eitaa logo
هیمآ...♡
125 دنبال‌کننده
5.8هزار عکس
1.1هزار ویدیو
17 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/2583813 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
کار آمریکاست
خب دیگه مطمئن شدم قطعا کار آمریکاست🤝
جوابای بچه ها عالیه😂😂
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نی‌نی فرفری برا تأویل🥲🤌
هیمآ...♡
نی‌نی فرفری برا تأویل🥲🤌
بچه فر تر از این حرفاس موهاشو زدن فِراش رفته
عه روزمون مبارک
برا کرمان و کرمانی ها و مسافرای کرمان دعا کنین🥲
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 | 🌹 | از زائرانت هم هراس دارند ... 💔🖤 کرمان تسلیت 😔 👇 https://eitaa.com/joinchat/381616182C9ebc5c7297
هدایت شده از کانال حسین دارابی
می‌گفت:«با مامان و بابا تو مسیر برگشتن بودیم؛ مامان خسته شد و نشست روی جدول خیابون.» علیرضا که به اینجای حرف‌هاش رسید، مادر گریه‌اش گرفت و رفت بیرون. طاقت نیاورد... پسرک چشم‌ش راه گرفته به جایی نامعلوم و دارد توی ذهن‌ش بازسازی می‌کند. -‌ «مسابقه گذاشتیم با بابام، دویدیم که برویم موکب برای مامان شربت بیاریم...» مکث می‌کند. چشم‌ش دارد همین چند ساعت پیش را می‌بیند! - «... صدای انفجار اومد، موج زد، چشم‌هام بد جور سوخت، افتادم زمین...» پاچه‌ی شلوارش را آرام زد کنار. سوختگی و خراشیدگی خودش را نشان داد. همراه مادرش آمده بود بیمارستان. از پدرش اما حرفی نزد. رفتم بیرون تا حالی از پدر علیرضا بپرسم؛ اشک روی صورت زن می‌ریخت پایین: -‌ «بابای علیرضا رو گم کردیم... علیرضا خبر نداره، بهش گفتم بابا جایی دیگه بستری هست!» از پیش آن‌ها می‌روم. بیرون از بیمارستان مسئول بخش را می‌بینم. علیرضا را به‌ش می‌شناسانم تا از پدرش خبری بگیرم؛ -‌ بهشون گفتیم گم شده! چون الان موقعیتِ دادن خبر شهادت باباش نبود...!»😭 ✍️ محمدحیدری @hosein_darabi
هدایت شده از •°|روایتگر فروغ|°•
11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آخرین روضه شهید عادل رضایی😭 او مداح گلزار شهدای کرمان بود که ساعاتی بعد از مداحی به شهادت رسید | عضوشوید 👇 @hosein_darabi
دلامون بدجوری خون شده.