eitaa logo
هیمآ...♡
124 دنبال‌کننده
5.8هزار عکس
1.1هزار ویدیو
17 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/2583813 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
تلاش های ثمین برا اینکه همه بیان اردو قزوین:
هیمآ...♡
تلاش های ثمین برا اینکه همه بیان اردو قزوین:
واقعا حق میگه. باید به اونایی که واسه دلایل الکی نمی‌خوان بیان جایزه یبس جون برتر بدن
حالا اینجوری میگم خدا میزنه پس کله‌م رفتن خودم جور نمیشه😐🤦‍♀😂
مکالمه‌م با پسرخاله پنج سالم: _ خوبی امیرمهدی؟ +خوبم، (یهو چشماش برق میزنه و آروم دست میکشه رو لباسم) چقد لباست خووووشِله ولم کنین میخوام لپاشو گاز بگیرم😭✨
هدایت شده از توییتر مدیا
منطق درونگراها: خب مثلا اين حرفو زدم بعدش كه چی؟ »جاست عرفان« 🎩 @Social_Twitter
۵ تا ۶ و نیم کلاس زبان دارم (همین الان) ۸ تا ۹ هم کلاس ترکی، واسه امتحان از دو فصل سنگین موسیقی هم باید بخونم، حموم هم باید برم، دلم میخواد امشب هیات هم برم‌، خوابمم میاد...
وای وای بیاین به فشاری که امروز خوردم فکر‌ نکنیم.
شخصی که توی سه سال گذشته هنرستان، کمترین مراوده رو با من داشته و تازه امسال باهم سر و کار داریم برگشته با عصبانیت به من میگه نمیدونم چرا جدیدا اینجوری شدی؟ هرچی بیشتر باهات راه میام بیشتر... ینی اینجوری بودم که چی؟؟؟؟ دقیقا تو برا من چیکار کردی که داری منت‌ش رو سرم میذاری؟ تو بودی که با معلم ها به خاطرم دعوا کردی یا تو بودی که لحظه به لحظه از زندگیت گذشتی و برا من وقت گذاشتی؟ اگه توی کادر کسی زحمت برا من کشیده باشه، قطعا آدمای دیگه مث رسولی و ثمین و... هستن. نه تو، که الان برمیگردی منت کارای نکرده رو سر من میذاری😐
گفت یا زنگ میزنی مامانت فلان موضوع رو حل کنه یا باید بری خونه. درحالی که برگام ریخته بود واسه مساله به چه کوچیکی داره چقدر زیاد واکنش نشون میده مامانمو گرفتم و براش توضیح دادم چی شده، مامانم پشت تلفن در کمال خونسردی: نه ناراحت میشی نه کم میاری، میگی مامانم الان نمیتونه کاری کنه، اگر میخواید که هیچی اگر نه خیلی صریح و جدی وسایلتو جمع میکنی میای خونه. اصلا هم ناراحت نمیشی... خیلیم خوبه میای خونه به کارامون می‌رسیم.
و دقیقا کاری که گفت رو انجام دادم، خودش دید نه مادر و دختر پوست کلفت تر این حرفان کوتاه اومد، با لحن مهربون گفت آخه من خوشم میاد تورو بفرستم خونه...؟ برو سر کلاس...
دختری که مامانم ازم می‌سازه واقعا خیلی قویه. اگه کنار شخصیت آروم و زودرنج و استرسیِ من، مامانی غیر از مامان خودم قرار می‌گرفت قطعا دختر سر خورده ای بار میومدم. اگه مامانی نداشتم که وقتی میخوام سر چیزای الکی گریه کنم تو صورتم نگاه نمی‌کرد و نمی‌گفت ارزش اشکات رو ندارن، اگه مدام بهم یاد نمی‌داد که باید قوی باشم، باید عاقل باشم، باید پوست کلفت باشم، باید بچه پررو باشم، باید بلند حرف بزنم و نظرمو مودبانه بیان کنم، قطعا دختر سرخورده و مزخرفی بار میومدم.
تبلیغات ایتا: