eitaa logo
هیمآ...♡
136 دنبال‌کننده
6.3هزار عکس
1.2هزار ویدیو
20 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/4297348 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
برای جنوب صلوات بفرستیم لطفا
https://eitaa.com/himayejan/23366 سلام هم‌درد🤝 بنده هم امشب در یک حرکت انتحاری هرچیزی که نمیخواستم بگم رو گفتم. چرا؟ صرفا برای اینکه حوصله مون سر نره :))) اخه یکی نیست بگه مگه تو دلقکی زن؟😭
هدایت شده از مجهولات
...
هیمآ...♡
روز ۱۴۹‌ام #مادری وقتی تو دلم بود، آخر شبا این صوت سوره واقعه رو میذاشتم کنار شکمم و آروم آروم ماساژ
روز ۱۵۳‌ام (۱) نمیدونم زینب امروز چه مشکلی داشت، ولی تقریبا از ظهر تا الان اصلا حالش خوب نبود. الان دیگه آروم شده و خوابیده ولی من هنوز نمیدونم که بالاخره چِش بود؟ بعد از ظهر سر جلسه مجازی خیمه‌هنر بودم که یهو دیدم تو بغل همسرم داره جیغ میزنه و از گریه ریسه میره، دوتا از انگشتای همسرمم غرق خون بود. فهمیدم سنجاقِ آویز پستونک‌ش که فلزی بوده رو کرده توی دهنش و کشیده روی سقف دهنش، همسرم دیده بود و رفته بود گیره فلزی رو در بیاره که میبینه دهنش پر از خون شده. سریع دستمال رو مچاله کردم و روی زخم فشار دادم که خون بند بیاد. همچنان ریسه میرفت و گریه می‌کرد. همزمان انگار یکی دل من رو هم توی مشتش مچاله میکرد. فقط مغزم فرمان داد که به همسرم بگم زنگ بزنه به عمه‌ش که پزشکه، ببینه لازمه ببریم برای بخیه زدن یا نه؟ خداروشکر عمه گفت بخیه لازم نداره فقط تند تند شیر بدم که زخم عفونت نکنه و حواسم باشه که خود زینب تب نکنه که نکرد خداروشکر و الحمدلله گذشت و زخمش هم بسته شد. ولی تا همین نیم ساعت پیش بی قراری خیییلی شدید میکرد‌. به خاطر زخمش هم نبود، چون اون کامل خوب شده بود‌. دوتایی داشتیم از شدت کلافگی می‌مردیم. و اینکه نمی‌فهمیدم چشه بیشتر اذیت مون میکرد... همینجوری زینب رو راه می‌بردیم، مسخره بازی در میاوردیم، اسباب بازی میدادیم، من شیر دادم، پوشکش رو عوض کردم، داروی دل‌درد دادم و... ولی هیچی کارساز نبود. زینب همچنان از گریه کبود بود. دیگه پناه آوردیم به ماشین. ردخور نداشت که زینب بره تو ماشین و آروم نشه، ولی امشب نشد! توی ماشین هم جیغ ميزد.
هیمآ...♡
روز ۱۵۳‌ام #مادری (۱) نمیدونم زینب امروز چه مشکلی داشت، ولی تقریبا از ظهر تا الان اصلا حالش خوب نبود
روز ۱۵۳ام (۲) دوباره دست به دامن عمه شدیم. عمه گفت احتمالا حساسیت‌ش عود کرده (زینب حساسیت به پروتئین گاوی داره اما من تا حالا اینو اینجا نگفته بودم) احتمالِ عفونت کردن گوش رو هم داد. متخصص آلرژی‌ای که قبلا زینبو برده بودم پیشش، یه سری دارو براش نوشته بود و گفته بود اگر بدتر شد بهش بده، منم تا الان نداده بودم اما عمه گفت امشب همونارو بدیم ولی فردا ببریمش که گوشش رو هم معاینه کنه. دارو هارو گرفتیم و همینطور بی هدف تو خیابون دور میزدیم بلکه زینب آروم بشه. بالاخره هم موفق شدیم و زینب همونطور که نشسته بود توی بغلم خوابش برد. به صورت تپلش نگاه میکردم و دلم براش میسوخت. از اینکه زبونش رو نمی‌فهمیدم احساس عذاب وجدان داشتم. از خدا میخواستم کاش یه کاری میکرد که بفهمم دقیقا مشکلش چیه؟ خلاصه... امروز و امشب پر ماجرای ما هم تموم شد. و الان یه پدر و مادرِ لهِ خسته هستیم که از شدت خستگی خوابمون نمی‌بره🥲 ولی در آخر به قول همسرم: خیلی خسته‌ام، اما اصلا از اینکه بچه‌ آوردیم پشیمون نیستم :) این متن و این عکس هم اینجا بمونه به یادگار🤌
ببخشید اگه طولانی شد👈🏻👉🏻 ولی تازه نصف‌ِ بقیه اتفاقای امروزو ننوشتم. چون دارم می‌میرم😀 پس شب بخیر🦦
خدایا تروخدا خودت منو واسه نماز صبح بیدار کن
هدایت شده از توییتر مدیا
من خیلی کم برای کسی آرزوی بد می‌کنم، ولی واقعا امیدوارم هر کسی بمبارون عروسی سیریک رو توجیه عریان یا بطور خجالتی سفیدشویی می‌کنه، خوشی‌های زندگیش عزا بشه. کسی‌که به این مرحله از رد دادگی، بی‌اخلاقی، شستشوی مغزی یا هر چیزی اسمشو بذارید رسیده باشه، دیگه فقط باید خودش دسته اول و به روش سختش تجربه کنه تا شیرفهم بشه. دیگه کاری از ما ساخته نیست. یکی از ما 🕊 @media_Twitter | توییتر مدیا
خوشحال کردن من خیلی کار راحتیه. همین که برام دل‌مزه نمکی و سیب زمینی بگیری کافیه👐
هدایت شده از مجهولات
910.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید مهدی زین‌الدین: هر گاه در شب جمعه شهدا را یاد کنید، آنها شما را نزد اباعبدالله یاد می‌کنند.
هدایت شده از هیمآ...♡
هدایت شده از سرکارعِلیّه
رفقا این سوره ۱۱ تا آیه داره و خوندنش دو دقیقه طول میکشه و حتی کمتر! اما همین سوره کوچیک به فرموده امام عزیزمون، امام صادق (ع)؛ کفاره گناهان یک هفته ما میشه... 😍 + پس چرا این فرصت رو از دست بدیم؟ 💕 باید خودمون رو عادت بدیم به خوندن این سوره در شب های جمعه. از همین کارهای ساده شروع کنیم. 👌🏻 از همین کارای کوچیک شروع کنیم تا کم کم خدا به ایمان ما برکت بده و روح ما رشد پیدا کنه و برای انجام کارهای بزرگتر آماده بشه...💪🌱🫀 پ.ن: قبل خوندنش حتما نیت داشته باشید، اولا برای رضای خدا بعد هم به انتخاب خودتون: به نیت فرج، هدیه به شهدا، هدیه به ائمه و.. با همین نیت ها و بدون هیچ زحمتی ارزش کارتون رو هزار برابر کنید! 🏅💌 .