاب
#رمان_مذهبی_از_جهنم_تا_بهشت #قسمت_هفدهم ساعت یازده صبح با صدای گوشی از خواب بیدار شدم. یاسمین بود.
#رمان_مذهبی_از_جهنم_تا_بهشت
#قسمت_هجدهم
ساعت پنج بعدازظهر بود. بابا که مغازه بود ، مامانم که طبق معمول پاتوق همیشگی آشپزخونه. دلم حسابی گرفته بود دلم میخواست برم با امیرعلی حرف بزنم ولی داشت تو اتاقش درس میخوند. دل رو زدم به دریا در زدم و بعد از اینکه اجازه ورود داد رفتم تو.
امیرعلی: سلام بر خواهر شیطون خودم. میگم خوب شد عمو رفتا دلیلی شد که به ماهم سر بزنی. تازه الان فهمیدم یه خواهری هم دارم.
_ سلام.
امیرعلی:خانم دکتر چرا ناراحتی؟
_ اولا که جوجه مهندس! کی رو دیدی با یه ترم درس خوندن دکتر بشه که من دومیش باشم. بعدشم دلم گرفته.
امیرعلی: اونوقت جوجه مهندسو با من بودی؟
_ کمی تا حدودی. امیر تو وقتی دلت میگیره چیکار میکنی ؟
امیرعلی: موقعیت جور باشه امامزاده صالح، شاه عبدالعظیم ، و و و مزار شهدا.
_ پروفسور تو هم چه پیشنهادایی میدیا . اونم به من.
امیرعلی: خواهر پروفسور پیشنهاد نبود. در ضمن بعضی وقتا هم درددل میکنم.
_ با کی؟
امیرعلی_ همون پسر خوشگل و خوشتیپه.
_ داداش خل شدی رفت . پاشو پاشو ببرمت دکتر. با مرده حرف میزنی. نکنه رفتی تو کار احضار ارواح؟
امیرعلی: اولا که شهید شده. دوما شهدا زندهان . بعدشم میتونی یه بار امتحان کنی.
_ مثله تو خل بشم؟
امیرعلی: این خل شدن به آرامشش می ارزه.
آرامش ! یاد مشهد افتادم؛ چه آرامشی داشت اون جا. کلا حسابش با زمین جدا بود. ولی نمیتونستم با یه شهید درددل کنم. از کجا میخواست بشنوه.
_ امیر.
امیرعلی: جونم ؟
_ خانواده ما و خاله اینا و مامان بزرگ اینا و بقیه فامیل همه مذهبین ، درسته؟
امیرعلی: خب؟
_ پس علت این همه تفاوت چیه؟ چرا مامان بزرگ اینا انقدر سخت میگیرن؟ یا بهتره بگم چرا اسلام انقدر سختگیره.
#ادامه_دارد.
#ح_سادات_کاظمی
🌸 @hejabuni | دانشگاه حجاب 🎓
حیـات طیبه2.mp3
8.17M
🎙️ #پادکست
🔸 کلید واژه حیات طیبه
🔹 پیام دعای حضرت زهرا سلام الله علیها
📌 «دغدغه زندگی راحت»
🎵حجه الاسلام آمینی خواه
🌸 @hejabuni | دانشگاه حجاب 🎓