eitaa logo
هیمآ...♡
123 دنبال‌کننده
5.8هزار عکس
1.1هزار ویدیو
17 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/2583813 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
:)
هدایت شده از کانال حسین دارابی
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این کلیپ نوید رو هر جا میتونید منتشر کنید... حرف دل همه ماست... برای اونایی که دارن مسخره میکنن... اونایی که ادعای انسانیت دارن و خوی حیوانیشون رو این روزها نشون میدن... به احترام مسئولی که توی میدونه باید ایستاد... پیج نوید جعفرزاده | عضوشوید 👇 http://eitaa.com/joinchat/443940864Cf192df24f0
هدایت شده از استاد محمد شجاعی
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☄️ مراقب خودتان باشید که جا نمانید! وگرنه مطمئن باشید این مصیبت، حرکت انقلاب را به مقصد باشکوه «تغییر تمدن جهان» سرعت چشم‌گیری می‌بخشد. | @ostad_shojae | montazer.ir
هدایت شده از مجهولات
مغزم دو دقیقه یه بار: - نه حالا جدا دیگه رئیسی و امیرعبداللهیان نیستن؟! :)))
هدایت شده از کانال حسین دارابی
اثر جدید حسن روح‌الامین نقاشی دیجیتال ضامن خادم | عضوشوید 👇 http://eitaa.com/joinchat/443940864Cf192df24f0
ماهم امشب دلش نمیاد مثل همیشه خوشگل باشه، محو شده...
روحم کتک خورده، زخمی شده، خون‌ریزی کرده، هق‌هق کرده، فریاد کشیده، نفس نفس زده، بغض کرده، و حالا، یه گوشه زانوی غم بغل گرفته و مچاله شده... :)
_ کاش بیدار شوم ، آمده باشی به خراسان بعدِ کرمان و بشاگرد و گلستان و لرستان کاش بیدار شوم ، اول اخبار تو باشی سرزده ، سر زده باشی به دو تا شهر و دهستان رفته باشی سفر خارجه و زود بیایی بروی باز به محروم‌ترین نقطۀ ایران با عبای گِلی و عینک و عمامۀ خاکی پای درد دل مردم بنشینی کف میدان ! زاهدان ، تا به کسی خسته نباشید بگویی یا کلنگی بزنی مدرسه‌ای را به مریوان ... کاش بیدار شوم ، زائر مشهد شده باشم شب میلاد رضا باشد و خوش باشم و خندان کاش بیدار شوم ، زیرنویس خبر امشب فقط از باد بگوید ، فقط از بارش باران ✍🏾مهدی‌جهاندار
دیروز که خونه مامان جونم دور هم بودیم، یه عالمه لباس یه گوشه ریخته بود که دوست مامانم داشت جمع‌شون میکرد، به مامانم گفتم: بگو نرگس بشینه، زشته انقدر کار میکنه! همینجوری دو سه بار بهش گفتیم لباسارو ول کنه، هربار سکوت می‌کرد و چیزی نمی‌گفت تا اینکه بار آخر سرشو آورد بالا و با بغض و لبخند گفت: نه آخه من کار نکنم می‌شینم گریه میکنم :) خواستم بگم منم امروز از صبح همین بودم، نشستم یه فصل گریه کردم، آخر پاشدم افتادم به جون خونه... ویس استاد شجاعی گوش کردم، غذا درست کردم، جاروبرقی کشیدن رو الکی الکی طول دادم، هر پنج دیقه در قابلمه رو باز کردم، لباس هایی که شست‌شو نمیخواستن رو شستم، بعد از چند روز به زهرا پیام دادم و‌‌... فقط به خاطر اینکه اگر سرمو گرم نکنم دوباره می‌شینم گریه میکنم و حقيقتا دیگه نمیتونم، نمیتانم. از من ساقطِ.
https://shahraranews.ir/fa/publication/content/15151/401913 رفته بود آب بیاورد. به قلمِ حامد عسکری