هدایت شده از اشعه ایکس
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✔اینجا همه جدی هستن حتی تو بازی
🔹یه عده تو بروکسل داشتن با هم بازی میکردن ولی یهو خیلی جدی شدن و کار به چاقوکشی هم کشیده که هر چند تلفات جانی نداشته ولی آسیببهای جسمی زیاد داشته
⏰ «مرغ همسایه» چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه هر هفته ساعت ۲۰ از شبکه افق
🆔 @morghe_haamsaye
چای قند پهلو
✔اینجا همه جدی هستن حتی تو بازی 🔹یه عده تو بروکسل داشتن با هم بازی میکردن ولی یهو خیلی جدی شدن و ک
من بعد از خوندن کتاب « تاریخ مستطاب آمریکا » سخت متوجه جدیت آمریکا شدم و قلبم برای این تلاش های بسیار آمریکایی برای رواج آزادی و حقوق بشر در سراسر جهان داره شرحه شرحه میشه🥺🥲
مثلاً در جایی نقل قولی از مارک توآین آمریکایی آورده که بسیار زیباست😔:
آمریکا مانند بانویی با عظمت است ، با دامنی آلوده و شرافتی لکه دار و پایمال شده از غارتگری ، درحالی که روحش پر از پستی و آزمندی ، جیب هایش پر از خون و دهانش پر از فریادهای ریاکارانه تظاهر به دینداری است »🛐
این قسمت از کتاب هم جالبه و به وضع الآن ماهم می خوره . در صفحه ۱۰۱ کتاب و در توصیف عملکرد گروه ( کنترا ) در کشور « نیکاراگوئه » و در تحلیل رفتار این گروه نوشته شده :
سازمان سیا در اقدامی پژوهشی و با استفاده از تجربیاتش در نیکاراگوئه ، جزوه ای به نام « عملیات روانی در جنگ های شهری » برای استفاده دولت های دموکراسی خواه و مدافع حقوق بشر منتشر ساخت . در این جزوه آمده است انجام اقداماتی مانند قتل ، خشونت دسته جمعی علیه شهروندان ، آدم ربایی و بمب گذاری در اماکن عمومی شهر ها از مفیدترین روش ها برای مقابله با حکومت هایی است که بدون هماهنگی و مجوز ایالات متحده و به صورت خودخواسته تلاش می کنند در حوزه نفوذ و همسایگی آمریکا ، تحولاتی سیاسی _اجتماعی را تجربه کنند .
پ.ن : این بخش نقل قول شده از کتاب « سرکوب امید اثر ویلیام بلوم صفحه ۷۳۶ » است .
هدایت شده از بُرنا پِلاس
🔹بوجود اومدن ستاره رو میشه یکی از بزرگترین و جزو اتفاقات اولیه تشکیل کیهان دونست . 💫
🔸هر چند که تشکیل اولین ستاره ها با زمان بوجود اومدن این دنیا فاصله زیادی داره اما خب بعد اون دعوا مسخره و طولانی بین گلون ها و کوارک ها و برخورد ماده با پاد ماده(که بعدا براتون مفصل توضیح خواهیم داد) اولین اتفاق درست و حسابی در تاریخ کیهان به حساب میاد. 💥
🎆خب بریم سراغ اصل داستان
طی فرایندی به اسم واپاشی بتا نوترون ها یک الکترون از دست دادند تبدیل به پروتون شدن و این پروتون و الکترون آزاد در فضا جذب هم دیگه شدن و اولین و ساده ترین اتم جهان یعنی هیدروژن متولد شد .
🔸تولید هیدروژن بیشتر و بیشتر شد تا وزن(جرم) چشمگیری پیدا کرد و با خم کردن فضا زمان و ایجاد میدان گرانشی یه پیش ستاره یا نبولا تشکیل شد .🌠
🔹سحابی ها و پیش ستاره های تشکیل شده بعد از متراکم شدن ستاره رو ساختن و اتم های هیدروژن در مرکز ستاره به علت فشار زیاد خیلی به هم نزدیک شدن و مجبور به همجوشی هسته ایی شدن. ☢
این فرایند باعث ادغام دو اتم هیدروژن و تشکیل اتم جدیدی (هلیوم) و آزاد شدن مقدار زیادی انرژی در فضای بی پایان میشه .🔆
🌞این اتم جدید (هلیوم) ، همون انرژیی ست که به ما یا به صورت نور میرسه و باعث میشه جهانمون رو خوب ببینیم
یا به صورت امواج فرو سرخ میرسه که نقش مهمی توی گرم کردن محیط زندگیمون داره و باعث میشه تو یه روز تابستونی از گرمای آفتاب لذت ببریم
و در کل نبض حیات زندگیمونه 👀
#نجوم 🪐
☄کانال واحد نوجوان مؤسسه مصاف(برنا پلاس)
🔗تلگرام | ایتا | سروش | اینستاگرام | توییتر
نامه .pdf
حجم:
166.5K
داستان ویرایش نشده می خوانید ؟
نام : #ماه_ابدی
قسمت دهم : نامه
آزمون .11 .pdf
حجم:
180K
سومین کارکتر اصلی هم وارد شد و تمام .
داستان ویرایش نشده می خوانید ؟
نام : #ماه_ابدی
قسمت یازدهم : آزمون
چشم هایش را بسته بود .
دستمال سفید رنگ عموی سبز پوش را جلوی صورتش گرفت و سعی می کرد آرام و آهسته نفس بکشد .
اما ریه هایش تا نهایت جان می سوخت .
سرش را کمی پایین آورد و بین زانوانش گرفت . موهای خرمایی اش روی صورت سفید رنگش که حالا لکه های سیاه گرد و غبار آن را سیاه کرده بود ، ریخت .
نفسش بند آمده بود و گلویش می سوخت . دیگر نتوانست ادامه بدهد . از حال رفت .
فکرش را نمی کرد که بهوش بیاید .
جایی که درآن حضور داشت را نمی شناخت . همه جا را گونی های قهوه ای رنگ و تخت های سفید پر کرده بود .
پارچه ای کنار رفت و عموی سبزپوش در آستانه آن نمایان شد : سلام ایران جان !
ایران از خواب پرید .
دوباره خواب عمو را دیده بود . اشک هایش را پاک کرد و به پلاک روی دیوار خیره شد .
سالها بود که عمویش را در بیمارستان از دست داده بود و این پلاک تنها یادگار عمو برای ایران شده بود .
ایران یادگار روزهای سخت مقاومت بود. یادگار مردم دزفول !
سالیان سال بود خواهر شهید در محله ها شیرینی پخش می کرد .
روز آزادسازی خرمشهر بود و با روسری رنگین و گاهی تنها و گاهی با دخترش در کوچه و خیابان میآمدند تا بین مردم شربت و گل و شیرینی پخش کنند .
روزی دختر راز سر به مهر مادر را شکاند.
مادر نگاهی به قاب عکس روی طاقچه کرد . لبخندی زد و سر دخترش را ناز کرد .
« دخترم ، منم وقتی اندازه تو بودم یه داداش بزرگ داشتم . یه روز رفت و وقتی برگشت ، بدن سردش روی دست مردم بود . وقتی آدم بدها حمله کرده بودن به اینجا ، داداشم گفت نمی خواد کسی ناراحت و غصه دار باشه برای همین رفت تا از منو تو محافظت کنه . اینو به کسی نگو مامان جان ولی روزی که داداشم شهید شد روز آزاد سازی خرمشهر بود!!!»
کاش یادمان نرود پشت هر جشن و سرود و پیروزی خون هایی ریخته شده که به آنها مدیونیم:))))
سالگرد شهادت شهید محمد کاظم (میرزا) جعفری
چگونه می شد کسی اسمش جهاد باشد ،
فرزند جهاد باشد ،
زندگی اش جهاد و راهش جهاد؟؟؟
همین باعث شده بود که به او بگویند «الگوی جوانان عرب» :)))))
هدایت شده از شاهد|مصطفی باقرزاده
22.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این و تازه زدنش، خسته ست!
از من بپرس!
@bagherzadeh91
هدایت شده از مهدیاران | Mahdiaran
📌 حضور تو...
🪻 حضورت را حس میکنم…
درست مثل نسیم بهار و قطرات شبنم که گلبرگها را نوازش میکنند.
🌊. مثل موجهای دریا که بر دل ساحل مینشینند و جریان آرام رودخانه که سنگهای سخت را در آغوش میگیرد... حضور تو همینقدر زیبا، مهربان و تماشاییست…
📝 #دلنوشته_مهدوی
✅️ واحد مهدویت مصاف (مهدیاران)
@Mahdiaran