eitaa logo
هیمآ...♡
141 دنبال‌کننده
6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
18 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/4297348 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
چرا مورد تنفر واقع می‌شه؟😒 بخش دوم: اونا از نظر عاطفی آدمای پیچیده و توداری هستن که به زیاد نخندیدن معروفن. مردم بیشتر وقتا فکر می‌کنن که INFPها ازشون متنفرن، در حالی که این فقط حالت چهره‌ی خنثی اوناست. علاوه بر این، از اون‌جایی که INFPها ترجیح می‌دن روراست باشن، دلشون نمی‌خواد احساسات واقعیشون رو با احساسات کاذب یا اغراق‌آمیز بپوشونن. @Eema_MBTI | ادمین خورشید
هیمآ...♡
• چرا #INFP مورد تنفر واقع می‌شه؟😒 بخش دوم: اونا از نظر عاطفی آدمای پیچیده و توداری هستن که به زیاد
وای+++++ بخدا نصف ادمای عزیز زندگیم صرفا به خاطر چهرم که هشتاد درصد مواقع پوکره فکر میکنن ازشون بدم میاد :/
https://eitaa.com/9109301/13842 شما دوتا باهم تو صفین، قرار شد من برا جفت تون آستین بالا بزنم پس نگران نباش حواسم به جفت تون هست😔😂😂
هدایت شده از Normal..!
هیما، ایهام، هیام یچیز تو مایه های بیرجند، بجنورد، بروجرده
https://eitaa.com/9109301/13834 اون موقع برای خودمم خیلی جالب بود😁 قربانت❤️
چون یه سری ثم ثم نویس رو نمیشناسن، اینه:
هدایت شده از ثم ثم نویس
یادمه قبل تغییرم، بسیج دانشگاهمون پرچم اسرائیل رو کشیده بود کف حیاط ... از قصد از روش رد میشدم با اینکه بقیه بچه ها مسخره ام میکردن یادمه با همون عقیده و تیپ و قیافه روز قدس رو میرفتم چون اساسا با مشکل داشتم!! الانم که الانه وقتی سید راهین میخوابه و آروم تو جاش میذارمش و حواسم هست صدایی نیاد که یهو از خواب بپره نمیتونم بپذیرم یه جایی هست که بچه هاش خواب راحت ندارن! من با هر لقمه ای که به سید راهین میدم آرزو میکنم یه روزی انقدرررر قوی شه که بتونه با صهیونیسم مبارزه کنه حتی اگه هنوزم آدما مسخرم کنن من نمیتونم باشم
هدایت شده از ثم ثم نویس
قهرمان های زندگی همیشه وسط درگیری های شهری هالیوودی از راه نمیرسن قهرمان های زندگی قرار نیس قد بلند و سیکس پک دار باشن . قرار نیس شنل به دوش در حال پرواز باشن یا حتما نباید نقاب به صورت ، آدم ها رو نجات بدن میتونه ساعت ۶ صبح یه روز بارونی به زندگیتون بیاد میتونه فقط ۵۳ سانت قدش باشه و ۴کیلو و ۳۰ گرم وزنش !! میتونه کار خارق العاده اش این باشه که بتونه توی نور چشماشو باز کنه تا رنگ چشماش رو ببینی قهرمان زندگی اومده تا بفهمی درسته اینجا پادگان نیس ولی تو باید بشمار ۳ از حموم بیای بیرون یا با گریه مثل خشم شب بپری چون ممکنه گرسنه اش بشه اومده تا بفهمی همیشه نمیتونی مرتب باشی و یه وقتایی باید وسط محل کارت کل لباسات رو آب بکشی و یا شاید حتی میز دفتر دبیران رو!!🤦🏻‍♀️ اومده تا بفهمی پای تب کردناش و دونه دونه عطسه و سرفه کردناش صبورتر شی حتی اگه گوله گوله اشکات بیاد اومده تا بفهمی روزی دست یکی دیگه اس.. بابا چی رو حساب میکنه مگه مهمه مای بیبی چقدر شد؟ اومده تا بفهمی چطوری باید کار و درس و کلاس و رستوران و اربعین و سفر رفتن رو با وجودش مدیریت کنید حتی اگه هی بشنوی تو که مادر نیستی ..انقدر بچه رو نبر بیرون اومده تا بفهمی چون داره جاذبه زمین رو کشف میکنه باید صد بار یه چیز رو بندازه زمین و تو باید خم شی و برش داری اومده تا بفهمی باید تک تک حروف رو با حوصله براش ادا کنی و تک به تک قدم هاش رو کنارش باشی تا راه بیفته حتی اگه با هر زمین خوردن قلبت تیر بکشه قهرمان ما اومده تا ما رو بزرگ کنه... تا تربیتمون کنه قهرمان طلایی رنگ ما! بور بوری بابا!کاریزمای مامان! آرزو میکنم اون روزی که شاید مثل بابا قدت ۱۸۰ شد و خیلی از امروزت سنگین تر شدی اون روزی که برای دونه دونه ته ریش هات ذوق میکنم اون روزی که بابا صدای خروسی ات رو قراره مسخره کنه اون روزی ک همه بچه های مدرسه نگرانشن ک دیگه بهت نامحرم میشن 😅 اون روزی که کل کل میکنی ک میتونی منو بلند کنی و من دیگه نمیتونم بغلت کنم و ببرمت این ور اونور اون روزی ک تو رانندگی و کشتی مچ بابا رو قراره بخوابونی اون روز قهرمان واقعی ایران باشی درست مثل اصن قهرمان واقعی همه دنیا باشی درست مثل .... . پ.ن: به بهونه تولد یک سالگی ات :)
هیمآ...♡
قهرمان های زندگی همیشه وسط درگیری های شهری هالیوودی از راه نمیرسن قهرمان های زندگی قرار نیس قد بلند
هفته پیش بود. من بعد از مدرسه مونده بودم. ثمین هم همینطور، مثل نود درصد مواقع که همش مدرسه ست و برای ما برنامه ریزی میکنه :) راهین مریض بود، حالا ثمین مادری بود که بچه بغل بین اتاقش و اتاق دبیران مدام در رفت و آمد بود و به راهین می‌رسید. تبش رو چک می‌کرد، غرغر ها و گریه هاشو با صبوریِ تمام تحمل می‌کرد، دستمال به دست پنج ثانیه یه بار بینی بچه رو می‌گرفت، به جلسه‌ی رسانه سر میزد، ایده پردازی می‌کرد، کارای رگا رو هماهنگ می‌کرد و وسط همه اینا همش می‌خندید و مثل همیشه شوخی می‌کرد :)) حتی با وجود اینکه خودشم مریض بود اما لحظه ای اخم نکرد و نمی‌کرد... اره، من به چشم خودم میبینم که ثمین چقدر برای همه در حال دویدنِ... بیاین برای ثمین و ثمین ها دعا کنیم که خدا بهشون توان و برکت بده، که بتونن هر روز بیشتراز دیروز سرباز باشن و خدمت کنن... :)
هدایت شده از  ماھ‌رو؛'
زندگی پس از زندگی فقط همون یه ربع زمان استراحت بین کلاسا.