بعد اینا چت که میکردن، داماد که همون پسر عمهی همسرم باشه یه جاهایی پیامای دختره رو نمیفهمید (دختره داشت با زبون بی زبونی میگفت که از داماد خوشش اومده و موافقه) بعد پیاما رو میفرستاد واسه همسرم که بده من بخونم ترجمه کنم براشون😂
امیدوارم عروس هیچوقت نفهمه که یه تیم در حال رمزگشایی پیاماش بودن😂💔
الان یهو میبینی عروس اینجا عضوه...
( فوبیای همیشگی: حضورِ بدون اطلاع آشنایان در اینجا)
زیر سِرمم،
درد و سوزش معده دارن اشکمو در میاره،
ولی فقط صدای آقا تو گوشم پخش میشه که میگه:
هر بلا ای کز تو آید رحمتیست...
و آروم میشم...
قربونت برم که حتی یادت هم مارو آروم میکنه :)❤️🩹
هیمآ...♡
زیر سِرمم، درد و سوزش معده دارن اشکمو در میاره، ولی فقط صدای آقا تو گوشم پخش میشه که میگه: هر بلا ای
این پیام مال ۸ و نیم صبح بود.
بچه ها فک کنم یه سایتی ۷، ۸ میلیون از پولامو خورد🙏 (ایشالا که اشتباه فکر میکنم)
تا بدبختی دیگر بدرود🙏
هیمآ...♡
بذارین مطمئن شم که پولامو خورده بعد آدرس شو میدم همگی باهم نفرین شون کنیم🦦 فعلا دعا کنین پولمو بده😭
زنگ زدم بهشون گفتن تا چند روز دیگه پولو بر میگردونیم بهتون، ایشالا که راست گفتن🙏
هدایت شده از - کافهشعر .
من از دلتنگیام چیزی نخواهمگفت ، میترسم
که این حجم از پریشانی ، دل او را برنجاند .