eitaa logo
هیمآ...♡
123 دنبال‌کننده
5.8هزار عکس
1.1هزار ویدیو
17 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/2583813 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
گذشت و گذشت. کرونا یهو خودشو انداخت وسط زندگی مون. از هم دور شدیم و دیگه کلاس حضوری ای نبود تا یواشکی کلاسور زهرا رو بگیرم و براش بنویسم. چند ماه که گذشت بهش پیام دادم: زهرا از نوشته های توی کلاسورت عکس بگیر بفرست خودمم داشته باشم.
یه پی دی اف فرستاد. اسم شو گذاشته بود: دلنوشته های یواشکی. چون سر کلاس یواشکی می‌نوشتم و اون یواشکی میخوند این اسمو براشون گذاشته بود. و خب، این شد اسم نوشته هام از اون به بعد...
تمام نوشته های پی دی اف رو توی نُت گوشیم نوشتم و اسمشو گذاشتم دلنوشته های یواشکی.
از اونجا شد که دیگه یواش یواش شروع کردم هر موقع دلم می‌گرفت و حسش رو داشتم میرفتم توی اون نُت ها و می‌نوشتم. انقدر نوشتم که نت تموم شد. مجبور شدم یه نت جدید باز کنم به اسم : دلنوشته های یواشکی ۲...! و ادامه دادم، نوشتم و نوشتم و نوشتم... توی همون روزای کرونا الهام(یکی دیگه از اعضای اکیپ و همون دوستم که قبلا هم ازش حرف زدم) هم باهام همراه شد و مینوشت. بعضی شبا میرفتم پی وی‌ش و نوبت نوبتی متن می‌نوشتیم. اونم نویسندگی‌ش خوبه... دیگه ادامه دادم. همینجوری...
و الان، من تا "دلنوشته های یواشکی ۵" هم رفتم... :))
ولی خب میدونید. هیچ کس تا حالا توی زندگیم به اون درجه نرسیده که کل نوشته هامو خونده باشه! نه زهرا که این نوشته ها باهاش شروع شد، نه الهامی که خودش پای نوشتن بعضی نوشته ها بود...
چقدر حرف زدم. خب دیگه فعلا شب تون بخیر و این حرفا.
دعا و وضو هم دوست داشتین قبل از خواب انجام بدین قشنگه :)