اینکه کم حرفم به خاطر اینه که داریم روزهای خاکستری زندگیمونو تجربه میکنیم.
اما امیدواریم، خیلی زیاد... امیدواریم به همون خدایی که یک سال و نیم پیش هم سر همین موضوع، دست مونو دقیقه نود خیلی خفن گرفت. همون خدایی که به معنی واقعی کلمه نشون مون داد برنامهی خودش از برنامهی ما خیلی بهتر و رویایی تره...
میدونیم که الان هم ولمون نمیکنه...
حقیقت اینه که این روزا جفت مون منتظر یه تقه کوچیکایم تا پقی بزنیم زیر گریه...
دروغ چرا؟ حتی شاید این روزا حوصله همدیگه رو هم زیاد نداشته باشیم، شاید چون جفت مون کمطاقت شدیم و ظرفیت مون پره زودتر هم از دست همدیگه ناراحت بشیم، شاید ترجیح بدیم به جای کارها و تفریحات قبلی، به جای ساعت ها حرف زدن باهم، به جای بیرون رفتن و دور زدن، الان اوقات خالی مونو با سکوت بگذرونیم و بخوایم که ذهن بهم ریخته مونو آروم کنیم.
این روزهای خاکستری نهایتا تا دو ماه آینده تموم میشن و تکلیف شون معلوم میشه اما فقط و فقط خدا میدونه که چجوری داریم صبوری میکنیم و خودمونو دنبال خودمون میکشیم و ادامه میدیم.
کم میاریم؟ بله
خسته میشیم؟ زیاد
عصبی و خشمگین میشیم؟ تا دلت بخواد!
ولی خب میگذره... مثل چیزی که همیشه گفتم زندگی فقط روزهای فانتزی و گوگولی مگولی نیست، بخش مهمی از زندگی همین روز های خاکستریِ مهگرفتهی ابری عه... اما مهم ما ایم.
که مطمئنایم خدای ابر و بارون و مِه، به زودی خورشیدش رو از پشت ابر برامون در میاره و نورشو میتابونه تو صورت مون :)
کلام آخر اینکه دعا مون کنید، زیاد و عمیق...
دعا کنید پایان این ماجرا لبخند نه تنها رو صورت ما دو تا بلکه رو صورت هر دو تا خانواده هامون باشه :)
دعا کنید که زورمون به زندگی برسه، که موفق بشیم و موفق باشیم🤍
اینارم نگفتم برای اینکه ناله کرده باشم و غر زده باشم، اینارو گفتم چون احساس میکنم به عنوان کسی که شاید یه نمه، یه گرم، یه نخود بیشتر از شما تجربه داشته باشه، باید واقعیت زندگی رو بدون دروغ و ادایی بازی بهتون بگم🥲🫂
بنده واقعا و عمیقا از هوش مصنوعی برای اینکه به جای من تحقیق میکنه و متن پاورپوینت مینویسه کمال تشکر رو دارم🤝
هیمآ...♡
اینکه کم حرفم به خاطر اینه که داریم روزهای خاکستری زندگیمونو تجربه میکنیم. اما امیدواریم، خیلی زی
دوستان چرا هیچی نمیگید که "اوقات" رو "اوغات" نوشتم؟😭😂
الان درستش میکنم🥲
اگه یه روزی ترک تحصیل کردم مطمئن باشید دلیلی جز اینکه نمیتونستم صبح زود پاشم برم دانشگاه، نداشته.
عزیزدلِ جدیدم، امروز بعد از یک ساعت صحبت کردن بهم گفت: ببین، تو قدرتمندی، توانمندی، ولی مواظب باش یه جایی این قدرت پاشنه آشیلت نشه. مواظب باش از همینجا نخوری...
مواظب باش این قدرت یه روزی باعث نشه یه کاری بکنی و یه تصمیمی بگیری که نباید...
خیلی حرفش درست بود. من قدرت دارم، قدرت گرفتن تصمیم های دیوانهوار و سخت. کافیه فقط بزنم به سیم آخر تا روانیکننده ترین تصمیمات رو بگیرم و عملیشون کنم!
نباید بذارم این قدرت یه روزی اونقدر شیر ام بکنه که تصمیم چرتی بگیرم...
برای نمایشگاه امسال پول میخوام، پول زیاد، پول فراوان، پول بی حد و مرز، پول تموم نشدنی.