قبل از رفتن سید اصغر به ایشون گفتم: همهء مهریه ام حلالت، ولی سفر مشهد را نمیبخشم!😔 باید حتی اگر شهید شدی، من را با خودت ببری پیش امام رضا. میخواستم حسن استفاده را بکنم که آن دنیا چیزی داشته باشم.😇
چند روز بعد از شهادتش، رفتم سرخاکش نشستم، کلی حرف زدم و درد دل کردم. گفتم به دلم ماند که باهم پیش امام رضا برویم..😭
آمدم خانه، خوابیدم... خوابش را دیدم...💔
با یک آقایی آمد پیشم. گفت ایشون امام رضا هستند😍، آمدم بهت خبر بدهم ناراحت نباشی، تو هم پیش ما هستی و جای سه تامون یک جا هست.🌹
این اولین خوابی بود که ازشون دیدم و الحمدلله بهم مژده دادند..
🔺 به نقل از مصاحبه با همسر شهید
#مدافع_حرم
#سید_اصغر_فاطمی_تبار🌷