هدایت شده از هیمآ...♡
امروز، یکشنبه :)
یا ذالجلال و الاکرام... ❤️
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، بِسْمِ اللّٰهِ الَّذِى لَاأَرْجُو إِلّا فَضْلَهُ، وَلَا أَخْشىٰ إِلّا عَدْلَهُ، وَلَا أَعْتَمِدُ إِلّا قَوْلَهُ، وَلَا أُمْسِكُ إِلّا بِحَبْلِهِ، بِكَ أَسْتَجِيرُ يَا ذَا الْعَفْوِ وَالرِّضْوانِ مِنَ الظُّلْمِ وَالْعُدْوانِ، وَمِنْ غِيَرِ الزَّمانِ، وَتَواتُرِ الْأَحْزانِ، وَطَوارِقِ الْحَدَثانِ، وَمِنِ انْقِضَاءِ الْمُدَّةِ قَبْلَ التَّأَهُّبِ وَالْعُدَّةِ، وَ إِيَّاكَ أَسْتَرْشِدُ لِمَا فِيهِ الصَّلَاحُ وَالْإِصْلاحُ، وَبِكَ أَسْتَعِينُ فِيَما يَقْتَرِنُ بِهِ النَّجَاحُ وَ الإِنْجَاحُ، وَ إِيَّاكَ أَرْغَبُ فِى لِبَاسِ الْعافِيَةِ وَتَمامِها وَ شُمُولِ السَّلَامَةِ وَدَوامِهَا، وَأَعُوذُ بِكَ يَا رَبِّ مِنْ هَمَزاتِ الشَّيَاطِينِ، وَ أَحْتَرِزُ بِسُلْطانِكَ مِنْ جَوْرِ السَّلَاطِينِ؛
فَتَقَبَّلْ مَا كَانَ مِنْ صَلَاتِى وَصَوْمِى، وَاجْعَلْ غَدِى وَمَا بَعْدَهُ أَفْضَلَ مِنْ سَاعَتِى وَيَوْمِى، وَأَعِزَّنِى فِى عَشِيرَتِى وَقَوْمِى، وَاحْفَظْنِى فِى يَقْظَتِى وَنَوْمِى، فَأَنْتَ اللّٰهُ خَيْرٌ حَافِظاً، وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَبْرَأُ إِلَيْكَ فِى يَوْمِى هٰذَا وَمَا بَعْدَهُ مِنَ الْآحادِ، مِنَ الشِّرْكِ وَالْإِلْحَادِ، وَأُخْلِصُ لَكَ دُعَائِى تَعَرُّضاً لِلْإِجَابَةِ، وَأُقِيمُ عَلَىٰ طَاعَتِكَ رَجَاءً لِلْإِثَابَةِ، فَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ خَيْرِ خَلْقِكَ، الدَّاعِى إِلَىٰ حَقِّكَ، وَأَعِزَّنِى بِعِزِّكَ الَّذِى لَايُضَامُ، وَاحْفَظْنِى بِعَيْنِكَ الَّتِى لَاتَنَامُ، وَاخْتِمْ بِالانْقِطَاعِ إِلَيْكَ أَمْرِى، وَبِالْمَغْفِرَةِ عُمْرِى، إِنَّكَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ.
به نام خدا که رحتمش بسیار و مهربانیاش همیشگی است، به نام خدایی که جز به فضل و بخشش او امید نبستم و جز از عدالت او نهراسم و جز به سخن او اعتماد نکنم و جز به ریسمانش چنگ نزنم، تنها به تو پناه میآورم ای خدای گذشت کننده و خوشنود شونده از ستم و دشمنی و پیشآمدهای روزگار و اندوههای پیاپی و از بدبختیها و حوادث ناگوار دوران و از گذشت عمر پیش از مهیا شدن و توشه برداشتن و تنها از تو راهنمایی میجویم بهسوی آنچه خیر و صلاح من در آن است و فقط از تو یاری میخواهم در آنچه پیروزی و رستگاری با آن همراه است و در پوشیدن لباس تندرستی و کمال آن و فراگیری سلامتی و دوام آن تنها به تو دل میبندم و به تو پناه میآورم ای پروردگار من از وسوسههای شیاطین و به یاری اقتدار و قدرتت میپرهیزم از ستم پادشاهان،
پس آنچه از نماز و روزهام صورت گرفته بپذیر و فردا و روزهای پس از آن مرا بهتر از این ساعت و امروزم قرار ده و مرا در بین خویشاوندان و بستگانم توانمند کن و در بیداری و خواب نگهدارم باش، چراکه تویی خدا و بهترین نگهدار و تویی مهربانترین مهربانان. خدایا، من در امروزم و یکشنبههای دیگر از شرک و بیدینی، بهسوی تو بیزاری میجویم و دعایم را فقط برای تو خالص میکنم تا در معرض اجابت قرار گیرد و به امید پاداش تو بر طاعتت پایداری میکنم، پس درود فرست بر بهترین آفریدهات محمّد آنکه دعوتکننده مردم به حقانیت تو بود و مرا نیرومند گردان با نیرومندی خواری ناپذیرت و به دیده بیخواب خودت نگاهم دار و کارم را با گسستن از همه خلق و پیوستن به تو و عمرم را با آمرزش خویش پایانبخش، همانا تویی بسیار آمرزنده و مهربان.
وااای اینجارووو ಥ‿ಥ
و اما بشنوید از دختری که اگه تو نبودی این دو ماه اخیر بهش زهرمار میشد، اگه تو نبودی خیلی بهش سخت میگذشت، اگه تو و حرفا و راهنمایی های درستت از همون اول راه نبودین شاید من خیلی گیج تر از این حرفا میشدم... :)
میدونی که دخترت این روزا لحظه به لحظه به فکرته و تورو کنار خودش حس میکنه دیگه :)❤️
هیمآ...♡
هیمآ به هیمآ میرسد😂 دخترم میدونی نگران هیچی نباش... من دیگه یقین پیدا کردم که هرچی قسمت باشه همون می
یه روزی فاطمه همین حرفو بهم زد.
همون روزای یکی دو ماه پیش که گیج ترین بودم! مردد ترین بودم... نمیدونستم چی بگم و چیکار بکنم...🤦♀
فاطمه همون موقع بهم گفت که اگه قسمتت باشه یه جوری دهنت بسته میشه که خودتم نمیفهمی!
و الان دقیقا همین شده! من اصلا نفهمیدم کِی همه چیز اوکی شد، کِی من دیگه نتونستم هیچ ایرادی بگیرم و کِی همه چیز شروع کرد به اتفاق افتادن
میخوام ایتا رو آپدیت کنما
ولی میترسم تو نسخه جدیدش این حس راحتی رو نداشته باشم بعد بعدش نتونم کاریش کنم
هدایت شده از منظومهٔ من
آمدی آشوب کردی حالِ قلبِ خستهام را
رویِ هر دیوارِ این دل حک شده "جئنا لنبقیٰ"
عقلِ من، مردی مجاهد، قلبِ من خاکِ اهورا
چشمِ تو یک مینِ مخفی پشتِ آن مژگانِ زیبا
آخر ای مجنونِ عاشقپیشهیِ مبهوت و شیدا
اندکی کمتر بکن نامهربانی با دل ما
عقل گفته پشتِ بیسیمِ دلم با ترس و بلوا
که تصاحب کرده این چشمت سه وادی را از اینجا
خواب و خور، فکر و خیال وخندههایم را گرفتی
مانده از این دل برایم گریه ها و دردسر ها
آمدی جانم به قربانت، ولیکن مهربانتر
بایدت با قلبِ غُدّ و شرزهام مهر و مدارا
عاقبت یا سهم تو من میشوم یا میروی و
میشوم شهری خرابه، غرق رقص قاصدک ها...
#تأویل (ح.جعفری)
@manzome_man
هیمآ...♡
آمدی آشوب کردی حالِ قلبِ خستهام را رویِ هر دیوارِ این دل حک شده "جئنا لنبقیٰ" عقلِ من، مردی مجاهد،
واقعا استعداد شعر و شاعری از این دختر میچکه
ایستاده برات دست میزنم فرزندم😍😂
وای نمیخوام آپدیت کنم
ولی با فوضولیم که دوست داره بدونه نسخه جدید چجوریه چیکار کنممممم